ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٣ - دليل خروج يمانى از يمن
ّا در مقابل شخصيتهايى كه نقش منفى در ظهور دارند، به عنوان خطرى كه حقيقت را تهديد مىكنند، دقيقاً معرفى شدهاند تا مردم آنها را به خوبى بشناسند و در جرگه ياران آنها در نيايند. به عنوان مثال، در مورد سفيانى در روايات آمده است:
نام او عثمان بن عنبسه است، او اموى است و نسبت او به خالد بن يزيد بن معاويه مىرسد. برخى از روايات هم مىگويند او حرب بن عنبسة بن مرة بن كلب بن سلمة بن يزيد بن خالد بن يزيد بن معاويه بن ابى سفيان بن صخر بن اميه بن عبدالشمس است.[١] برخى روايات نيز قائل به وجود دو سفيانى هستند. با دقت در روايات مربوط به سفيانى متوجه مىشويم كه ائمه و بزرگان دين، تمايل زيادى به شناساندن اين شخص داشتهاند.
يمانى و نشانههاى ظهور
نشانهها و علامات ظهور، اهميت خاصى در فرهنگ مهدويت دارند، به ويژه اينكه اين نشانهها، شخصيتهاى دوران ظهور را به ما مىشناسانند. اين نشانهها در حقيقت يك لطف بزرگ الهى است كه جهان به وسيله آن خود را براى استقبال از آن رويداد سرنوشتساز و بسيار مهم آماده مىكند. نشانههايى كه روى داده يا در آينده روى خواهد داد، خود اشاره به اين امر دارد كه انسان مىتواند در زمانهاى مختلف، گرايشها و تفكرات و وابستگىهاى خود را به جريانهاى مختلف مشخص كند و بداند چه در انتظار اوست. يكى از اين نشانههاى حتمى، يمانى است.
يمانى، از نشانههاى حتمى ظهور
يمانى يكى از اشخاص مهم است كه روايات دوران ظهور، از او ستايش كردهاند. در اين روايات، پيوسته همراه با نام يمانى، نام يك شخصيت ديگر ذكر مىشود كه دشمن سرسخت امام مهدى (عج) است. او دست به جنايتهاى زيادى مىزند و دشمنى زيادى، به ويژه با اهل بيت (ع) و شيعيان دارد و گفته شده او در پى نبش قبر حضرت فاطمه (س) است. نام او سفيانى است. و اين اقدامات سفيانى باعث برانگيخته شدن حسّ نفرت مردم از او مىشود و مردم هر جنبش و حركتى را كه ضدّ سفيانى باشد، را يارى مىكنند.
يمانى و جنبش اصلاحگرى
در سايه آن شرايط و اوضاع بحرانى و آشفته كه سفيانى دست به حمله مىزند و شهرهاى زيادى را به اشغال خود درمىآورد و در شرايطى كه گروهها و حزبهاى مختلف به رقابت سياسى و به جنگ براى به دست آوردن قدرت مىپردازند و در كنار حملات گسترده، ضدّ مذهب اهل بيت (ع)، تحركاتى اصلاحگرانه و حقيقى نيز پا به عرصه وجود خواهد گذاشت و به مقابله با اين حملات خواهد پرداخت. در آن شرايط، آن گروهها هم، شعار اصلاحگرايى واقعى سر مىدهند، در اين شرايط يك انقلابى قحطانى از اهل يمن به حركت درمىآيد و تلاش مىكند رهبر نيروهاى مخالف ستمگران باشد و در مقابل آنها بايستد. او شعار اصلاح جامعه و تلاش براى بهبود بخشيدن اوضاع مردم و نجات آنها از بدىها و مصيبتهاى مختلف سر مىدهد. در اين زمان، يمن عرصه نبرد دو جريان اصلاحگرايانه و ستمگران مىشود. يمانى داراى گرايشهاى اصلاحگرايانه است و تصميم مىگيرد براى مقابله با ضدّ ارزشها به پا خيزد و قيام كند. يمانى همانند ديگر مؤمنان، تحركات جهانى و اوضاع داخلى يمن را مورد مطالعه قرار مىدهد. او كم كم رهبر جريان اصلاح طلبى مىشود كه خواهان نابودى ستم و تروريسم است. دعوت او در آغاز، يك دعوت فرهنگى براى بازگشت به اصول اسلام ناب محمّدى است و خواهان كنار گذاشتن خشونت مىشود و مىخواهد همگى با صلح و آرامش در كنار هم زندگى كنند. در مقابل عدّهاى علناً خواهان براندازى مذهب اهل بيت (ع) هستند و آنها ياران سفيانى هستند.
دليل خروج يمانى از يمن
نبايد فراموش كرد كه جبهههاى درگيرى ميان سفيانى و يمانى، شام و يمن هستند و هر يك از اين دو منطقه داراى موقعيت جغرافيايى و لجستيكى خاصّى هستند. شام، محلّ تجمع گروههاى تندرو و ضدّ اهل بيت است. جدا از اين، يهوديان نيز نزديك آنجا هستند و در تحركات سفيانى بىتأثير نيستند، از سوى ديگر، يمن، محلّ مناسبى براى جنبش اصلاحگرى است كه يمانى آن را رهبرى خواهد كرد. يمن در گذشته از درگيرى جنبشهاى تندرو بسيار رنج برده و نسبت به رهايى از اين درگيرىها و نزاعهاى افراطى بسيار احساس نياز مىكند. جدا از اين، زيدىها در يمن ريشه دواندهاند و زيديه واقعى مىتواند پلى براى رسيدن به سواحل مذهب اهلبيت (ع) باشد. امّا زيديه سياسى از اصالت مذهبى خود تهى و پناهگاه جريانهاى ضدّ اهل بيت شده است. در اين ميان يك جريان در يمن، يمنىها را به گذشتهشان باز مىگرداند، و از نو به بررسى و مطالعه