ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و هفتم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
احياءگرى شيعى و چالش هاى فراروى غرب
٤ ص
(٤)
قوم نشان شده؛ ايران!
٩ ص
(٥)
گزيده خبرهاى جهان اسلام
١٠ ص
(٦)
هاآرتص وقت حمله به ايران گذشته است
١٠ ص
(٧)
پيش بينى هاى منجّم معروف مصرى
١٠ ص
(٨)
جنگ قدرت بر سر وليعهدى و وزارت دفاع عربستان
١٠ ص
(٩)
طى دو فصل گذشته 17 بازيكن ليگ هاى فوتبال اروپا مسلمان شدند
١٠ ص
(١٠)
بزرگترين مبلغ مسيحيت در كانادا مسلمان شد
١٠ ص
(١١)
مشخص شدن تاريخ تخريب مسجدالاقصى
١١ ص
(١٢)
تفاوت نظرى، فكرى و عملى فرقه وهابيت با اهل سنت چيست؟
١١ ص
(١٣)
توهين رسانه بهاييان به ائمه و قرآن كريم
١١ ص
(١٤)
ريشه ها و پيامدهاى حوادث اخير يمن
١٢ ص
(١٥)
ريشه و معناى لغوى يمن
١٩ ص
(١٦)
زيد بن على بن الحسين (ع) را بيشتر بشناسيم
٢٠ ص
(١٧)
آشنايى با كشور يمن
٢٢ ص
(١٨)
جغرافياى طبيعى
٢٢ ص
(١٩)
شهرهاى مهم يمن
٢٣ ص
(٢٠)
اقوام و نژادها
٢٦ ص
(٢١)
ساختار جامعه يمن
٢٧ ص
(٢٢)
جغرافياى سياسى
٢٧ ص
(٢٣)
1 اهميت استراتژيكى يمن در منطقه
٢٧ ص
(٢٤)
2 اهميت عامل انسانى
٢٨ ص
(٢٥)
3 اهميت عامل اقتصادى
٢٨ ص
(٢٦)
4 اهميت عامل فرهنگى
٢٨ ص
(٢٧)
اديان و مذاهب
٢٨ ص
(٢٨)
ساير مذاهب يمن
٣٠ ص
(٢٩)
سياست مذهبى حكومت يمن
٣١ ص
(٣٠)
نفوذ اديان در اوضاع سياسى و فرهنگى جامعه
٣١ ص
(٣١)
اوضاع اجتماعى، فرهنگى و آموزشى
٣١ ص
(٣٢)
شيعيان زيدى و تحولات اخير يمن
٣٢ ص
(٣٣)
تاريخ حضور اسلام و تشيع در يمن
٣٣ ص
(٣٤)
تاريخ پيدايش و مبانى اعتقادى زيديه
٣٤ ص
(٣٥)
حكومت هاى زيدى در طول تاريخ
٣٥ ص
(٣٦)
استقرار زيديه در يمن
٣٦ ص
(٣٧)
ريشه تحولات اخير يمن
٣٨ ص
(٣٨)
معرفى كتاب
٣٩ ص
(٣٩)
آشنايى با صعده و عالمان مبارز آن ديار
٤٠ ص
(٤٠)
علامه بدرالدين بن اميرالدين الحوثى
٤٠ ص
(٤١)
حسين بدرالدين الحوثى 1
٤١ ص
(٤٢)
يمانى و واقعه ظهور كبرى
٤٢ ص
(٤٣)
روايات مربوط به يمانى
٤٢ ص
(٤٤)
يمانى و نشانه هاى ظهور
٤٣ ص
(٤٥)
يمانى، از نشانه هاى حتمى ظهور
٤٣ ص
(٤٦)
يمانى و جنبش اصلاح گرى
٤٣ ص
(٤٧)
دليل خروج يمانى از يمن
٤٣ ص
(٤٨)
نام و نسب يمانى
٤٤ ص
(٤٩)
وطن يمانى
٤٤ ص
(٥٠)
سياست هاى كلّى يمانى
٤٤ ص
(٥١)
آيا يمانى رئيس يك حكومت است؟
٤٥ ص
(٥٢)
سه پرچم
٤٥ ص
(٥٣)
يمانى و خراسانى
٤٧ ص
(٥٤)
يمانى و بحران هاى پيش رو
٤٧ ص
(٥٥)
شيعيان مظلوم يمن را دريابيد!
٤٨ ص
(٥٦)
در نامه حضرت آيت الله العظمى صافى گلپايگانى آمده است
٤٨ ص
(٥٧)
حضرت آيت الله مكارم شيرازى نيز در پيام خود متذكّر شده اند
٤٩ ص
(٥٨)
سلوك بابلا
٥٠ ص
(٥٩)
عصر ظهور، عصر حيات طيبه
٥٢ ص
(٦٠)
بر گذرگاه اين موسم
٥٥ ص
(٦١)
شاخه گلى براى پيامبر
٥٥ ص
(٦٢)
جايگاه امام حسين (ع) در روايات
٥٦ ص
(٦٣)
پاداش زائر حسينى
٥٦ ص
(٦٤)
عصاره خانواده فضايل
٥٧ ص
(٦٥)
حسين از من و من از حسينم
٥٩ ص
(٦٦)
گلستانه
٦٠ ص
(٦٧)
روى نيزه ها
٦٠ ص
(٦٨)
دليل
٦٠ ص
(٦٩)
سه رباعى عاشورايى
٦٠ ص
(٧٠)
نذر قمر بنى هاشم؛
٦٠ ص
(٧١)
مكتب آزادگى
٦١ ص
(٧٢)
فرازى از يك مثنوى عاشورايى
٦١ ص
(٧٣)
ميهمان ماه
٦٢ ص
(٧٤)
صبح غمگين
٦٣ ص
(٧٥)
غريب بزرگ
٦٣ ص
(٧٦)
عبور
٦٣ ص
(٧٧)
روزاى آفتابى
٦٣ ص
(٧٨)
شاعرانه
٦٣ ص
(٧٩)
پيامبرانى كه دست به دامن امام حسين (ع) شدند
٦٤ ص
(٨٠)
توبه حضرت آدم (ع) ابوالبشر
٦٤ ص
(٨١)
استغاثه حضرت يوسف (ع) بر امام حسين (ع)
٦٤ ص
(٨٢)
«مهاتما بده» و امام حسين (ع)
٦٤ ص
(٨٣)
استغاثه نوح پيامبر (ع) براى نجات كشتى
٦٥ ص
(٨٤)
استمداد حضرت سليمان پيامبر (ع)
٦٥ ص
(٨٥)
پرسش شما و پاسخ موعود
٦٦ ص
(٨٦)
چشم در راه
٦٨ ص
(٨٧)
پست هاى كليدى VOA در دست بهاييان بدسابقه
٦٩ ص
(٨٨)
نگاهى به تاريخچه صداى آمريكا
٦٩ ص
(٨٩)
تاريخچه تأسيس بخش فارسى صداى آمريكا
٧٠ ص
(٩٠)
بهاييان در صداى آمريكا
٧٠ ص
(٩١)
سفر مديران صداى آمريكا به حيفا
٧١ ص
(٩٢)
ريخت وپاش هاى بهاييان در خرج كردن بودجه
٧١ ص
(٩٣)
حكايت ديدار
٧٢ ص
(٩٤)
پيام ها و برداشت ها
٧٤ ص
(٩٥)
يمن مديون اميرمؤمنان (ع)
٧٥ ص
(٩٦)
نكات اخلاقى
٧٦ ص
(٩٧)
توسّل به اهل بيت (ع)
٧٦ ص
(٩٨)
مجتهد هنرمند
٧٨ ص
(٩٩)
زندگى نامه
٧٨ ص
(١٠٠)
اساتيد
٧٨ ص
(١٠١)
عزيمت به كوى دوست
٧٨ ص
(١٠٢)
آيت الله هنرمند
٧٩ ص
(١٠٣)
فعاليت هاى انقلاب
٧٩ ص
(١٠٤)
آثار و تأليفات
٧٩ ص
(١٠٥)
وفات
٧٩ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - ريشه و معناى لغوى يمن

