ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - سياست هاى كلّى يمانى
حوادث مىپردازد و خواهان بازگشت به اصالت و حقيقت انسان مىشود. اين جريان دعوت به بازگشت به زيديه بدون انحراف مىكند و اين خود گذرگاهى براى ورود به مذهب اهل بيت (ع) است به همين دليل، اين جريان، از هر جريان ديگرى بيشتر مورد پذيرش قرار مىگيرد.
جدا از اين، يمن هممرز با دو كشور است كه شيعيان زيادى در خود جاى دادهاند ١. عربستان كه شيعيان در جنوب آن سكونت دارند. ٢. عمان، همچنين يمن هممرز سواحل آفريقا. از (اتيوپى، سومالى و جيبوتى) است و در اين مناطق مستضعفان زيادى زندگى مىكنند و سطح زندگى اقتصادى آنها بسيار پايين است. علاوه بر اين، آنها با وجود داشتن منابع بسيار زياد ثروت، در محروميت زندگى مىكنند و اين خود باعث مىشود آن دعوت اصلاحگرايانه را با آغوش بازترى بپذيرند.
نام و نسب يمانى
به طور قطع نمىتوان گفت نام يمانى چيست زيرا در اخبار و روايات، نامهاى مختلفى براى او ذكر شده است. امّا اينكه اين نامها واقعى باشد يا نام مستعار، الله اعلم. نامهايى كه براى او ذكر شده عبارتند از:
١. حسين يا حسن، آنگونه كه در خبر نقل شده از كعب آمده،
٢. صالح، كه نعيم بن حماد در كتاب خود به نقل از الحكم بن نافع از جراح از أرطأة آورده: «پس موالى خشمگين شده و با مردى به نام صالح بن عبدالله بن قيس بن يسار بيعت مىكنند».[١]
٣. أصبغ بن زيد: در صاحب روم، مردى از بنىهاشم كه نام او اصبغ بن زيد است و او روم را فتح مىكند.[٢]
٤. اصبغ بن يزيد: ابوقبيل مىگويد: پس از آن مردى از بنىهاشم كه به او اصبغ بن يزيد گفته مىشود، خواهد آمد. او صاحب روم است و آنجا را فتح مىكند.[٣]
البتّه از اين روايات اينگونه بر مىآيد كه اصبغ بن يزيد، همان اصبغ بن زيد باشد.
روايات اشاره كردهاند كه نسب او، يمانى قرشى هاشمى قحطانى است.
او از روستايى به نام بكلى كه در يك منزلى پشت صنعا است، خروج مىكند پدرش قرشى و مادرش يمانى است.[٤]
هاشمى: حديث ابوقبيل: او از بنى هاشم است.
قحطانى: تأكيد بر يمنى بودن اوست؛ زيرا قبايل يمن همگى قحطانى هستند.
وطن يمانى
يمانى منسوب به يمن است. برخى اخبار نيز يادآور شدهاند كه او از عمان است. نعيم بن حماد روايت مىكند: «ثم يلى من بعده المضرى العمانى القحطانى يسير بسيرة أخيه المهدى و على يديه تفتح مدينة روم»[٥] و البتّه كسى كه روم را فتح مىكند، يمانى است. از آنجا كه به عمان، يمن نيز اطلاق مىشود بنابراين انتساب او به عمان، در حقيقت انتساب او به يمن است. حموى در معجم البلدان عمان را نيز جزء يمن به شمار آورده است.[٦]
نعيم بن حماد در «الفتن» مىگويد: «او از روستايى به نام بكلى كه در يك منزلى پشت صنعاء است، خروج مىكند».[٧]
به طور كلى، يمانى منسوب به يمن است. يا اهل آنجاست يا شخصى است كه از آنجا خروج مىكند.
سياستهاى كلّى يمانى
او يك جنبش اصلاحگر را رهبرى مىكند و در گرايشهاى منطقهاى و بينالمللى تأثيرگذار خواهد بود.
تشنجات سياسى باعث به وجود آمدن يك مجموعه نزاع و درگيرىهاى بينالمللى خواهد شد و يك طرف اين درگيرىها، يمانى و طرف ديگر، كشورهاى غربى است كه با هم پيمانهاى سياسى و امنيتى امضا مىكنند. پس از قدرت گرفتن يمانى، آن كشورها، تلاش مىكنند امنيت و آينده خود را تضمين كنند و همين باعث مىشود، امورى پيش بيايد كه موجوديت و امنيت يمانى به خطر افتد. روايات در اين مورد تنها اشاره به جنگ روم كردهاند. روم عموماً به كشورهاى غير عربى و غير اسلامى اطلاق مىشود. أرطاه نقل كرده، در زمان آن خليفه يمانى و به دست او، روم فتح مىشود.[٨]
اينگونه به نظر مىرسد كه انگيزههاى سياسى و امنيتى خاصّى وجود داشته باشد كه باعث مىشود يمانى براى جلوگيرى از حملات كشورهاى غربى به پا خيزد. شايد منظور از فتح روم، غلبه و سيطره بر آنها براى در امان بودن كشورهاى منطقه و يمن از خطر آنها باشد. و يمانى توانايى ايستادگى در مقابل آنها را دارد و الزاماً به معناى اين نيست كه تسلّط نظامى بر آنها پيدا مىكند يا آنجا را به اشغال در مىآورد. جدا از اين، يمانى با مخالفت شديدى از طرف گروههاى سياسى و جنبشهاى ديگر در منطقه روبهرو مىشود.
حركت مغربى در مصر، درگيرىهاى سياسى در شام ميان أصهب و سفيانى و غلبه سفيانى، بر او باعث به تزلزل درآمدن آرامش و استقرار سياسى مىشود. يمانى علاوه بر اين با خطر سفيانى نيز روبهرو است. او تصميم مىگيرد به رويارويى و مقابله با سفيانى بپردازد.
اين رويارويى هنگامى كه سفيانى به كوفه مىرسد تا ويرانى و كشتار در آنجا به راه اندازد و شديداً پى قتل و آزار شيعيان است حتمى مىشود و اينها همه باعث مىشود يمانى به سوى او حركت كند و از پيروان