ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣١ - روايت آغاز حكومت مهدى، از ايران
گفتار پيامبر، صلىاللهعليهوآله، نوشته بوده و در آن حوادث و پيشامدهاى آينده بوده، بلكه بنا به گفته برخى از روايات، در آن نوشته، نام تمام فرمانروايان حاكم بر مسلمانها، تا روز قيامت ذكر شده بوده و آن را فرزندش ابو هاشم از وى به ارث برده و نام كسانى را كه از عباسيان حكومتخواهند كرد به اطلاع آنان رسانده است ...
اما با اين همه، آنچه در مساله خراسانى و شعيب بهتر به نظر مىرسد، رواياتى است كه مىگويد خروج خراسانى و شعيب همزمان خروج سفيانى و يمنى است، چون اين روايات، منتسب به امامان، عليهمالسلام، مىباشد و سندش محكمتر است، بلكه در اين روايات احاديث صحيح[١] السندى نيز مانند روايت ابوبصير از امام باقر، عليهالسلام، وجود دارد.
در هر صورت، اين مرحله از حكومت زمينه سازان دولتحضرت، چنانچه ما هم ترجيح داديم، سال قبل از ظهور وى و يا احتمال اينكه شش سال باشد و در هر حال آخرين مرحله حكومت آنهاست، اما آنچه مشكل به نظر مىرسد، شناخت مراحل ديگر دولت آنها قبل از آخرين مرحله آن است و اينكه فاصله بين آغاز حكومت آنان به واسطه مردى از قم و بين خروج سيد خراسانى و شعيب چقدر است؟ ... اين در حقيقتبخشى مفقود از سلسله روايات مربوط به ايرانيان است كه من در روايات نديدم چه اندازه بوده است .. آرى در برخى از روايات، اشارههايى در اين زمينه وجود دارد كه بعد از بيان مهمترين روايات مربوط به حكومت آنان، خواهد آمد.
روايت: آغاز حكومت مهدى، از ايران
از جمله آن روايات، حديثى است كه صراحت دارد، آغاز نهضتحضرت مهدى، عليهالسلام، از ناحيه مشرق خواهد بود از امير مؤمنان، عليهالسلام، نقل شده است كه فرمود:
آغاز ظهور او از مشرق است، زمانيكه اين امر پيش آمد، سفيانى خروج مىكند.[٢]
و از طرفى آنچه كه علما بر آن اتفاق دارند و در روايات به نحو تواتر[٣] وارد شده اين است كه ظهور
آن حضرت از مكه است، بنابراين بايد مراد از گفته امير مؤمنان، عليهالسلام، كه فرمود: «آغاز نهضت او از ناحيه مشرق است» يعنى آغاز و شروع نهضت وى از مشرق، يعنى ايران است. و همچنين دلالت دارد كه آغاز نهضت آن حضرت، قبل از خروج سفيانى بوده و فاصله بين آغاز امر او و خروج سفيانى، مدتى نه كوتاه و نه طولانى است. زيرا در روايت، هضتحضرت بر خروج سفيانى، با «واو» عطف شده است نه «فاء» و «ثم» كه دلالتبر فاصله داشته باشد، بلكه مىتوان گفت اين روايت، اشاره به نوعى ارتباط سببى