ريشه و معناى لغوى يمن‌

يمن از يمنت‌[١] (يمنات) گرفته شده است. اين واژه در كتيبه هاى بعد از ميلاد آمده است، از جمله كتيبه شماره ٦٥٦ جامه‌[٢] خبر از جنگى مى دهد كه بين شَمر يهَرعِش‌[٣] (حدود ٣٠٠ م) و حَضْرَموت‌[٤] رخ داده و در اين كتيبه، شَمر پادشاه «سبأ و ذى ريدان و حضر موت و يمنت» خوانده شده است.[٥] كتيبه شماره ١٠٥٠ گلازر[٦] و ٤٣١ سيه‌[٧] نيز شَمر يهَرعِش را در نيمه دوم فرمانروايى اش به نام پادشاه «سبأ و ذى ريدان و حضر موت و يمنت» ياد كرده است.[٨] كلمه يمنت در زبان هاى مردم جنوب شبه جزيره به معناى جنوب است‌[٩] و از ديدگاه گلازر همه سرزمين هاى قسمت جنوب غربى شبه جزيره عربى از باب المندب تا حضرموت را در بر گرفته است. يمن از مخلاف هاى‌[١٠] بسيارى تشكيل شده بود و اقيال‌[١١] و اذواء كه از استقلال داخلى برخوردار بودند بر آنها فرمان مى راندند، ولى اينان سرورى ظفار يا مَيفَعَه را پذيرفته بودند.[١٢] از ديدگاه فون ويسمان‌[١٣] يمنت شامل قسمت هاى جنوبى سرزمين حضرموت مى شده است.[١٤] بدين صورت، كلمه يمن از يمنت گرفته شده و در روزگار اسلامى گسترش يافته، تا اينكه سرزمين وسيعى را در برگرفته كه پيش از اسلام جزو يمن محسوب نمى شده است.[١٥] امّا از ديدگاه جغرافى دانان اسلامى شامل سرزمينى است كه از باختر به درياى سرخ و از خاور به درياى عمان و از شمال به حدود طائف و جايى به نام طلحةالملك محدود است.[١٦]

