ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - شهرهاى مهم يمن
بين سلطنتطلبان و جمهورىخواهان كه به مدّت ٧٠ روز محاصره بودند، مقاومت و استقامت سختى از خود نشان دادند.
٢. مأرب: مأرب مشهورترين شهر يمن باستانى است كه در دشت پهناورى در ١٧٥ كيلومترى شرق صنعا واقع شده و پايتخت قديمى حكومتهاى «سبا» و ملكه سبا «بلقيس» بود كه درباره اين سرزمين در قرآن كريم آيات متعددى[١] وجود دارد، به خصوص داستان حضرت سليمان و ملكه سبا.
مردم سبا قومى قديمى از عرب بودند كه در يمن زندگى مىكردند و نام سبا به طورى كه گفتهاند نام پدربزرگ ايشان، سبا پسر يشجب، پسر يعرب، پسر قحطان است.[٢]
شهر مأرب همان ديار سبا است كه خداوند در قرآن ياد كرده كه سيل عرم را بر مردم آنجا فرستاده است و در اين زمان حاكم آنجا عمروبن عامر بن ماء السماء بن حارثة الغطريف بن ثعلبة بن امرئ القيس بن مازن بن ازربن غوث بن كهلابن سبا[٣] بود كه پس از فرزندان قحطان چندين قرن بر اين سرزمين حكومت راندند. اوّلين كسى كه پادشاه يمن به شمار مىآيد «سبا فرزند يشجب» مىباشد.
آنچه از آيات قرآن، روايات اسلامى و كتب تاريخى فهميده مىشود، سرزمين سبا (شهر مأرب) داراى حكومتى عالى و تمدّنى درخشان بوده و از همه يمن حاصلخيزتر، ثروتمندتر و پربركتتر بود، امّا علىرغم آن، چون فاقد رودخانههاى مهم بود، آب بارانهاى فصلى كه در كوهستانها مىباريد، به صورت سيل از بالاى كوه سرازير مىشد و كشت را تباه كرده، آبها در دشتها به هدر مىرفت. پادشاه وقت و مردم آنجا به فكر استفاده از اين آبها افتادند و پس از آن «ايده ايجاد سدهايى به منظور توسعه آبيارى در درههاى خشك»[٤] را به مورد اجرا گذاشته و سدهاى زيادى را در نقاط حساس ساختند كه از همه مهمتر و پرآبتر، سد مأرب بود كه به قدرى آب در پشت آن ذخيره شدكه با استفاده از آن توانستند باغهاى بسيار زيبا و كشتزارهاى پربركت در دو طرف مسير رودخانهاى كه به سد منتهى مىشد ايجاد كنند، و با تعبيه دريچههايى در سد، مخزن عظيمى از آب را تحت كنترل و سرزمينهاى وسيع و گستردهاى را زير كشت درآورند و بدين ترتيب قوم سبا با استفاده از شرايط ويژه مكانى و چگونگى كوههاى اطراف و هوش فراوان خدادادى كه داشتند، توانستند سيلابهايى را كه موجب از بين رفتن كشتزارها و نابودى بناها مىشد مهار كنند كه در اين موارد در قرآن مجيد چنين آمده است: «لَقَدْكانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتانِ عَنْ يَمِينٍ وَ شِمالٍ»[٥] در تاريخها آمده است كه دو باغ مورد اشاره در آيه شريفه فوق به قدرى پربركت بود كه اگر كسى سبدى بر روى سرش مىگذاشت و در فصل ميوه از زير درختان عبور مىكرد، آنقدر ميوه در آن مىريخت كه بعد از مدت كوتاهى سبد پر مىشد.[٦] و در فراوانى نعمت و پاكيزه بودن اين سرزمين، همين بس كه خداوند به دنبال بيان وصف باغات آنجا اشاره به نعمتهاى آنجا و پاك و پاكيزه بودن آن سرزمين كرده و فرموده است: «... كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَ اشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ ...»
امّا مردم آن سرزمين، قدر اين همه نعمتها را ندانسته، آنها را ناچيز شمردند و از ياد خدا غفلت و از او اعراض كردند و در نتيجه به خشم خدا گرفتار آمدند و چنانكه قرآن مىگويد: «ما سيل وحشتناك و بنيانكن را بر آنها فرستاديم و سرزمين آباد آنها به بيابان خشك، و دو باغ پر ميوه آنها- كه در بالا به آنها اشارت رفت- به دو باغ بىارزش با ميوههايى تلخ مبدّل شد»؛[٧]
در قرآن مجيد در سوره نمل از آيه ٢٠ تا ٤٣ كه قصّه هدهد و ملكه سبا بيان شده، در مورد تخت بزرگ وى كه به امر حضرت سليمان و به وسيله عفريتى از جنها به قصر سليمان آورده شد، چند آيه وجود دارد. به هر حال، آثار پراكندهاى كه در اطراف مأرب وجود دارد نشانگر بزرگى و وسعت شهر قديمى مأرب مىباشد. اطراف اين شهر داراى ديوارى به پهناى يك متر مىباشد كه هشت در ورودى كه دروازههاى ورودى شهر قديمى مأرب بود، در آن وجود دارد. اكنون باستانشناسان در صدد كشف بقيه آثار دوران قديم و تمدّن كهن سرزمين ملكه سبا هستند. هواى اين منطقه گرم و خشك است و درجه