ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٧ - عصاره خانواده فضايل
از خدا درخواست نمىكند مگر آنكه براى او برآورده مىكند».[١]
عصاره خانواده فضايل
روزى رسول خدا (ص) نشسته بودند و امام على (ع) نزد آن حضرت حضور داشتند كه ناگاه امام حسين (ع) وارد شد، پيغمبر اكرم (ص) او را گرفت و در دامان خود نشانيد، پيشانى و لبهاى مبارك او را بوسيد، و در آن زمان شش سال بيشتر از سنّ مبارك او نگذشته بود.
اميرالمؤمنين عرض كرد: اى رسول خدا! آيا فرزندم حسين را دوست داريد؟
پيغمبر اكرم (ص) فرمود: چگونه او را دوست نداشته باشم، در حالى كه پاره تن من است.
حضرت على (ع) عرض كرد: مرا بيشتر دوست داريد يا حسين را؟ قبل از آنكه رسول خدا (ص) جواب دهد، امام حسين (ع) عرض كرد: كسى كه از جهت نسب برتر و از حيث شرف بالاتر است، نزد رسول خدا (ص) محبوبتر و از نظر مقام و درجه به او نزديكتر است.
حضرت على (ع) به فرزندش فرمود: آيا با من مفاخره مىكنى؟ (يعنى حاضرى هر كدام افتخارات خود را بازگو كنيم؟)
عرض كرد: بلى! اگر مايل باشيد.
على (ع) به او فرمود: اى حسين! من فرمانرواى مؤمنان، زبان راستگويان، معاون و مددكار مصطفى، خزانهدار علم خداوند، و برگزيده او از ميان آفريدگان هستم. من پيشينيان را به طرف بهشت رهبرى مىكنم، من پرداختكننده وام و بدهى رسول خدا (ص) هستم.
عموى من حمزه سيدالشهداء است كه بهشت برين جايگاه اوست، برادرم جعفر طيار است كه با فرشتگان در بهشت پرواز مىكند.
من از طرف رسول خدا (ص) منصب قضاوت دارم، من پرچمدار او هستم، من از طرف خداوند مأموريت يافتم آيات سوره برائت را براى اهل مكّه قرائت كنم، من كسى هستم كه خداوند تبارك و تعالى او را از ميان آفريدگانش برگزيده است.
من ريسمان محكم الهى هستم كه خداوند بندگانش را در قرآنش دستور داده به آن چنگ بزنند، و فرموده: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً؛[٢] همگى به ريسمان الهى چنگ بزنيد». من ستاره درخشان خداوندم، من كسى هستم كه فرشتگان آسمانى او را زيارت مىكنند، من زبان گوياى پروردگارم و حجّت او بر بندگانش مىباشم، من دست تواناى خداوندم، من وَجْه بارى تعالى در آسمانها و جَنْب آشكار خداوندم.
من كسى هستم كه خداوند درباره من و در حقّ من فرموده است: «بَلْعِبادٌ مُكْرَمُونَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ؛[٣] بلكه بندگان مقرّب خداوند هستند كه هرگز او را به گفتار پيشى نمىگيرند، و به فرمان او عمل مىكنند». من دستاويز مطمئن از طرف خداوندم كه شكستى برايش نيست و گسسته نمىگردد، و خداوند شنوا و دانا است.
من درِ رحمت الهى هستم كه بايد از آن وارد شوند. من نشان خداوندى بر روى صراط هستم، من آن خانه خدايم كه هر كه در آن وارد شود در امان است، پس هر كس به ولايت و محبّت من درآويزد از آتش دوزخ ايمن است من قاتل پيمانشكنان اهل جمل، ستمگران اهل صفين، و خارج شدگان از دين يعنى خوارجم، و من كشنده كافرانم، من پدر يتيمان، و پناه بيوهزنان هستم.
من آن كسى هستم كه فرداى قيامت از ولايتم سؤال مىشود، و در آيه شريفه «لَتُسْئَلُنَّيَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ؛[٤] هر آينه از نعمتها در آن روز سؤال مىشويد»، من آن نعمت خداوند تبارك و تعالى هستم كه بر بندگانش ارزانى داشته است. من كسى هستم كه پروردگار عالم درباره من و در شأن من فرموده است: «الْيَوْمَأَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً؛[٥] امروز دين شما را كامل كردم و نعمت را بر شما تمام نمودم، و خشنود گشتم كه اسلام دين شما باشد».
پس كسى كه مرا دوست داشته باشد مسلمان واقعى است و مؤمنى است كه دين او كامل است.
من كسى هستم كه به سبب من هدايت شديد، و درباره من و دشمن من خداوند تبارك و تعالى فرموده است: «وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ؛[٦] ايشان را نگهداريد تا از آنها پرسش شود»، يعنى از ولايت من در فرداى قيامت از آنها سؤال مىكنند، من آن «خبر بزرگ» هستم.
من كسى هستم كه خداوند تبارك و تعالى دين خود را به سبب من در غدير خم و در معركه خيبر كامل كرد. من كسى هستم كه رسول خدا (ص) دربارهام فرمود: «من كنت مولاه فعلى مولاه؛ هر كه من مولاى او هستم، على مولاى اوست». من روح نماز مؤمن و مقصود از «حى على الصلاة؛ بشتابيد به سوى نماز»، و «حى على الفلاح؛ به رستگارى روى آوريد»، و «حى على خير العمل؛ براى بهترين عمل شتاب كنيد»، هستم.
من كسى هستم كه بر دشمنانم اين آيه نازل گشته است: «سَأَلَسائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ؛[٧] سائلى از عذاب دردناك كه براى كافران وقوعش حتمى است و منعكنندهاى برايش نيست سؤال كرد و درخواست نمود». من مردمان را به سوى حوض مىخوانم، و غير از من كسى مؤمنان را به طرف حوض نمىخواند. من پدر پيشوايان پاك و معصوم هستم. من ميزان عدالت و وسيله سنجش اعمال در قيامتم. من رئيس و بزرگ اهل دين و پيشواى مؤمنان به طرف خوبىها و آمرزش پروردگارم.
اصحاب و همراهان من، فرداى قيامت، دوستان من هستند كه از دشمنانم دورى كرده و اظهار بيزارى نمودهاند، هنگام مرگ آنها نمىترسند و غم و اندوهى ندارند، و در ميان قبر هيچگونه عذاب نمىشوند، آنها