اخباريان معتقدند: از آن روى به اين منطقه يمن گفته اند كه از طرف راست به سوى آن مى رفتند يا ابن عبّاس گفته است: «عرب متفرّق شدند و آنان كه به طرف راست رفتند يمنيان ناميده شدند».[١٧] همچنين نوشته اند چون اين سرزمين سمت راست كعبه قرار دارد يمن خوانده شده است.[١٨] ولى آن گونه كه ياقوت باز نموده است: «خانه كعبه، چهارگوش است و راست و چپ ندارد و اگر يمن، طرف راست مردمى باشد طرف چپ ديگران خواهد بود».[١٩]

همچنين گفته شده است چون مردم مكه در شمار افزون شدند و شهر مكه گنجايش آنان را نداشت، يمنيان به يمن رفتند.[٢٠] با نقل اين گفته ها معلوم شد اخباريان بنا بر حدس و گمان براى كلمه يمن، معانى مختلفى ساخته اند و قولى كه درست تر و منطقى تر به نظر مى رسد اشتقاق كلمه يمن از يمنت مى باشد.

پى‌نوشت‌ها:

برگرفته از اصغر منتظرالقائم، نقش قبايل يمنى در حمايت از اهل بيت (ع).


[١]. چون آواهاى خط مسند ناشناخته است در خواندن آن اتّفاق نظر نيست.

[٢].Jamme .

[٣].Shamiryuharish .

[٤].Hadhramaut .

[٥]. جواد على، المفصل فى تاريخ العرب قبل الاسلام، الجزء الثانى، ص ٥٥٣.

[٦].Glaser .

[٧].CIH .

[٨]. همان، ص ٥٤٨.

[٩]. همان، ص ٥٣٠.

[١٠]. اين كلمه در جغرافياى تاريخى يمن بسيار استعمال مى‌شود و به معناى رستاق و جمع آن مخاليف است. «ر. ك: ياقوت حموى، معجم‌البلدان، الجزء الأوّل، ص ٣٧. سرزمين يمن به قطعه‌هايى موسوم به مَحفِد تقسيم مى‌شده است و هر محفد شامل چند قلعه يا قصر بوده است. از مجموع چند محفد و قريه‌هاى آن حوزه‌اى به نام مخلاف تشكيل مى‌شده است كه حكمران آن حوزه را قَيل مى‌ناميدند. هر قلعه يا قصر، به شيخ يا اميرى بوده است كه از نام آن قلعه با كلمه ذو لقب مى‌يافته است، مثل ذوغمدان، يعنى دارنده قصر غمدان «ر. ك: مسعودى، مروج الذهب، تحقيق محمّد محى‌الدّين عبدالحميد، المجلّد الثانى، ص ٨٩؛ على‌اكبر فياض، تاريخ اسلام، ص ٢٨. يعقوبى نام‌هاى ٨٤ مخلاف را آورده است. «ر. ك: البلدان، ترجمه محمّد ابراهيم آيتى، ص ٩٨؛ تاريخ، ترجمه محمّد ابراهيم آيتى، جلد اوّل، ص ٢٤٥.

[١١]. قَيل به حكام يمن مى‌گفتند كه پاى گاهشان فروتر از پادشاهان بوده است «ر. ك: ابن دريد، الاشتقاق، تحقيق عبدالسلام محمّد هارون، الجزء الثانى، ص ٥٣٠؛ محمّد بن احمد بن يوسف خوارزمى، مفاتيح العلوم، ترجمه حسين خديوجم، ص ١٢١.

[١٢]. جواد على، پيشين، الجزء الثانى، ص ٥٣٠.

[١٣]Von Wissmann .

[١٤]. همان، صص ٥٣٠ و ٥٤٨.

[١٥]. همان، ص ٥٣١.

[١٦]. مسعودى، مروّج الذهب، الجزء الثانى، ص ٨٩.

[١٧]. ياقوت حموى، معجم‌البلدان، الجزء الخامس، ص ٤٤٧ (ذيل كلمه يمن).

[١٨]. معسودى، مروج‌الذهب، الجزء الثانى، ص ٦٩.

[١٩]. ياقوت حموى، معجم البلدان، الجزء الخامس، ص ٤٤٧ (ذيل كلمه يمن).

[٢٠]. جواد على، پيشين، الجزء الثانى، ص ٥٣١.