ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧١ - ٣ رابطه اضطرار و اجابت دعا
گونه اى كه نه كشتى ديگرى باشد و نه شناگرى كه تو را نجات دهد؟
- بله.
- آيا در آن حالت قلبت به چيزى مرتبط نشده كه قدرت داشته باشد تا تو را از اين مهلكه نجات دهد؟
- بله.
حضرت فرمودند: اين همان خدايى است كه قدرت بر نجات و فرياد رسى دارد در جايى كه هيچ نجات دهنده و فرياد رسى نيست.[١]
اين از ويژگيهاى انسان است كه هنگام گرفتارى به ياد خدا مى افتد و در همه حال او را صدا مى زند؛ گرچه ممكن ست بعد از رفع مشكل دوباره خدا را فراموش كند.
و اذا مس الانسان الضر دعانا بجنبه او قاعدا او قائما، فلما كشفنا عنه ضره، مر كان لم يدعنا الى ضر مسه.[٢]
و هنگامى كه به انسان ناراحتى برسد، ما را در حالى كه به پهلو خوابيده، يا نشسته و يا ايستاده است، مى خواند. اما هنگامى كه ناراحتى او را برطرف كرديم چنان مى رود، مثل اينكه هرگز ما را براى حل مشكلى كه به او رسيده، نخوانده است.
ناسپاسان مستكبر نيز در گرفتاريها، در حالى كه با اخلاص خدا را مى خوانند با خود عهد مى بندند كه در صورت نجات شكرگزار خدا باشند.
حتى اذا كنتم فى الفلك و جرين بهم بريح طيبة و فرحوا بها، جاءتها ريح عاصف و جاءهم الموج من كل مكان و ظنوا انهم احيط بهم، دعوا الله مخلصين له الدين، لئن انحينا من هذه لنكونن من الشاكرين. فلما انجاهم اذاهم يبغون فى الارض بغير حق.[٣]
... تا اينكه زمانى كه در كشتى قرار گرفتيد و بادهاى ملايم آنها را حركت داد و به آن خوشحال شدند، ناگهان طوفان شديدى مى وزد و امواج از هر سو به طرف آنها مى آيد و يقين پيدا مى كنند كه در محاصره آن قرار گرفته اند، در اين هنگام با اخلاص در دين، خدا را مى خوانند كه اگر ما را نجات دهى از سپاسگزاران خواهيم بود.
در اين حالت حتى مشركان نيز از بتها قطع اميد مى كنند و فقط به خدا پناه مى برند، هرچند كه بعد از رهايى از گرفتارى دوباره به شرك رو آورند.
فاذا ركبوا فى الفلك دعواالله مخلصين له الدين، فلما نجاهم الى البر اذا هم يشركون.[٤]
هنگامى كه سوار بر كشتى شوند با اخلاص در دين، خدا را مى خوانند، اما وقتى خداوند آنها را سوى خشكى نجات داد، در اين هنگام مشرك مى شوند.
آرى، هنگامى كه امواج بلاها و سختيها و حوادث دردناك انسان را احاطه كرد و دست او از همه جا كوتاه شد، حجابهايى كه جان آنها را فرا گرفته بود كنار مى رود و با تمام وجود خدا را مى بيند و با اخلاص فراوان او را مى خواند. اما پس از رفع گرفتاريها، دوباره پرده هاى غفلت سراسر وجود انسان را فرا مى گيرد، به همين دليل خداوند در بعضى مواقع به مردم سختيهايى مى دهد تا به درگاه او روى آورند و تضرع كنند.
و ما ارسلنا من قرية من نبى الا اخذنا اهلها بالباساء و الضراء لعلهم يضرعون.[٥]
در هيچ شهر و آبادى پيامبرى نفرستاديم مگر اينكه اهل آن را به سختيها و دردها دچار كرديم، شايد تضرع كنند.
خداوند متعال در آيه اى ديگر از قرآن پس از بيان همين نكته، كسانى را كه بر اثر سختيها تربيت نشده اند توبيخ كرده و مى فرمايد:
و لقد ارسلنا الى امم من قبلك، فاخذناهم بالباساء و الضراء لعلهم يتضرعون\* فلولا اذ جاءهم باسنا تضرعوا و لكن قست قلوبهم و زين لهم الشيطان ما كانوا يعلمون.[٦]
ما براى امتهاى پيش از تو پيامبرانى را فرستاديم و آنها را به سختيها و دردها دچار كرديم، شايد برگردند. پس چرا وقتى مجازات ما به آنها رسيد برنگشتند، ولى قلبهاى آنها سخت شد و شيطان آنچه را انجام مى دادند بر ايشان زينت داد.
بنابراين رنج و سختى از عوامل مهم بازگشت به سوى خداست؛ اما كسى كه بر اثر گناه سنگدل شود، شيطان در درون او راه مى يابد و اعمال زشت او را زينت مى دهد و راه بازگشت به سوى خدا را بر او مى بندد.
٣. رابطه اضطرار و اجابت دعا
از آيه محل بحث استفاده مى شود كه براى اجابت دعا تحقق دو شرط لازم است: