ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٦ - استقرار زيديه در يمن
و كوهستانهاى ديلم محدود شد. در اصطلاح قديم ديلم شامل كوهستانهاى غرب مازندران امروزى يعنى منطقه كلاردشت و تنكابن و رامسر، و نيمه غربى استان گيلان يعنى رودسر و لنگرود و لاهيجان و كوهپايههاى جنوبى آن مىشد. اين منطقه تحت نفوذ زيديان بود كه بعدها اينها با خداوندان الموت و اسماعيليه نزاريه همسايه شدند. اسماعيليان در آن طرف البرز قدرت بيشترى داشتند و در قلعه الموت و قلاع دامنه جنوبى البرز و زيدىها در پشت البرز منطقه نفوذشان بود و حكومتهايى داشتند احياناً كوچك و بزرگ و با فاصلههايى زمانى، ولى اجمالًا تا دوران صفويه حضورشان ادامه داشت و تا به امروز هم آثار و مزارهايشان هم كم و بيش شناخته شده است.
جالب است بدانيد كه اين مزارها مورد توجّه ويژه زيديان است، ما هم امروز آنها را به عنوان امامزاده زيارت مىكنيم، ولى يك فرد زيدى كه الآن در يمن زندگى مىكند يكى از آرزوهاى زندگىاش اين است كه مثلًا به عبّاسآباد تنكابن به عنوان يك مكان مذهبى بيايد (كه ما به راحتى از كنارش عبور مىكنيم و حداكثر به دريا و جنگل مىرويم) و در آنجا «مؤيد بالله هارونى» يكى از امامان بزرگ زيديه را اينجا زيارت كند. ايشان صاحب مكتب فقهى و كتب زيادى است كه متأسفانه ما آشنايى زيادى با اين بخش تاريخ تشيع و تاريخ كشورمان نداريم، ولى يمنىها به علّت اينكه كتب و آثار اين شخصيتها را در قرون ميانى از ايران به يمن بردند، با آنها آشنايى بيشترى دارند.
آخرين بخش تاريخ زيديه در شمال ايران مربوط به سلسلهاى مىشود به نام «آل كيا». آنها سلسلهاى هستند كه از ٧٦٠ ق. تا حدود سال ٩٤٠ ق. در همين عرصه ها حضور جدى داشتند. بيشتر در مناطق شرق گيلان امروزى با مركزيت لاهيجان و از لاهيجان تا تنكابن در حوزه استحفاظى آنها بوده و در آن حكومت داشتند، يعنى بيش از دو قرن زيديان در قالب حكومت آل كيا بر بخشهايى از شمال ايران حكومت كردند و در آنجا مدارس علمى داشته و فعاليت مىكردند.
اتّفاقى كه افتاد اين است كه با آمدن صفويه و تسلط آنها، حاكمان آل كيا تشيع اثنا عشريه را اختيار كردند و ما از قرن دهم به بعد يعنى از حدود پنج قرن قبل به اين طرف به طور جدّى حداقل زيديه را در ايران و شمال ايران و در جاهاى ديگر ايران نداريم. و تقريبا اثرى از آنها از قرن دهم و يازدهم به بعد نمىبينيم. البتّه همانطور كه خواهم گفت حكومت صفوى با زيديان يمنى بى ارتباط نبوده است.
استقرار زيديه در يمن
نقطه ثقل زيديه پس از ايران، يمن بود. همزمان با فعاليتهايى كه علويان در ايران شروع كردند و زيديان در نوار سبز شمال ايران ساكن شدند، گروهى از زيديه در يك منطقه سبز عربى كه به آن (اليمن الخضراء) مىگويند و منطقه بسيار خوش آب و هوا و سرسبزى است، مستقر شدند. خلاف آنچه كه ما ممكن است گمان كنيم كه هر چه از مدينه به سمت مكّه مىرويم، هوا داغتر مىشود و هر چه پايينتر مىرويم فكر مىكنيم هوا بايد بدتر شود، اينطور نيست و زمانى كه از مكّه حركت مىكنيد و به طرف جنوب مىرويد مثلًا طائف، جاى خوش آب و هواترى است و هر چه قدر به سمت خطّ استوا پايينتر برويم به دليل پر باران بودن و كوهستانى شدن منطقه هوا بسيار مطلوبتر و در زمستان و تابستان معتدل مىشود.
در دهههاى پايانى قرن سوم قبايل يمنى مستقر در اين منطقه، براى حلّ اختلافات خودشان تصميم مىگيرند مثل مردم شمال ايران سراغ اولاد پيامبر (ص) بروند تا آنها بيايند و اختلافاتشان را حل كنند و شايد به طور اتّفاقى آنها به سراغ شاخهاى از علويان يا سادات مدينه رفتند كه گرايش زيدى داشتند و از ميان آنها فردى كانديداى ايفاى اين نقش شد به نام «هادى إلى الحق» كه يكى از سادات طباطبائى حسنى و جوانى ٣٥ ساله است كه از طرف خانواده سادات مدينه براى حل اختلافات قبايل يمن انتخاب شد تا به يمن برود و اين همزمان با دهههاى نخست دوران غيبت صغرا است، همان زمانى كه شيعيان دچار بحران تحير و حيرت شديد هستند.
زيديان در چهار دوره از سال ٢٨٤ ق تا ١٣٨٢ ق به مدّت يازده قرن به عنوان امام و پيشواى زيديه و به عنوان يك حكومت ايدئولوژيك در يمن حكومت كردند تا ٤٧ سال پيش در ١٩٦٢ م. كه با كودتاى نظاميان با تفكرات ناسيوناليسم عربى و تجددخواهى، دموكراسى خواهى و جمهورى خواهى حكومت امامان زيديه سرنگون شد.
ما در چهار دوره زيديان را در يمن به صورت تقريباً مستمر از قرن سوم هجرى قمرى تا چهلو اندى سال پيش در يمن داشتهايم. آنها فرهنگ و تمدن خودشان را داشته و حتّى مزارات اين امامان كه برجستگىهاى خاص علمى و فكرى هم داشتهاند محترم است و به طور ويژه «هادى إلى الحق» كه شهر «صعده» در شمال يمن را مركز حكومت خودش قرار داده بود. محوريت صعده، مزار