ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - حساب و كتاب پايان سال
به ويژه حقّ مردم و حقّ طبيعت را ادا نكنيم؛ زيرا اينها امانات و هداياى الهى هستند و ما نمىتوانيم مدّعى شويم كه صاحب امانت و هديه را حقيقتاً ستايش مىكنيم؛ درحالى كه امانات و هداياى او را خوار مىشماريم و تباه مىسازيم. طبعاً اگر ادا كردن حقّ خالق، خلق و خلقت جاندار و بىجان او به درستى انجام مىپذيرفت، بهشت موعود بر روى زمين پديدار مىشد؛ ولى همواره ما انسانها در يكى يا برخى از اين وجوه پيشرفت مىكنيم و از ساير وجوه غفلت مىورزيم و بهره و زيان معنوى و مادّى رفتار دوگانه خود را هم شاهد هستيم. به امروز آمريكا و اروپا و ساير كشورهاى صنعتى و مثلًا پيشرفته نگاه كنيم و تباهى اخلاقى و زيست محيطى آنها را كه به زعم خودشان مصيبت جبرانناپذير اجتماعى و روانى و فيزيولوژيك به بار آورده است، به خاطر آوريم و به اين آيه شريف قرآن در مورد آنها و خودمان به دقّت بينديشيم:
- به علّت آنچه مردمان با دستان خويش فراهم ساختند، تباهى در خشكى و دريا آشكار شد تا نتيجه سوء برخى از كردارهايشان را به آنها بچشاند، شايد (از آن راه خطا) باز گردند.
\* آخرين كلام، راز تحوّل ادوار تاريخى از ديدگاه قرآن چه مىتواند باشد؟
\* هيچ كس مدّعى كشف راز نيست، ولى آنچه از قرآن مجيد مستفاد مىشود، آن است كه سير زندگى تاريخى ما با نوع نسبتى كه با خالق و خلقت او انتخاب مىكنيم، فراز و نشيب و دگرگونى مثبت و منفى مىپذيرد. در تاريخ اسلام هم پيامبر اكرم (ص) ضمن ابلاغ كلمه توحيد و رسالت خود به على (ع) و همسرش خديجه كبرى (س) فرمود: «اسلام اين شرط را دارد كه آنچه براى خود دوست مىداريد براى من (مسلمان) هم دوست داشته باشيد و آنچه دوست نداريد، براى من نيز روا مداريد.» در حكومت خويش در مدينه نيز همان قدر كه به ساختن مسجد و اقامه عبادت تأكيد ورزيد، به حفر قنوات و آبيارى و آبادى اراضى باير و سواد و بهداشت عمومى و اعمال عدالت اقتصادى و اجتماعى و سياسى همّت گماشت تا به اين كلام راستين خود كه دنيا مزرعه آخرت است جامه عمل بپوشاند و شاهدى بر اين آيه هشدار دهنده قرآن باشد كه: «آنكه در اين زندگى دنيا كور باشد، در آخرت نيز كور خواهد بود».
آرى، جهان آشكار و نهان (شهادت و غيب) بر ميزان حق مىگردد و بدين سبب است كه تطابق نظر و عمل كامل يا ناقص انسانها با حق يا اعراض كامل آنها از حق، سعادت كامل يا نسبى يا شقاوت تاريخى ايشان را رقم مىزند. هر نام و نشان و رنگى كه مىخواهند داشته باشند و در هر زمان و مكانى كه به سر برند، استثنايى بر اين قاعده كلّى نيستند.
حساب و كتاب پايان سال
خليل منتظر قائم
با فرا رسيدن پايان سال، بسيارى از مردم؛ به ويژه آنها كه در بازار كسب و كار حضورى فعّال دارند، سرگرم حساب و كتاب و بررسى دخل و خرج خود مىشوند. اهل كسب و كار با بررسى ستون بدهكار و بستانكار در دفاتر مالى خود، ميزان سود و زيانشان را در سالى كه پشت سر گذاشتهاند، تعيين مىكنند. بالأخره همه مىكوشند كه با محاسبه دقيق گردش مالى و داد و ستدهايى كه در طول سال گذشته داشتهاند، صورت كاملى از بدهكارىها و طلبكارىها خود تهيه و در نهايت حسابهاى خود را تسويه كنند تا با آغاز سال مالى جديد بتوانند از نو دفاتر مالى خود را بگشايند و براى كسب و كار دوباره آماده شوند.
اين سنّت، بسيار سنّت خوبى است و به اصحاب تجارت و كسب و كار كمك مىكند كه به تصوير روشنى از فعاليّت اقتصادى يك ساله خود دست يابند و براى سال آينده خود بهتر برنامهريزى كنند. ضمن اينكه در اين حساب و كتاب، دينهاى ادا نشده و مطالبات وصول نشده نيز روشن مىشود و مجالى براى خارج شدن از زير بار دين ديگران پيش مىآيد. امّا هيچ به اين انديشيدهايم كه شايد ما در پايان سال به حساب و كتاب ديگرى نيز نياز داريم تا از وضعيّت ديون متفاوتى كه بر عهده داريم، آگاه شويم؟!
همه ما مىدانيم كه بر اساس آموزههاى دينى، حقوقى بر عهده ماست كه چارهاى جز اداى آنها نداريم و تا اين حقوق را ادا نكنيم، نمىتوانيم وارد بهشت شويم. حقّ پدر و مادر، حقّ همسر و فرزند، حقّ معلّم و شاگرد، حقّ همسايه و همجوار، حقّ خويشان و دوستان، حقّ حاكمان و فرمانروايان، حقّ رعايا و زيردستان، حقّ برادران و خواهران مؤمن و ....
اين حقوق، فهرست مفصّلى داردكه در اين مجال، فرصت پرداختن به آنها نيست، ولى بر همه ما لازم است كتابهايى را كه در اين زمينه نوشته شده است، مطالعه كنيم تا با حقوقى كه بر عهده داريم، بيشتر آشنا شويم.[١]
لااقل همه ما بايد يكبار رساله حقوق امام سجّاد (ع) را مطالعه كنيم تا قدرى سنگينى حقوقى كه نسبت به خداى تعالى، وجود خود و اطرافيانمان به عهده داريم، بيشتر احساس كنيم.[٢]
پىنوشتها:
[١]. براى مطالعه بيشتر در اين زمينه، ر ك: ابراهيم شفيعى سروستانى، حقوق مؤمنان از ديدگاه خاتم پيامبران (ص)، چاپ اوّل: موعود عصر (ع)، ١٣٨٥.
[٢]. ر ك: متن و ترجمه رساله الحقوق امام سجّاد (ع)، قم، حضور، ١٣٨٥؛ محمّد سپهرى، ترجمه و شرح رساله الحقوق امام سجّاد (ع)، قم، دارالعلم، ١٣٧٢.