ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - پيدايش فراماسونرى
قرآنى- اسلامى است؛ همچنين آنها خود را انسانهايى بشر دوست و صلح طلب معرفى مىنمايند؛ يعنى مَركب آنها به جاى جنگ و خونريزى كه نماد آن رنگ قرمز است، بر مَركبى سفيد سوارند (و بر الاغ سفيدى سوار است) و بهوسيله آن اهداف قرمزِ پشت پرده خود را به پيش مىبرند، امّا مهمترين ويژگى اين سازمان مخوف و مخفى، ضدّيت با اديان توحيدى اصيل است كه دقيقاً بر روايات اسلامى صدق مىكنند.
\* گردانندههاى اين جريان، جريانهايى مشابه را نيز اداره مىكنند كه عنوان دجّال و خصوصياتش بر همه آنها صدق مىكند، اين گردانندهها، شبكهها و جريانهاى متّصل به آنها، در اختيار صهيونيسم و استكبار جهانى هستند كه مقام معظّم رهبرى از آنها با عنوان شبكه زورگويان صهيونيست جهانى ياد نموده است؛ جريانى كه تمامى يا حدّاقل، اكثر فساد، تباهى و جنايات سراسر جهان، زاييده اعمال آنهاست.
فراماسونرى چيست؟
معناى لغوى فراماسونرى
\* واژه فراماسونرى از لغت فرانسوى «فران ماسونرى» (fran masonery) به معناى بنّا يا معمار آزاد است كه در زبان انگليسى به آن «فرى ميسون» (free mason) به همان معنا مىگويند.
مفاهيم و توضيحات اوّليه
اين عبارت، نام سازمانى است كه در عصر حاضر جزو تشكيلات مخفى وابسته به يهوديّت جهانى مىباشد. اينان همان معماران نظامهاى سياسى جهانند كه از تمام قيود و قوانين كشورها و اديان، آزاد و تنها به اربابان يهودى خود جوابگو هستند.
اعضاى فراماسونرى
\* به اعضاى اين سازمان مخفى، فراماسونر يا ماسون مىگويند.
در حال حاضر بيش از هشت ميليون فراماسونر در سراسر جهان وجود دارد كه اكثر آنها (٦ ميليون نفر)[١] در آمريكا زندگى مىكنند، به راحتى مىتوان يك كشور را با چند هزار نخبه در عرصههاى مختلف هدايت و كنترل نمود؛ پس آنها به راحتى مىتوانند بر دنيا حكومت پنهان خود را داشته باشند و جهان را به سوى اهداف از پيش تعيين شده، سوق دهند.
\* اعضاى اين تشكيلات از ميان نخبگان سياسى، اقتصادى (سرمايهداران بزرگ)، نظامى، فرهنگى و علمى كشورهاى مختلف انتخاب مىشوند و در مكانهايى به نام «لژ» تشكيل جلسه مىدهند.
پيدايش فراماسونرى
پيدايش اين سازمان مخفى به دوران جنگهاى صليبى باز مىگردد؛ آنگاه كه گروهى خود را شواليههاى معبد ناميدند و در «فلسطين» به حفارىهايى براى پيدا كردن معبد و گنجهاى آن دست زدند. اين گروه كه برخى آنها را يهودى و برخى، مسيحى مىپندارند، بعد از بازگشت به فرانسه، عقايد و اعمال كفرآميزى از خود بروز دادند كه باعث قتل عام و فرار آنها به مناطقى كه تحت حاكميّت كليساى كاتوليك نبود، شد. فراماسونرها در سال ١٧١٧ م. از حالت فرقهاى عقيدتى به حالت عقيدتى- سياسى تغيير هويّت دادند و وارد بازى بين المللى شدند.
پىنوشتها:
[١]. مهدى موعود، ترجمه و نگارش على دوانى، ص ٩٦٥.
[٢]. راز بزرگ، ص ١٧٥.