ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٨ - ٥ كشيش هاى پيش قراول ارتش هاى استعمارى
سرزمينهاى اسلامى و انتشار ميليونها كتاب درباره مسيحيّت به صورت رايگان در ميان مسلمانان بكوشيم. همچنين سعى كنيم كه هميشه تاريخ مسيحى همراه تاريخ اسلامى ذكر شود و در ديرها و كليساها، جاسوسهايى با پوشش راهب و راهبه بگماريم كه كارشان آگاهى يافتن از فعّاليتهاى مسلمانان و ترويج مسيحيّت باشد».[١]
٥. كشيشهاى پيشقراول ارتشهاى استعمارى
طى ساليان استعمار، همواره كليسا از حاميان اصلى استعمار غربى در جهان اسلام به شمار آمده است و در اين راستا از هيچ تلاشى براى يارىرسانى به استعمار و غارت جهان اسلام، فروگذار ننموده است.
ذكر اين نمونهها، مسئله را روشنتر مىنمايد، ژنرال مايك، فرمانده سفيدپوست غربى و پيشقراول حمله به «استانلى وين»، يكى از ايالات مسلماننشين «كنگو» در «آفريقا» در خاطرات خود آورده است:
ما به كوچك و بزرگ رحم نمىكرديم، ما به اين بهانه كه هر كدام از مسلمانان، ممكن است عضو نهضت آزادىبخش ملّى كنگو باشند، حدّاقل پنجهزار زن، كودك، پير و جوان را قتل عام كرديم و در اين جريان، كشيشان سفيدپوست وابسته به ميسيونرهاى مذهبى مسيحى به علّت آشنايى با وضع محل، ما را رهبرى مىكردند.[٢]
از جمله برنامههاى استعمارگران غربى در جهان اسلام، همواره اين بوده است كه از كليسا و جمعيّتهاى مسيحى و تبليغى مسيحيّت براى ايجاد بلوا، اختلافات داخلى و ترويج شعائر انحرافى مانند مليّتگرايى افراطى و ... بهرهبردارى كند.
همچنين مىتوان به تحريك بوميان آفريقا عليه مسلمانان اشاره كرد. در «اوگاندا» بارها، بوميان به تحريك ميسيونرها با مسلمانان درگير شدند و گاه به كمك سلاحهاى مجهز و امكانات فراوانى كه غرب در اختيار بوميان مسيحى قرار مىداد، مسلمانان را كشتار و حذف مىكردند. اين سياست به گونهاى مشابه، در كشورهاى «موزامبيك»، «مالاوى» و «تانزانيا» با مشاركت ارتشهاى استعمارى غرب و كليساى مسيحى عليه مسلمانان به اجرا درآمده است.
مسيحيان با چنين شيوههايى توانسته است بر تعدادى از كشورهاى اسلامى به طور مستقيم يا غير مستقيم سلطه داشته باشند. در «سنگال» كه ٩٠ جمعيّت آن مسلمان است، مدّت بيست سال فردى مسيحى حكومت كرده و دركشورهاى «مالاوى»، «موزامبيك» و «تانزانيا» نيز مسلمانان، به هيچ وجه در سرنوشت خود دخالت ندارند، در كشورهايى همانند «مصر»، در زمان سادات و مبارك و همچنين «اردن»، «نيجريه»، «گابن»، «سيرالئون» كه همسران رؤساى جمهور آنها مسيحى بودند نيز به سركوبى اسلام و مسلمانان پرداختهاند.[٣]
موضوع اخير؛ يعنى ترغيب و ايجاد زمينههاى لازم براى رهبران كشورهاى اسلامى براى اختيار كردن همسران مسيحى و سپس اعمال سياستهاى صليبى در جهان اسلام، همواره يكى از ترفندهاى قوى و برنامهريزى شده استعمار براى تسلّط بر كشورهاى اسلامى و مسلمانان بوده و هست.
در طول تاريخ استعمار، نمونههاى بسيارى از نقش كليسا در كشورهاى مسلمان به عنوان عضوى از پيكره سازمان جاسوسى