ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و نوزدهم
٢ ص
(٢)
فهرست
٢ ص
(٣)
مساجد ساختار شكن و ابنيه شرك و نفاق
٤ ص
(٤)
سينما و آخرالزّمان
١٠ ص
(٥)
سپاهيان آسمانى امام مهدى (عج)
١٦ ص
(٦)
1- جبرئيل
١٦ ص
(٧)
برترين ملك خدا و مأمور براى
١٦ ص
(٨)
جبرئيل ملك و انبياى الهى
١٧ ص
(٩)
حضور جبرئيل (ع) در غديرخم
١٧ ص
(١٠)
جبرئيل در خدمت ائمه (ع)
١٨ ص
(١١)
1 حضرت على (ع) و حضرت زهرا (س)
١٨ ص
(١٢)
2 امام حسين (ع)
١٨ ص
(١٣)
دشمنان جبرئيل ناصبيان و يهود؛
١٩ ص
(١٤)
حضور جبرئيل در حوادث ظهور امام عصر (ع) و پس از آن براى يارى ايشان؛
١٩ ص
(١٥)
1 صيحه آسمانى
١٩ ص
(١٦)
2 جبرئيل در روز ظهور امام زمان (ع)
١٩ ص
(١٧)
مرگ جبرئيل (ع)
٢٠ ص
(١٨)
سيره و صفات مهدى موعود در كلام امام حسين (ع)
٢١ ص
(١٩)
دجّال عصر ما
٢٢ ص
(٢٠)
\* تعريف
٢٢ ص
(٢١)
\* در يونان باستان
٢٢ ص
(٢٢)
\* دجّال در مسيحيّت
٢٣ ص
(٢٣)
\* كتاب مكاشفه يوحنّا باب سيزدهم
٢٣ ص
(٢٤)
مصاديق دجّال در مسيحيّت
٢٤ ص
(٢٥)
نمادها و تاريخ هاى مربوط به وحش
٢٤ ص
(٢٦)
رنجش امام
٢٥ ص
(٢٧)
آموزه هاى بنيادين تفكّر مهدوى
٢٦ ص
(٢٨)
1 وجود آينده اى روشن و اميدبخش براى جهان
٢٧ ص
(٢٩)
2 نقش محورى عدالت در جهان آينده
٢٧ ص
(٣٠)
3 منجى موعود، مردى از خاندان محمّد (ص)
٢٨ ص
(٣١)
4 جهانى بودن رسالت منجى
٢٨ ص
(٣٢)
5 استمرار سلسله حجّت هاى الهى تا روز قيامت
٢٨ ص
(٣٣)
كنيزى كه بينا شد
٢٩ ص
(٣٤)
فرازى از دعاى شورانگيز و اميدبخش دعاى عهد
٣٠ ص
(٣٥)
ظهور فرهنگ و تمدّن اسلامى اندلس
٣٢ ص
(٣٦)
موقعيّت جغرافيايى اسپانيا
٣٣ ص
(٣٧)
ورود مسلمانان به اندلس
٣٣ ص
(٣٨)
شكوه تمدّن اسلامى اندلس
٣٤ ص
(٣٩)
معمارى و شهرسازى
٣٤ ص
(٤٠)
تأليفات در زمينه كشاورزى
٣٥ ص
(٤١)
مهار آب ها و سدسازى
٣٥ ص
(٤٢)
صنايع
٣٥ ص
(٤٣)
الف صنعت شيشه
٣٥ ص
(٤٤)
ب سفال گرى و كاشى كارى
٣٥ ص
(٤٥)
پ نسّاجى و پارچه بافى
٣٥ ص
(٤٦)
ت صنعت كاغذ
٣٦ ص
(٤٧)
سقوط تمدّن اسلامى در اندلس
٣٧ ص
(٤٨)
خطابه طارق
٣٧ ص
(٤٩)
انحطاط يك تمدّن از نگاه ابن خلدون
٣٨ ص
(٥٠)
عوامل ضعف و انحطاط تمدّن اسلامى از لحاظ تعاملى
٣٨ ص
(٥١)
1 عوامل داخلى
٣٨ ص
(٥٢)
1- 1 تجمّل خواهى
٣٨ ص
(٥٣)
1- 2 تكيه بر بيگانگان
٣٨ ص
(٥٤)
1- 3 حجاب بين سلطان و مردم
٣٩ ص
(٥٥)
1- 4 ظلم و ستم
٣٩ ص
(٥٦)
2 عوامل خارجى
٣٩ ص
(٥٧)
2- 1 جنگ هاى صليبى
٤٠ ص
(٥٨)
2- 2 حمله مغول
٤٠ ص
(٥٩)
هجرت و افول تمدّنها در قرآن قسمت دوم
٤١ ص
(٦٠)
اشاره
٤١ ص
(٦١)
تفكّر، فرهنگ و ادب، تمدّن
٤٦ ص
(٦٢)
جايگاه و معنى فرهنگ
٤٧ ص
(٦٣)
جايگاه و معنى تمدّن
٤٨ ص
(٦٤)
نسبت ميان فرهنگ و مدنيّت
٤٨ ص
(٦٥)
غروب امپراتورى
٥٠ ص
(٦٦)
چگونه با عاشورا مسلمان شدم؟
٥٢ ص
(٦٧)
گلستانه
٥٦ ص
(٦٨)
تا فراسوى صدا
٥٦ ص
(٦٩)
عاشورايى
٥٦ ص
(٧٠)
شهيد عشق
٥٦ ص
(٧١)
ذبح عظيم
٥٦ ص
(٧٢)
پرچم خون
٥٦ ص
(٧٣)
شعر عطش
٥٦ ص
(٧٤)
مهمان ماه
٥٨ ص
(٧٥)
واقعه
٥٩ ص
(٧٦)
هر صبح جمعه
٥٩ ص
(٧٧)
اميد آخرين
٥٩ ص
(٧٨)
پير پارسا و تنديس ولاء
٦٠ ص
(٧٩)
زندگى فقيه فرزانه
٦٠ ص
(٨٠)
در حسرتِ نجف
٦١ ص
(٨١)
ولاء و توسّل
٦٢ ص
(٨٢)
نشان عاشق شيدا
٦٢ ص
(٨٣)
بگذار پاهايم بسوزد
٦٢ ص
(٨٤)
ذكر حضرت زهرا (س) در مراسم نيمه شعبان
٦٣ ص
(٨٥)
زمزمه نيمه شب ميرزا
٦٣ ص
(٨٦)
پيام تسليت مقام معظّم رهبرى
٦٣ ص
(٨٧)
با خوانندگان
٦٤ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - چگونه با عاشورا مسلمان شدم؟

