ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - سه پرچم
اهل بيت (ع) دفاع كند و آنجاست كه جنگهاى خونينى ميان اين دو روى مىدهد.
ممكن است برخى گروههاى سياسى و سازمانهاى خاص در اين بحران سياسى كه منطقه را فرا گرفته، غرق شده باشند. شايد اين سازمانها و گروههاى بسته و خشك مغز مخالف هرگونه جنبش اصلاحگرايانه باشند و شايد اين سازمانها كه فلسطين را مقر خود قرار مىدهند، باعث به خطر افتادن امنيت يمانى شوند و باعث ايجاد مشكلاتى براى يمانى شوند كه ممكن است او را از مأموريت اصلىاش باز دارند. شايد سرنوشت اين سازمانها با سرنوشت سفيانى كه بر سرزمين شام تسلط مىيابد، گره خورده باشد.
در آن زمان اين سازمانها، در ساحل درياى مديترانه تمركز دارند و شهر عكا را مركز خود قرار مىدهند و شايد آنها با كشورهاى غربى همپيمانىهايى داشته بانشد.
حكيم بن عمير از كعب نقل كرده است: «در زمان آن يمانى، جنگ كوچك عكا روى خواهد داد و آن زمانى است كه پنجمين خاندان هركول پادشاه شود.[١]
برخى از گروهها و سازمانها پس از اينكه متوجه مىشوند يمانى نفوذ و قدرت فكرى و سياسى قابل توجهى به دست آورده و پذيراى انديشههاى باز و روشن شده است، به مقابله با جريان اصلاحگرايانه يمانى مىپردازند و همين باعث ايجاد يك مجموعه درگيرىها مىشود و يمانى ناچار مىشود به آنها حمله كند تا آينده سياسى خود را تضمين كند.
يزيد بن سعيد از ابوعطاء از كعب نقل كرده: «قريش به دست يمانى كشته مىشوند».[٢]
قريش اصطلاحى است كه بر جريانهاى مخالف اهل بيت و شيعيان ايشان اطلاق مىشود.
آيا يمانى رئيس يك حكومت است؟
بايد گفت: يمانى كه صاحب يك جنبش اصلاحگرايانه است در عين حال ممكن است يك سياستمدار هم باشد و شايد او وارد معادلات سياسى منطقهاى يا بينالمللى هم بشود تا يك مقام و منصب سياسى به دست آورد و بتواند دست به تحركاتى بزند و انقلابىها را سازماندهى كند.
هيجانات سياسى كه منطقه را فرا مىگيرد، همچنين درگيرى جريانها و جناحهاى سياسى و اصلاحگرا، براى اين مصلح، شرايطى فراهم مىسازد كه بتواند يك مقام و منصب سياسى مهم به دست آورد. او مىتواند از خشونتهاى موجود در منطقه استفاده كند و آن را تبديل به يك جنبش اصلاحگرايانه نمايد يا از فرصتها استفاده كند و وارد معادلات سياسى شود.
در روايات گفته شده: سپس پادشاهى از صنعا خروج مىكند. سفيد همانند پنبه. نام او حسين يا حسن است. او با خروجش وارد قلب حوادث مىشود. آنجا يك مبارك و پاك و هادى و مهدى و سيدى علوى ظهور مىكند. پس مردم به خاطر منتى كه خداوند بر آنها گذاشته و آنها را هدايت كرده شادمان مىشوند. پس او با نور خود تاريكى را كنار مىزند و به وسيله او، حق پس از پنهان بودن آشكار مىشود.[٣]
واژه پادشاه در اين روايت، اشاره به مقام و منصب سياسىاى دارد كه يمانى در اختيار دارد تا بتواند دست به تحركاتى بزند و هرگونه جريان مخالف امام مهدى (ع) را نابود سازد. شايد امام خود بر جنبش يمانى به صورت ميدانى تكيه مىكند تا شرايط تحرك با آزادى تمام براى آن واقعه بزرگ فراهم آيد و آن پس از تلاش يمانى براى جلوگيرى از گسترش حركت سفيانى و حداقل متوقف كردن آن صورت مىگيرد.
از آنجا كه سفيانى نقش سياسى در تسلط بر منطقه شام خواهد داشت، يعنى او رئيس حكومت يكى از اين سرزمينها خواهد بود و تحركات او در پرتو داشتن مقام سياسى خواهد بود، او حكومتهاى سفيانى كشورهاى همسايه را از بين مىبرد تا به سمت كوفه حركت كند. بنابر روايات، او در كوفه شيعيان على (ع) را به قتل مىرساند شايد علّت تمركز سفيانى بر كوفه اين باشد كه كوفه در آن زمان پايگاه مهمى را براى شيعيان على (ع) مىشود و شايد آنجا پايگاه آينده شيعيان از بعد سياسى، اقتصادى و علمى باشد. به هر حال، آنجا، خطرى بزرگ براى آينده سفيانى به شمار مىآيد يا حداقل با تسلط بر آنجا، سفيانى مىتواند براى مدّتى امنيت و استقرار خود را تضمين كند. شايد تحركات نظامى سفيانى ضدّ كوفه و شيعيان، خود دليلى مبنى بر درخشان بودن آينده شيعه در آنجا باشد. بنابراين، ممكن است، يمانى داراى مقامى سياسى باشد و سفيانى هم رقيب آن باشد و شايد تحرك يمانى ضدّ سفيانى، بر اساس معادلات سياسى در منطقه باشد.
سه پرچم
آشفتگىهاى سياسى در آن زمان باعث پيدايش برخى جنبشها در منطقه مىشود. آن جنبشها، هر يك تلاش مىكنند حقانيت خود را اثبات كنند يا فرصتهاى مختلف را براى استفاده از شرايط متشنج سياسى حاكم براى خود فراهم آورند تا راهى براى گسترش طرحها و برنامههاى فكرى و سياسى خود بيابند.
در آن زمان يك مجموعه هرج و مرجها و آشفتگىهاى سياسى، جهان اسلام را فرا مىگيرد و اين، باعث ايجاد كشمكشها و درگيرىهاى سياسى ديگر و به اوج رسيدن رقابت ميان كشورها در سطح جهانى و ميان جناحها و گروههاى داخلى شود و اينها همه باعث برافروخته شدن آتش درگيرىهاى واقعى مىشود و اين