ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - ايرانيان و آغاز زمينه سازى براى ظهور حضرت مهدى، عليه السلام
سرپرستى امور اجتماعى و سياسى خود برمىگزينند؛ گرچه وى از پذيرفتن اين منصب خرسند نيست؛ امّا آنها او را سرپرست خود قرار مىدهند. سپس سيد خراسانى، شعيب بن صالح را به فرماندهى نيروهاى مسلّح خويش برمىگزيند.
در تعدادى از روايات، زمان آخرين مرحله زمينهسازى آنان كه متصل به ظهور حضرت مهدى عليه السلام است مشخص گرديده كه شش سال خواهد بود. اين برهه، مرحله شعيب و خراسانى است. از محمّد بن حنفيه نقل شده است كه فرمود:
درفشهاى سياهى از بنى عباس و پس از آن درفشهاى سياه ديگرى از خراسان خروج مىكنند كه حاملان آنها كلاه سياه و لباس سفيد بر تن دارند، پيشاپيش آنان مردى است كه وى را صالح بن شعيب و يا شعيب بن صالح مىنامند او از قبيله بنى يمنم است آنان نيروهاى سفيانى را شكست داده و در بيت المقدس فرود مىآيند تا مقدمه حكومتحضرت مهدى، عليهالسلام، را فراهم آورند، تعداد سيصد تن ديگر از شام به او مىپيوندند، فاصله خروج او تا تقديم زمام امور به حضرت مهدى، عليهالسلام، هفتاد و دو ماه مىباشد.[١]
در مقابل اين احاديث، روايات ديگر است كه مىگويد، ظاهر شدن خراسانى و شعيب، مقارن و همزمان، ظاهر شدن يمنى و سفيانى است از امام صادق، عليهالسلام، روايتشده است كه فرمود:
خروج خراسانى و سفيانى و يمنى در يك سال و يك ماه و يك روز واقع مىشود، درفش يمنى در بين اين پرچمها از همه هدايتگر است، زيرا وى مردم را به حق دعوت مىكند.[٢]
و از امام باقر، عليهالسلام، منقول است كه فرمود:
خروج سفيانى و يمنى در يك سال و يك ماه و يك روز است مانند نظم و ترتيب دانههاى تسبيح كه يكى بعد از ديگرى است. جنگ از هر طرف روى مىآورد. واى بر كسانى كه در مقابل آنان بايستند در ميان آن درفشها، پرچم يمنى هدايتگرتر است، آن درفش حق است و شما را به سوى صاحبتان (مهدى، عليهالسلام) دعوت مىكند.[٣]
ظاهرا، مراد از خروج اين سه نفر به ترتيب، مانند دانههاى تسبيح، با اينكه در يك روز واقع مىشود اين است كه انگيزههاى خروج آنها با يكديگر ارتباط سياسى دارد. البته آغاز خروج آنان در يك روز است، اما ترتيب جنبش آنان و استحكام امورشان مانند مهرههاى تسبيح، يكى پس از ديگرى واقع مىشود.
به علاوه روايت هفتاد و دو ماه اگرچه قابل قبول است. چون به طرق زيادى از محمد بن حنفيه نقل شده است. روايات، گوياى اين است كه وى داراى نوشتهاى از پدر بزرگوارش حضرت على، عليهالسلام، بوده كه حضرت آن را از