ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - حقّ النّاس
صَاحِبُهَا؛ غيبت از زنا سختتر است. سؤال شد: علّتش چيست يا رسول الله؟ فرمود: زيرا زناكار توبه مىكند و خدا توبهاش را مىپذيرد، ولى غيبت كننده توبه مىكند، امّا خدا توبهاش را نمىپذيرد تا طرف مقابلش او را حلال كند.»
هر يك از اين دو روايت دليلى بر يكى از دو قول هستند.
ولى روايتى از امام صادق (ع) رسيده است كه مىتواند جامع بين دو قول باشد، حضرت فرمود:
«فَإِنِ اغْتَبْتَ فَبَلَغَ الْمُغْتَابَ فَاسْتَحِلَّ مِنْهُ فَإِنْ لَمْ تَبْلُغْهُ وَ لَمْ تَلْحَقْهُ فَاسْتَغْفِرِ اللهَ؛ اگر غيبت كسى را كردى و او با خبر شد، بايد از او طلب حليّت كنى، ولى اگر مطّلع نشد، برايش طلب مغفرت كن».
دليل اين حكم اين است كه اگر شخص غيبت شده اطّلاع نداشته باشد، طلب حليّت از او به منزله خبر دادن و موجب برانگيختن فتنه و برافروختن آتش كينه است.
اگر شخص غيبت شده به سبب مرگ يا مسافرت از دسترس خارج شده باشد، مثل كسى است كه از غيبت خبر ندارد و استغفار كفايت مىكند.
از جهت فقهى هم سؤال مىشود: اگر كسى غيبتى از شخصى كرده يا تهمتى زده يا شنيده، آيا در اين مورد بايد رضايت فرد غيبت شده و شخص تهمت زده شده را جلب كرد يا خير؟
در جواب گفته مىشود: لازم نيست ولى بايد توبه كند.
امّا از جهت كلامى مرحوم شيخ مفيد (ره) در كتاب «اوائل المقالات» مىفرمايد:
مشهور بين مردم اين است كه خداوند حقّ الناس را نمىتواند ببخشد و در موارد حقّ الناس بايد از خود شخص حلاليّت طلبيد و در اين مورد خداوند هيچ گونه دخالتى نمىكند؛ امّا حقيقت مطلب اين است كه خداوند از آنجايى كه مالك خود عبد و مالك اموال او و مالك ذمّه عبد مىباشد مىتواند حقّ او را ببخشد و مىتواند او را راضى يا حلال كند، به هر نحوى كه بخواهد؛ بدون هيچ گونه محذوريّتى.
پىنوشتها:
١. ترجمه كتاب اخلاق مرحوم شبر، ص ٢٤١
٢. وسائل الشيعه، ج ٢٢، ص ٤٠٣
٣. وسائل الشيعه، ج ١٢، ص ٢٨٠
٤. مستدرك الوسائل، ج ٩، ص ١١٨
٥. استفتائات، ج ٢، ص ٦٢٠
٦. اوائل المقالات، ص ٣٣٩.
منبع: پايگاه حوزه ٥٨٢٤٥٨٢٤