ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - سيل فرقه هاى نوظهور و سدّ شكسته ما
شرع؛
٣. فقدان طرحى قابل دفاع براى آينده و جايگزين مناسبات بحرانزده كنونى؛
٤. دامن زننده به پلوراليسم مذهبى؛
٥. تكيه كننده بر حيات فردى و نحلهاى؛
٦. تساهل و تسامح در مناسبات فردى و جمعى زنان و مردان؛
٧. شكستن مرزهاى حلّيت و حرمت در خورد، خوراك و روابط مردان و زنان؛
٨. آلودگى به درجات مختلف از شرك، نفاق و حتّى كفر (ثنويت، تثليث، ضدّ خدايى، شيطانپرستى)؛
٩. ارتباط پنهان با مجامع ماسونى و صهيونى؛
١٠. فقدان نظام جامع عقيدتى، اخلاقى و عملى، متناسب با نيازهاى مادّى و فرهنگى انسانها؛
١١. ابتلابه افراط و تفريط در آموزهها؛
١٢. همسويى با خاستگاه و اهداف غرب و صهيونيسم بين الملل.
به كارگيرى ابزار نوين رسانهاى (راديو، تلويزيون، ماهواره و اينترنت) و محصولات جديد سمعى و بصرى (لوحهاى فشرده) با استفاده از سرمايههاى حاميان صليبى و صهيونى و سرريز اين جريانات فرقهاى، اين امكان را فراهم آورد كه تيراژ و شمارگان بىسابقه، در ميان عموم مردم ساكن شرق اسلامى به گردش درآيد.
توزيع رايگان آثار و منشورات، تأسيس هزاران سايت بر روى شبكه جهانى اينترنت، راهاندازى شبكههاى اجتماعى، كليساهاى تلويزيونى و خانگى و تشكيل محافل در خانهها و ... بر سرعت دامن گستردن اين جريانات افزوده است.
طى سى سال اخير، سازمانها و نهادهاى رسمى فرهنگى در كشور، به دلايل مختلف قادر به رديابى و شناسايى خطرهاى تهديدكننده فرهنگى نبودند؛ بلكه نقش بازدارنده و منفى نيز در اين ميدان ايفا كردهاند.
به دليل ابتلاى اين سازمانها و نهادهاى دولتى وابسته به رديف بودجه رسمى كشورى به:
١. نظام بروكراتيك ادارى؛
٢. مديريت حزبى و قبيلهاى با عمر كوتاه فصلى؛
٣. كارشناسان حقوق بگير و فاقد اطّلاعات و تجربه؛
٤. فقدان انگيزه و درد؛
٥. فقدان استراتژى كلان فرهنگ و سياست فرهنگى مدوّن؛
٦. عوامل نفوذى بيگانه و جاسوس در لباس عوامل خودى؛
٧. مصونيت ويژه در برابر هر گونه نقد و پرسش خبرگان و خبرنگاران،
آنها قادر به رصد وقايع و جريانات و جبران خسارات نبودند و در اين ميان، گاه خود مبدّل به عامل توسعه و نشر آموزههاى مشكوك و مردود نيز شدند؛ چنان كه طى سالهاى اخير، آثار مكتوب جريانات فرقهاى نوظهور از مجارى رسمى گذر كرده و با طى مراتب، امكان حضور در شهر و كوى و برزن را يافتهاند.
به جرئت مىتوان اعلام داشت: بيش از يكصد ميليون نسخه از اين آثار در ايران توزيع شده است.
ملاحظات سياسى و درگيرىهاى حزبى و گروهى داخلى نيز در غفلت از اين ماجرا و اخذ تصميم بهموقع و قاطع بىتأثير نبوده است. حسب آنچه رخ داده، امروزه در ميان مردم و به ويژه نسل جوان، بسيارى از حسّاسيتها و غيرتورزىهاى دينى و ملّى كمرنگ شده و جاى خود را به نوعى تساهل و تسامح بخشيده است؛ بخش بزرگى از سنّتهاى پسنديده، ضعيف و كمرنگ شده و زشتى انجام برخى از رفتارها و بدىها از بين رفته است.
ابتلا به خورد، خفت، شهوت، دورى گزيدن از ازدواج و قبول مسئوليت خانوادگى، افزايش طلاق و گسست پيوندهاى خانوادگى، تنها بخشى از عوارض اين رويدادها هستند.
آنچه رخ داده، خواست عوامل بيگانه و ائتلاف صليب و صهيون است. مشكل ما اينجاست كه:
١. از دشمن و دشمنى ورزيدن بىوقفهاش غفلت مىورزيم؛
٢. بدون ملاحظه تاريخ گذشته، با نوعى سادهلوحى، رويدادها را بريده و نقطهاى مطالعه مىكنيم و از شناسايى جريانى پرهيز داريم؛
٣. مجال پرسش و نقد را به عموم نهادها، سازمانها محدود كرده و به اشخاص حقوقى مصونيت بيش از اندازه بخشيدهايم؛
٤. مناصب و پستها را نه بر اساس لياقت و ضرورت، بلكه بر اساس تمايلات حزبى و قبيلهاى، بين اشخاص تقسيم كردهايم؛
٥. از شنيدن آمار و اطّلاعات واقعى پرهيز مىكنيم و به تملّقگويان و چاپلوسان، مجال جولان مىدهيم؛
٦. از آخرالزّمان و مأموريت الهى بنىاسماعيل براى تأسيس حكومت جهانى غفلت داريم؛ به همان سان كه چشم خود را بر تمنّاى بنىاسرائيل براى تأسيس امپراتورى جهانى بستهايم؛
٧. از سرمايهها و امكانات بالقوّه انسانى و توان فرهنگى موجود در كشور كه مىتواند ما را در گذار از اين شرايط يارى دهد، تنها به دليل سوءتفاهمها و پچپچهاى اطرافيان و نزديكان غفلت داريم.
والسّلام على من التّبع الهدى
سردبير
پىنوشتها:
[١]. اين كتاب با عنوان «آيين رزم» به زبان فارسى ترجمه و توسط انتشارات هلال چاپ و منتشر شده است.
[٢]. اسلام و بحران عصر ما، روژه دوپاسكيه، حسن حبيبى، ص ٥١.
[٣]. بررسى شيوههاى تبليغاتى مسيحيت، مرتضى نظرى، ص ٩٦.
[٤]. در كتاب غرب و آخرالزّمان به طور مفصّل به موضوع پرداختهايم.