\* نحوه آشنايى شما با اسلام چگونه بود؟

\* من در يك خانواده كاتوليك به دنيا آمدم. خانواده‌اى كه براى اصول دينى اهمّيت فراوانى قائل بود. هميشه دغدغه آشنايى با اديان مختلف را در سر داشتم و به دنبال حقيقت معنويت بودم. در سنّ هجده‌سالگى تصميم گرفتم از آمريكا به اروپا سفر كنم تا در اروپا خواسته‌هايم را دنبال كنم. امّا در آن سفر متوجّه شدم كه تفاوتى بين آمريكا و اروپا وجود ندارد و همه غرق در مادّيات هستند و آنچه من در پى حقيقت آن بودم؛ يعنى معنويّت، رنگى ندارد. زمان حضورم در اروپا مصادف با انقلاب اسلامى در ايران بود. در روزنامه‌هاى اروپايى مطالب مختلفى درباره يك انقلاب مى‌خواندم كه توسط يك رهبر روحانى در حال وقوع بود. اين كه اسلام و اين رهبر روحانى؛ يعنى امام خمينى (ره) چه مى‌گويد، بسيار توجّهم را جلب كرد. آن زمان تازه با اسلام آشنا شده بودم، امّا زمينه تحقيقات جدّى‌تر و عميق‌ترى را پيدا نمى‌كردم.

همان زمان، انقلاب ايران باعث شده بود تا پيروان مسيحيان و به خصوص پاپ در صدد گفت‌وگو با مسلمانان و به خصوص آيت‌الله خمينى باشند. در اروپا، پاپ چند جلسه توجيهى را با چند تن از شيعيان ايرانى ترتيب داد. به لطف خدا من هم در آن جلسات شركت كردم. در آن جلسات مباحث مختلف دينى مطرح شد و به طور استدلالى به بحث و گفت‌وگو نشستيم. از پيامبر اكرم (ص) و راه او و راه پيامبران گذشته و اصول دينى به شكل مقايسه‌اى در اسلام و مسيحيّت بحث‌ها كرديم و حتّى بحث ما به موضوع انقلاب ايران هم رسيد. يادم هست آنجا چنين مطرح شد كه امام خمينى در ايران يك انقلاب مسلّحانه نكرده است؛ بلكه اين انقلاب از درون آدم‌ها و مردم شروع شده و ادامه پيدا كرده است. خود اين موضوع براى من خيلى جذّاب و سؤال برانگيز شد و بعد مطرح شد كه او مى‌خواهد قوانين الهى را در جامعه، به شكل عمومى پياده كند.

ما هم در مسيحيّت موضوعى با عنوان پادشاهى خدا داريم كه معتقد به ظهور حضرت مسيح و حاكميّت قوانين است. همين موضوع با جرياناتى كه آن روز در فضاى جهانى بود و مطرح شدن مسئله امامت، مرا خيلى جذب كرد. در مباحث امامت كه پيش مى‌رفتيم من با يك نقطه اوج روبه‌رو شدم و آن امام‌حسين (ع) بود. دائم موضوعات را با مسيحيّت تطبيق مى‌دادم. مثلًا به فداكارى و جان‌فشانى امام‌حسين (ع) كه رسيدم، آن را با رنج‌ها و سختى‌هاى مسيح تطبيق دادم. هر چه در موضوع امام‌حسين (ع) پيش مى‌رفتم، هيجانم براى دانستن اين همه عظمت بيشتر مى‌شد. امام‌حسين (ع) نقطه اصلى لحظات شگفت‌انگيز وجودم شد. هرچه پيش مى‌رفتم، موضوعات جدّى‌تر و جديدتر گشوده مى‌شدند. اوّل كاملًا گير كرده بودم. من قبلًا در كليسا مبلّغ بودم. با نظام‌هاى تبليغ آشنا بودم. با موضوعات اخلاقى و دينى انس داشتم امّا در تمام آن موضوعات ابعاد عظمت عاشورا و امام‌حسين (ع) يك فضاى متفاوتى را براى من گشود. فكر مى‌كنم عاشورا حجّت را برايم تمام كرد.

\* يعنى عاشورا و امام‌حسين (ع) علّت اصلى و نهايى مسلمان شدن شما