ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣
استاد سبزوارى به فقهات معروف و شناخته شده و در اين زمينه نگارشهايى از خود بر جاى گذاشته كه بارزترين و مهمترين آنها دانشنامه فقهى «مهذّب الاحكام» است. اين دانشنامه به شرح كتاب «عروة الوثقى» آيت الله العظمى سيّد محمّدكاظم يزدى پرداخته است.[١] در كتاب «جذوةٌ مقتبسةٌ من حياة المرجع السبزوارى: پرتوهايى برگرفته از زندگانى مرجع دينى آيت الله سبزوارى (ره)» درباره تأليف اين كتاب آمده است:
ايشان در يكى از سالهاى عمر شريف خود به ناراحتى قلبى مبتلا شد، پزشك مخصوص او، دكتر موسى سعيد الاسدى از او خواست كه در بيمارستان بسترى شود؛ زيرا وضعيّت قلب او، خطرناك و نگرانكننده بود. امّا او بسترى شدن در بيمارستان را نپذيرفت و از پزشك خويش خواست كه به او مهلت بدهد، چنانچه خوب نشد، آنگاه بسترى گردد.
او، راه بهبودى و شفاى خود را در توسّل به امام صادق (ع) جست و نيمه شبى به رغم اصرار خانواده به ماندن، به «مسجد سهله» رفت و با توسّل به امام صادق (ع) نيّت كرد، چنانچه عافيت يابد يك دايرةالمعارف گسترده و كامل پيرامون احكام دينى بنويسد. دعايش مستجاب افتاد و پس از بهبودى براى وفاى به نذر، كتاب فقهى و استدلالى خود را در ٣٠ جلد به پايان رسانيد و آن را «مهذّب الاحكام فى بيان الحلال و الحرام» ناميد.[٢]
ويژگىهاى اخلاقى سيّد سبزوارى
درباره ويژگىهاى اخلاقى و سرّ توفيقات اين فقيه اهل بيت (ع) و دانشور پارساى ربّانى آوردهاند كه:
پنجاه سال تمام نماز جماعت او منظّم و مستمر برقرار بود. نوافل و مستحبّاتِ نمازهاى روزانه او با اينكه اشتغال به تدريس، تعليم و تأليف داشت، ترك نمىگرديد و به نماز شب و تهجّد سحر دلبستگى و پاىبندى خاصّى داشت. در پيوستگى، پيوند، انس و الفت او با قرآن همين بس كه هر هفته يك ختم كامل قرآن را تلاوت مىكرد و هر شب در ساعتى معيّن به «حرم اميرمؤمنان (ع)» مشرّف مىشد. به زيارات ائمه معصومان (ع) به ويژه سالار شهيدان (ع) علاقه عجيب و عشق خاصّى داشته و بارها با پاى پياده- با كهولت سن- مسير نجف تا «كربلا» را مىپيمود و چنانچه اشاره رفت در ميان اعمال عبادى و مستحبّات به نماز جعفر طيّار و زيارت عاشورا تعبّد شديدى داشت. اين است سرّ توفيقات و رمز و راز يك عمر با بركت. پيوند با قرآن و اهل بيت (ع)، به عنوان ميراث گرانسنگ پيامبر (ص)، پيوستگى با اهل بيت (ع) به عنوان قرآنِ ناطق و پيوند با قرآن به عنوان ثقل اكبر.
و اين است سرّ سلام امام عصر (ع) به اين سيّد سبزوارى: «سلام مرا به او برسانيد!»
كوچ تا بىكرانگى
سرانجام حضرت آيت الله العظمى سيّد عبدالاعلى سبزوارى در روز دوشنبه ٢٥/ ٥/ ١٣٧٢ ش. برابر با ٢٧ صفر ١٤١٤ ق. (در شب رحلت پيامبر اكرم (ص) و شب شهادت امام حسن مجتبى (ع)) در نجف اشرف دار فانى را وداع گفت و به ديدار دوست شتافت.
مرگ او به نحو مشكوكى بود و از روى قرائنى، گفته شده است كه توسط سم به شهادت رسيده است. پس از درگذشت اين مرجع اعلاى دينى، حاكمان ضدّ دين و بشريّت، تمام ارتباطات تلفنى بيشتر شهرهاى عراق با خارج را قطع كرده و در نجف اعلام حكومت نظامى نمودند.
پيكر پاك اين پيشواى پارسا، در محاصره مأموران امنيّتى بعثى، در خانه، غسل داده شد و با نظارت بعثيان، بىسر و صدا به حرم اميرمؤمنان (ع) برده شد و پس از طواف در مسجدى كه در آن نزديك نيم قرن نماز خوانده و درس داده بود، غريبانه و تنها با حضور ٥ تن از نزديكانش به خاك سپرده شد.
پس از آگاهى از درگذشتِ اين فقيه فرزانه، مراسمهاى زيادى در گوشه و كنار ايران و ديگر جاها برگزار شد. مقام معظّم رهبرى در پيامى از مقام منيع فقاهت ايشان تجليل كرد و از وى به عنوان «فقيهى عالى مقام» و «عالمى بزرگ» ياد كردند. خدايش بيامرزاد و با مواليانش محشور كناد!»[٣]
پىنوشتها:
[١]. عبدالعظيم المهتدى البحرانى، قصص و خواطر، صص ١٤٩- ١٥١.
[٢]. همان.
[٣]. دايرة المعارف تشيّع، ج ٥، صص ٣٧٧- ٣٧٨.
[٤]. محدّث قمى، مفاتيح الجنان، صص ٧٤- ٧٥.
[٥]. سيّد محمّدعلى ايازى، شناختنامه تفاسير، ص ٢٧٢.
[٦]. قصص و خواطر، ص ١٤٠.
[٧]. گلشن ابرار، ج ٥، ص ٥١٦.
[٨]. قصص و خواطر، صص ١٤٠- ١٤١.
[٩]. گلشن ابرار، ج ٥، ص ٥١٧.