ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٦ - پيام غدير
اى مردم! على را برتر از همه بدانيد كه گذشته از من، از هر مرد و زنى، برتر و والاتر است. [بدانيد] كه خداوند، به خاطر ماست كه به جهانيان، روزى مىدهد و آفرينش بر پاى و برقرار است؛ هر آن كس كه اين سخن مرا انكار كند، ملعون و ملعون و مغضوب و مغضوب درگاه حق است. هان! آگاه باشيد كه اين سخنان را بيقين جبرئيل از سوى حق تعالى به من خبر داده و گفته است كه: «هر كس با على به عداوت و دشمنى برخيزد و ولايت و محبت او را در دل نگيرد، لعنت و خشم مرا نسبتبه خود. فراهم كرده است؛ پس هر كس بايد كه در كار خود بنگرد كه براى فرداى خود چه آماده نموده است؛ پس بايد كه از مخالفتبا على، سختبر حذر باشيد، مباد كه پس از ثابت قدمى، پايتان بلغزد كه خداوند به هرچه كنيد، آگاه است.
اى مردم! على، همان كس است كه خدا در كتاب مجيد خود، به عنوان «جنب الله» از او ياد كرده و از زبان مبتلايان دوزخ، فرموده است: «يا حسرتا على ما فرطت فى جنب الله.»[١]
اى مردم! در قرآن، به تدبر و تفكر، نظر كنيد و در درك و فهم آيات آن بكوشيد، به محكمات آن توجه كنيد و از متشابهاتش پيروى منماييد. و به خدا سوگند كه بجز اين مرد كه هم اكنون، دست او را گرفته و بر كشيدهام هرگز ديگرى نيست كه بتواند دستورات قرآن را براى شما روشن كند و تفسير آيات آن را بيان نمايد؛ همين مردى كه اينك بازوى او را گرفته و به شما اعلام مىكنم كه: هر كس را كه من مولا و سرپرست و صاحب اختيارم، على، مولا و سرپرست و صاحب اختيار اوست؛ اين مرد، على بن ابيطالب است، برادر و وصى من است، كه فرمان دوستى و ولايت او از جانب حق متعال بر من نازل گرديده است.
اى مردم! على و آن پاكان از فرزندانم، ثقل اصغرند و قرآن، ثقل اكبر است، كه هر يك از ديگرى خبر مىدهد و هر كدام، آن ديگر را تاييد و تصديق مىكند؛ ميان اين دو ثقل و اين دو امر گران، جدايى نخواهد بود تا آنكه به قيامت در كنار حوض، به من رسند. ايشان امناى حق در ميان خلق و فرمانروايان او بر روى زميناند. بهوش باشيد كه من، آنچه لازم بود، گفتم.
به هوش باشيد كه مطلب و مقصود را ابلاغ كرده و به گوش شما رساندم. توضيح دادم كه اين امر، به دستور خداوند بود و من نيز از سوى او، عز و جل، به شما ابلاغ نمودم. به هوش باشيد كه عنوان «اميرالمؤمنين» بر كسى جز برادر من روا نيست و اين سمت و مقام و فرمانروايى بر مسلمانان پس از من، براى هيچ كس جز وى مجاز و حلال نيست.
(رسول خدا، صلىاللهعليهوآله، در اين هنگام، بازوى على، عليهالسلام، را بگرفت و او را بالا برده و به مردم نشان داد، تا آنجا كه پاهاى وى، محاذى زانوان پيامبر مىرسيد و پس از آن به سخن ادامه داد:)
اى مردم، اين مرد، على است، برادر و وصى من و حافظ علم و خليفه و جانشين من بر امت است. على است، مفسر قرآن، كتاب خدا.
اوست كه مردم را به حق دعوت مىكند و اوست كه به هر چه موجب رضا و خشنودى خداست، شتابنده است. اوست كه با دشمنان حق. در پيكار و ستيز و بر فرمانبردارى و اطاعت از خدا، سختكوش و باز دارنده مردمان از معاصى و نافرمانيهاست. اوستخليفه و جانشين رسول خدا و اميرالمؤمنين و پيشوا و هادى خلق خدا. اوست كه به امر خدا قاتل «ناكثين» و «قاسطين» و «مارقين» است.
[اى مردم!] آنچه مىگويم به فرمان پروردگار مىگويم و اين خواست و دستور حق است كه هيچ سخنى از او، به دست من تغيير و تبديل نپذيرد؛ حال مىگويم: خداوندا! هر آن كس كه على را دوست مىدارد،