ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - ٤ نفوذ ميان نخبگان
آنچه در پى مىآيد، نوشتارى برگزيده از كتاب «اسنادى تاريخى تقديم به عالىجناب پاپ» است كه خانمها نرگش يزدى و معصومه اميرى آن را گردآورى كردهاند. اهمّيت موضوع و تناسب آن با شرايط كنونى جامعه مسلمانان سبب انتخاب اين مطلب بوده است. اميد كه مورد پسند خوانندگان عزيز «موعود» قرار گيرد.
١. مسلمانان نبايد متّحد شوند
پيش از بازخوانى تاريخ كليسا و سابقه پاپها در باب خشونت و عقلستيزى، نخست به برخى توطئههاى جارى صليبىها عليه اسلام و مسلمانان اشاره مىكنيم.
ملّتها و امّتهاى يك دل و متّحد كمتر آسيبپذيرند و در برابر هر نوع يورش بيگانه، تاب مىآورند، از اين رو جريانهاى صليبى جديد، خطّ مشى خود را چنين بيان مىدارند:
«چنانچه مسلمانان با در نظر گرفتن اين توان بالقوّه با يكديگر متّحد شده و امّت واحدهاى كه آرمان مسلمانان تلقّى مىشود و در «قرآن» نيز به آن اشاره شده، تشكيل دهند، اساسىترين مشكل در برابر سيطره دنياى مسيحيّت ايجاد شده است.
وحدت اسلامى، آرزوهاى ملل بيدار را به همراه دارد و آنان كمك مىكند تا از نفوذ اروپا خارج شوند، ولى برنامههاى تبليغى مبشّران مىتواند عظمت اين جنبش عظيم را در هم شكند؛ زيرا اين برنامهها به اروپا جلوه جذّابى مىدهند و مىتوانند انقلاب اسلامى و وحدت آن را از ريشه بركند».[١]
روژه دوپاسكيه نيز اظهار مىدارد:
اگر مسلمانان در يك امپراتورى اسلامى، متّحد شوند، خطر بزرگى به وجود مىآورند، ولى تا روزگارى كه متفرّق هستند و با يكديگر سازگارى ندارند، بدون وزن و اثر بوده و از آينده آنان نبايد هراس داشته باشيم.[٢]
با توجّه به همين قدرت شگرف وحدت امّت مسلمان بود كه جاسوسان انگليسى در جهان اسلام، ايجاد جنگهاى فرقهاى ميان مسلمانان را توصيه مىكردند.
اسلام به پيروان خود دستور مىدهد تا اتحّاد و دوستى را ميان خود حفظ كنند و از اختلاف بپرهيزند و قرآن به آنان فرمان مىدهد: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا». حال آنكه بايد هر چه بيشتر بدگمانى را در ميان مسلمانان نسبت به يكديگر گسترش داد و در اين مورد بايد به انتشار كتابهايى كه در آن توهين به مذاهب يكديگر كرده باشند و تفرقه را دامن بزند، استفاده كرد و براى اين كار بايد به مقدار كافى هزينه مالى نمود.[٣]
٢. كاتوليك و پروتستان، متّحد عليه اسلام
فعّاليتهاى تبليغى و نفوذى مسيحى غربى با ماهيّت استعمارى در جهان اسلام و به ويژه «ايران»، نه مخصوص كاتوليكها و نه محدود در تفرقهافكنى بين مذاهب اسلامى بود. پروتستانها نيز در پى اهداف استعمارى در جهان اسلام و از جمله ايران هستند. ايوانف، ايرانشناس روسى درباره فعّاليتهاى ميسيونرهاى مسيحى در ايران مىنويسد:
ميسيونرهاى آمريكايى كه از اواسط قرن نوزده ميلادى به منظور ايجاد فضاى مناسب براى توسعهطلبى «آمريكا» به ايران آمده بودند، در اوايل قرن بيستم فعّاليتهاى خود را در اين كشور توسعه دادند و در اواخر قرن نوزدهم ميلادى، ميسيونرهاى پروتستانى آمريكا غير از «اروميه» در «تهران»، «تبريز» و «همدان» مشغول فعّاليت شدند و تبليغات خود را از راه تأسيس كليسا و نمازخانه و كلاس و داروخانه انجام مىدادند، اطّبا و معلّمان و ميسيونرهاى آمريكايى، نقش جاسوسان و مبلّغان امپرياليسم را در ايران بازى مىكردند.[٤]
٣. ترويج زبان انگليسى و فرهنگ غربى ميان مسلمانان
تاكلى، ميسيونر مذهبى در جهت مبارزه فرهنگى با اسلام و ترويج فرهنگ غربى در كشورهاى اسلامى مىگويد:
ما بايد در ايجاد مدارس مسيحى و غربى، دولت و ملّت ايران را تحريك كنيم و تعليمات غربى را براى آنان جلوه دهيم؛ زيرا بيشتر مسلمانان عقايدشان با خواندن لغت انگليسى و ترويج فرهنگ غربى، متزلزل مىگردد و كتابهاى درسى غرب، اعتقاد به كتاب مقدّس شرقى (قرآن) را امرى مشكل مىسازد.[٥]
٤. نفوذ ميان نخبگان
همفر، جاسوس خاورميانهاى انگليسى نيز در كتاب خاطرات خود، برنامه طرح شده براى نابودى اسلام و مسلمانان را اينگونه بيان مىكند:
يكى از طرحها، توسعه دادن برنامه تبليغى مسيحيّت است؛ بدين ترتيب كه مبلّغان را در هر صنف وارد كنيم، به خصوص در ميان نخبگانى چون حسابداران، پزشكان، مهندسان و مانند آنان و نيز لازم است در تقويت كليساها، مدارس، بيمارستانهاى مسيحى، كتابخانهها و جمعيّتهاى به اصطلاح خيريه تبليغاتى در پهنه