ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و بيست و يكم
٢ ص
(٢)
فهرست
٢ ص
(٣)
سيل فرقه هاى نوظهور و سدّ شكسته ما
٤ ص
(٤)
چشم در راه
٩ ص
(٥)
از ميان خبرها
١٠ ص
(٦)
جزاير عربستان
١٠ ص
(٧)
1 موقعيّت اين دو جزيره
١٠ ص
(٨)
2 داستان اشغال اين دو جزيره
١٠ ص
(٩)
3 خروج اسرائيل از اين جزاير
١١ ص
(١٠)
4 پس از خروج اسرائيل
١١ ص
(١١)
راز ماندگى و واماندگى
١٢ ص
(١٢)
حساب و كتاب پايان سال
١٧ ص
(١٣)
گزارش تصويرى
١٨ ص
(١٤)
حقّ خدا!
٢٠ ص
(١٥)
حقوق امام زمان (ع)
٢٢ ص
(١٦)
1 ضرورت اداى حقوق امام (ع)
٢٣ ص
(١٧)
2 حقوق امام عصر (ع)
٢٣ ص
(١٨)
الف دوست داشتن
٢٣ ص
(١٩)
ب تمسّك جستن
٢٣ ص
(٢٠)
ج دوستى با دوستان و دشمنى با دشمنان
٢٣ ص
(٢١)
د پذيرفتن ولايت
٢٤ ص
(٢٢)
ه مقدّم داشتن
٢٤ ص
(٢٣)
و پيروى كردن
٢٤ ص
(٢٤)
ز گرامى داشتن
٢٤ ص
(٢٥)
ح ادا كردن حقوق مالى
٢٥ ص
(٢٦)
ط پيش كش كردن مال
٢٥ ص
(٢٧)
ى فرستادن صلوات
٢٥ ص
(٢٨)
ك ياد كردن
٢٥ ص
(٢٩)
دو ويژگى حقوق مردم
٢٦ ص
(٣٠)
1 متقابل بودن حقوق
٢٧ ص
(٣١)
2 گذشت ناپذير بودن تجاوز به حقوق بندگان
٢٧ ص
(٣٢)
حقّ النّاس
٢٨ ص
(٣٣)
گمشده اى به نام حقوق عابر پياده
٣٠ ص
(٣٤)
ترمينولوژى طنز حقوقى
٣١ ص
(٣٥)
حقوق متقابل زن و شوهر
٣٢ ص
(٣٦)
الف تشويق به پاس داشت حقوق خانواده
٣٢ ص
(٣٧)
ب نهى از پايمال كردن حقوق خانواده
٣٣ ص
(٣٨)
ج حقوق دو جانبه زن و شوهر
٣٣ ص
(٣٩)
د حقوق زن بر شوهر
٣٣ ص
(٤٠)
ه حقوق شوهر بر همسرش
٣٣ ص
(٤١)
و پاداش فرمانبردارى زن از شوهر
٣٣ ص
(٤٢)
احترام به استاد
٣٤ ص
(٤٣)
حقوق همسايگى
٣٦ ص
(٤٤)
معرفى كتاب
٣٨ ص
(٤٥)
دعا براى بخشايش ستم ها
٣٩ ص
(٤٦)
گلستانه
٤٠ ص
(٤٧)
بهار عاشقان
٤١ ص
(٤٨)
صبح صادق
٤١ ص
(٤٩)
بهشت سرمد
٤١ ص
(٥٠)
آميزه عشق و عرفان
٤١ ص
(٥١)
مهمان ماه بابك نيك طلب
٤٢ ص
(٥٢)
بهار فردا
٤٢ ص
(٥٣)
آفتابى ترين روز
٤٣ ص
(٥٤)
سال ها مبارزه و مجاهدت!
٤٤ ص
(٥٥)
حمايت از انقلاب اسلامى و شيعيان لبنان
٤٥ ص
(٥٦)
بخشى از كرامات ايشان
٤٥ ص
(٥٧)
اسلام و بحران عصر ما
٤٦ ص
(٥٨)
1 مسلمانان نبايد متّحد شوند
٤٧ ص
(٥٩)
2 كاتوليك و پروتستان، متّحد عليه اسلام
٤٧ ص
(٦٠)
3 ترويج زبان انگليسى و فرهنگ غربى ميان مسلمانان
٤٧ ص
(٦١)
4 نفوذ ميان نخبگان
٤٧ ص
(٦٢)
5 كشيش هاى پيش قراول ارتش هاى استعمارى
٤٨ ص
(٦٣)
6 نفوذ در آموزش و پرورش
٤٩ ص
(٦٤)
7 حمايت مالى مستقيم استعمارگران از كليسا در جهان اسلام
٤٩ ص
(٦٥)
8 ترويج فحشاء قمار و شراب ميان جوانان مسلمان
٤٩ ص
(٦٦)
9 تهاجم فرهنگى و كادرسازى ميان زنان و جوانان
٤٩ ص
(٦٧)
10 سانسور اسلام در غرب
٥٠ ص
(٦٨)
11 مبارزه با قرآن
٥٠ ص
(٦٩)
12 حمله به شخصيّت پيامبر (ص) و محمّدستيزى
٥٠ ص
(٧٠)
سپاهيان آسمانى امام مهدى (عج)
٥٢ ص
(٧١)
ساكنان عالم غيب
٥٣ ص
(٧٢)
ويژگى هاى ملائكه
٥٤ ص
(٧٣)
الف عصمت و اطاعت امر الهى
٥٤ ص
(٧٤)
ب علم
٥٤ ص
(٧٥)
ج قرب و كرامت الهى
٥٤ ص
(٧٦)
د عبادت
٥٤ ص
(٧٧)
ه وظيفه مدارى
٥٤ ص
(٧٨)
و بال و پر ملائكه
٥٤ ص
(٧٩)
ز مكان و مسكن ملائكه
٥٤ ص
(٨٠)
بهره مندى از امداد ملائكه
٥٥ ص
(٨١)
خصوصيات دجّال
٥٨ ص
(٨٢)
ترمينولوژى روايات
٥٨ ص
(٨٣)
فراماسونرى چيست؟
٥٩ ص
(٨٤)
مفاهيم و توضيحات اوّليه
٥٩ ص
(٨٥)
اعضاى فراماسونرى
٥٩ ص
(٨٦)
پيدايش فراماسونرى
٥٩ ص
(٨٧)
دليل راه حرم
٦٠ ص
(٨٨)
اسرار و آثار نماز جعفر طيّار
٦١ ص
(٨٩)
حضرت آيت الله العظمى سبزوارى كيست؟!
٦٢ ص
(٩٠)
ويژگى هاى اخلاقى سيّد سبزوارى
٦٣ ص
(٩١)
كوچ تا بى كرانگى
٦٣ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - ز گرامى داشتن

