ماهنامه موعود
(١)
شماره سيزدهم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
السلام عليك يا ابا صالح المهدى
٢ ص
(٤)
هزاره اى در هم پيچيده و خارق العاده
٤ ص
(٥)
توضيح مترجم
٤ ص
(٦)
مقاله اول
٥ ص
(٧)
هدف حمله بيت المقدس (اورشليم)
٨ ص
(٨)
شعر و ادب
١٠ ص
(٩)
آيه نور
١٠ ص
(١٠)
گل نرگس
١٠ ص
(١١)
اى خوب ترين نگاه عرفان
١١ ص
(١٢)
بيا
١١ ص
(١٣)
ديدار يار غائب
١٢ ص
(١٤)
فقط؛ با يك گل بهار مى شود!
١٣ ص
(١٥)
شهر منتظران
١٤ ص
(١٦)
ب اصول عملى (تجلى اصول نظرى)
١٤ ص
(١٧)
او خواهد آمد
١٨ ص
(١٨)
تكليف عاشقان
٢٣ ص
(١٩)
تحولات درونى مقدمه انقلاب بزرگ
٢٤ ص
(٢٠)
امشب از شمع رخت سوخته پروانه ما
٢٧ ص
(٢١)
ايرانيان و آغاز زمينه سازى براى ظهور حضرت مهدى، عليه السلام
٢٨ ص
(٢٢)
روايت آغاز حكومت مهدى، از ايران
٣١ ص
(٢٣)
ما برآريم شبى دست و دعايى بكنيم!
٣٤ ص
(٢٤)
اوقات اجابت دعا
٣٦ ص
(٢٥)
ويژه نامه غدير
٣٧ ص
(٢٦)
«غدير» بزرگترين عيد اسلامى
٣٨ ص
(٢٧)
پيام غدير
٤٢ ص
(٢٨)
صبح انعكاس لبخند توست
٥٤ ص
(٢٩)
اينجا غدير است
٥٦ ص
(٣٠)
ميعادگاه منتظران
٦٠ ص
(٣١)
مهدى در قرآن و حديث
٦٤ ص
(٣٢)
مهدى امام دوازدهم
٦٥ ص
(٣٣)
امام زمان و سيد بن طاووس- قسمت دوم
٦٨ ص
(٣٤)
موعود در قرآن (فرج بعد از شدّت)
٧٠ ص
(٣٥)
1 بررسى جايگاه و موقعيت آيه
٧٠ ص
(٣٦)
2 اضطرار چيست؟ مضطركيست؟
٧٠ ص
(٣٧)
3 رابطه اضطرار و اجابت دعا
٧١ ص
(٣٨)
4 مصاديق آيه محل بحث
٧٢ ص
(٣٩)
نظريه پردازى درباره آينده جهان و جهان آينده
٧٤ ص
(٤٠)
1 افول نسبى ايالات متحده آمريكا
٧٤ ص
(٤١)
2 مشكلات آينده جهان خصوصا جهان غرب
٧٦ ص
(٤٢)
تدارك جنگ بزرگ
٨١ ص
(٤٣)
گفتگو درباره امام مهدى عليه السلام- قسمت نهم
٨٢ ص
(٤٤)
ربيع الانام
٨٦ ص
(٤٥)
نگرشى به آيه تطهير
٩٢ ص
(٤٦)
آيه تطهير و همسران پيامبر
٩٣ ص
(٤٧)
تدبير در تعيين مصاديق اهل بيت
٩٣ ص
(٤٨)
وقت نزول آيه تطهير
٩٤ ص
(٤٩)
بحثى از تناسب موقعيت آيه تطهير
٩٤ ص
(٥٠)
مقايسه آيات مربوط به زنان با آيه تطهير
٩٥ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - او خواهد آمد

و نگرانى به چشمان اشكبار اسحاق خيره شد:

- يعنى بعد از اين؟ ...

- بله، بعد از اين دوران سختى شروع مى شود. شش روز پيش اين نامه نوشته شده و امروز حق كلام صاحب الامر، على بن محمد سمرى، از دنيا رفت.

حليمه نامه را به دست اسحاق داد: با اين همه بلا و مصيبت هنوز قرار است زمين از ظلم و ستم پر شود؟

- دل نگرانى من هم به همين دليل است. و گرنه على بن محمد مثل همه بندگان خدا بايد روزى از دنيا مى رفت و امروز رفت. خدا رحمتش كند. پيرمرد دوره امام حسن عسكرى، عليه السلام، را هم گذرانده بود و از اصحاب آن حضرت بود. از دوران شصت و نه ساله غيبت صغرى هم سه سال نيابت امام را به عهده داشت. آنچه مرا مى سوزاند اين همه ظلم و ستم و خونريزى است كه به اوج رسيده ... امروز در تشيع جنازه على بن محمد، هيچ كس حرفى نمى زند تا ماموران چيزى نفهمند. زندانها و سياهچالهاى عباسيان پر از شيعيان مظلومى است كه جرمشان محبت به آل على است ...

و گريه صداى اسحاق را بريد ...

حليمه سعى كرد او را آرام كند.

- بلند شو نمازت را بخوان! نماز به دلت آرامش مى دهد. هرچه خدا بخواهد همان مى شود.

اسحاق بلند شد و قامت به نماز بست. حليمه نتوانست فضاى روحى او را عوض كند. نمازش را كه خواند سفره نان را پهن كرد. اسحاق سر سجاده شانه هايش از گريه مى لرزيد. متوجه حضور او شد و سر برداشت.

سر سفره نشست. دانه خرمايى از توى كاسه برداشت؛ اما نتوانست آن را به دهان بگذارد.

- ببين اسحاق، خدا بزرگ است. او كه در اين چند سال با همه سختگيريها نگذاشته ارتباط شيعه با صاحبش قطع شود؛ بعد از اين هم نمى گذارد.

- مگر فراموش كردى همين چند سال پيش در دوران نيابت حسين بن روح، كار را به جايى رساندند كه حسين پنج سال زندانى بود!؟ مگر يادت رفت مدتى گفتند هركس به زيارت كربلا و كاظمين برود بايد دستگير شود!؟

- تو هم مگر يادت رفت كه همان زمان توقيعى از ناحيه مقدسه آمم د كه همه را از زيارت اين اماكن نهى فرموده بودند.

- با اين همه زندانها پر از شيعه است. از شمشير آل عباس خون مى چكد.

- در هر حال دستشان كه به صاحب الامر نمى رسد.

- ولى كارى كردند كه صاحبمان براى زمانى طولانى از ديده همه پنهان شوند. خدا مى داند دوران اين غيبت چقدر طول بكشد.

از كنار سفره عقب رفت. بغض گلويش را مى فشرد. نمى توانست چيزى بخورد. حليمه دل نگران نگاهش كرد: صاحب الامر نفرموده تكليف چيست؟

- آخرين توقيع را كه خواندى. ديگر كسى رابط بين مردم با امام نيست. نزديك به هفتاد سال دل همه به اين گرم بود كه نقطه اتصالى با امام وجود دارد.

توقيع را دوباره بيرون آورد: شيعه بعد از اين خيلى گرفتار است.