آنگاه ما در ادّعاى دوستى با اهل بيت عصمت و طهارت (ع) صادق هستيم كه دوستان آنها را دوست بداريم و با دشمنان آنها دشمنى كنيم. از اين رو در روايات، دوستى با دوستان اهل بيت (ع) و دشمنى با دشمنان آنها، يكى از حقوق امامان معصوم (ع) برشمرده شده و بسيار بر آن تأكيد شده است.

پيامبر خاتم (ص) در اين باره مى‌فرمايد:

«هر كس دوست دارد كه بركشتى نجات بنشيند و به دستگيره محكم چنگ آويزد و ريسمان استوار خدا را بگيرد، بايد پس از من، على را دوست بدارد و با دشمن او دشمنى كند و امامان هدايتگر از نسل او را به پيشوايى بپذيرد؛ زيرا آنان پس از من جانشينان و اوصياى من و حجّت خدا بر خلقند و سروران امّت هستند و پرهيزگاران را به سوى بهشت مى‌برند. حزب آنها، حزب من و حزب من، حزب خداست و حزب دشمنان آنان، حزب شيطان است.»[١]

د. پذيرفتن ولايت‌

به تصريح روايات، در آموزه‌هاى اسلامى هيچ موضوعى به اندازه موضوع ولايت، تأكيد نشده است‌[٢] و به همين دليل مى‌توان گفت، پذيرش ولايت و سرپرستى امامان معصوم (ع) يكى از مهم‌ترين حقوق آنهاست. در روايتى كه از پيامبر اعظم (ص) نقل شده است، در اين زمينه چنين مى‌خوانيم:

«هركس دوست دارد كه مانند من زندگى و چون من بميرد و به بهشتى كه پرودگارم مرا وعده داده است، وارد شود، پس بايد ولايت على بن ابى‌طالب و وارثان پاك او را كه پس از من امامان هدايتگر و چراغ‌هاى تاريكى‌ها هستند، بپذيرد؛ زيرا آنها هرگز شما را از راه راست به كج‌راهه گمراهى نمى‌كشانند.»[٣]

امام على (ع) نيز در اين باره مى‌فرمايد:

«ما را برعهده مردم، حقّ فرمانبرى و ولايت است و براى اين كار، از خداوند سبحان پاداش نيك خواهند گرفت.»[٤]

ه. مقدّم داشتن‌

به دليل برترى‌ها و ويژگى‌هاى بى‌مانندى كه خداى متعال به اهل بيت عصمت و طهارت (ع) ارزانى داشته، سزاوار است كه آنها در همه زمينه‌ها بر همگان مقدّم داشته شوند و هيچ كس بر آنها ترجيح داده نشود. به اين موضوع نيز به عنوان يكى از حقوق امامان معصوم (ع)، در روايات بسيار توجّه شده و از جمله در روايتى كه از پيامبر اكرم (ص) نقل شده، چنين آمده است:

«خداى متعال ذرّيه هر پيامبرى را از پشت خود او قرار داده است، ولى ذرّيه مرا از پشت على بن ابى‌طالب (ع) ... پس آنان را پيشرو قرار دهيد و از ايشان جلو نيفتيد؛ زيرا آنان در خردسالى، بردبارترين شما هستند و در بزرگى، داناترينتان. بنابراين، از آنها پيروى كنيد؛ چرا كه ايشان شما را به گمراهى نمى‌كشانند و از راه راست بيرونتان نمى‌برند.»[٥]

و. پيروى كردن‌

امامان معصوم (ع) در علم، تقوا، شجاعت، سياست، سخاوت، كرامت و ديگر صفات پسنديده اخلاقى، سرآمد اهل روزگار هستند و به همين دليل، مردم بايد آنان را پيشوا و مقتداى خود سازند و در همه امور به آنها اقتدا كنند. پيامبر اكرم (ص) در اين باره مى‌فرمايد:

«هر كس خوشحال مى‌شود مانند من زندگى كند و مانند من از دنيا برود و در بهشت برينى كه پروردگارم آن را كاشته است، ساكن شود، بايد پس از من على را دوست دارد و به امامان پس از من اقتدا كند؛ زيرا آنان عترت منند، از طينت من آفريده شده‌اند و فهم و دانش روزى شده‌اند.»[٦]

ز. گرامى داشتن‌

پيامبر اعظم (ص) همواره بر ضرورت گرامى داشتن اهل بيت طاهرين خود (ع) تأكيد مى‌كرد و امّت خود را از آزار و اذيّت آنان برحذر مى‌داشت. به همين دليل مى‌توان گفت كه يكى از حقوق قطعى و مسلّم امامان معصوم (ع) گرامى داشتن، عزيز شمردن و خوار نساختن آنان است.

در روايتى كه ابن عبّاس نقل كرده، در اين زمينه چنين آمده است:

رسول خدا- درود خدا بر او و خاندانش باد- بر منبر رفت و برايمان سخنرانى كرد و مردم جمع شدند. آن حضرت فرمود: «اى مردم! شما [در روز قيامت‌] گرد آورده خواهيد شد و درباره ثقلين از شما خواهند پرسيد. پس مواظب باشيد كه پس از من با آنان چگونه عمل مى‌كنيد. آنان، اهل بيت من هستند. هركه ايشان را آزار دهد، مرا آزار داده و هركه به ايشان ستم كند، به من ستم كرده است. هركه ايشان را خوار دارد، مرا خوار داشته و هركه ايشان را عزيز شمارد، مرا عزيز شمرده است. هركه ايشان را يارى دهد، مرا يارى داده و هركه ايشان را تنها و بى‌ياور گذراد، مرا تنها و بى‌ياور گذاشته است.»[٧]