ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٦ - پرسش شما و پاسخ موعود
پرسش شما و پاسخ موعود
اشاره:
اين صفحه اختصاص به طرح پرسشها، شبهات و مسائلى دارد كه براى شما عزيزان مطرح شده و يا در محيط خانواده، مدرسه، دانشگاه يا محل كار شما از آنها صحبت به ميان آمده است؛ چه در موضوع مهدويت و چه در ساير زمينههاى اعتقادى و اخلاقى.
پس دست به كار شويد و از همين حالا پرسشهاى خود را با ما در ميان بگذاريد. ما هم سعى مىكنيم پاسخهاى مناسبى به آنها بدهيم.
يكى از خوانندگان گرامى موعود اين پرسش را طرح كردهاند كه، چرا شيعيان اين همه به ياد حادثه كربلا عزادارى مىكنند؟ پاسخ اين پرسش را از بيانات حضرت آيتالله سبحانى تقديم اين عزيز و همه موعوديان مىكنيم.
اهميت نهضت امام حسين (ع) كه به صورت يكى از شورانگيزترين حماسههاى تاريخ بشريت درآمده، نه تنها از اين نظر است كه همه ساله نيرومندترين امواج احساسات ميليونها انسان را برمىانگيزد و مراسمى پرشورتر از همه مراسم ديگر به وجود مىآورد، بلكه اهميت آن بيشتر بدين خاطر است كه هيچگونه محرّكى جز عواطف پاك دينى و انسانى ندارد. اين تظاهرات پرشكوه كه به خاطر بزرگداشت اين حادثه تاريخى انجام مىگيرد و برخلاف ديگر تظاهرات، نيازمند هيچگونه مقدمهچينى و فعاليت تبليغاتى نيست، از اين جهت در نوع خود بىنظير است.
نكتهاى كه براى بسيارى از كسانى كه از دور دستى بر آتش دارند هنوز به درستى روشن نشده و همچنان به صورت «معمّايى» در نظر آنها باقى مانده اين است كه، چرا اينقدر به اين حادثه تاريخى اهميت داده مىشود؟ چرا امروز كه از حزب اموى و دار و دسته آنها اثرى نيست و قهرمانان اين حادثه مىبايست فراموش شده باشند، اين ماجرا رنگ ابديّت به خود گرفته است؟ پاسخ اين سؤال را بايد در لابهلاى انگيزههاى اصل اين انقلاب جستجو كرد. تجزيه و تحليل اين مسئله براى كسانى كه از تاريخ اسلام آگاهى دارند، پيچيده و دشوار نيست.
به بيان روشنتر، حادثه خونين كربلا نمودارى از جنگ دو رقيب سياسى بر سر به دست آوردن كرسى زمامدارى يا بر سر املاك و سرزمينها نبود. از طرفى، اين حادثه معلول انفجار كينههاى دو طايفه متخاصم بر سر امتيازات قبيلهاى هم نيست، بلكه اين حادثه صحنه روشنى از مبارزه دو مكتب فكرى و عقيدتى است كه آتش فروزان آن، در طول تاريخ پرماجراى بشريت، از ديرباز تاكنون هزگز خاموش نشده است. اين مبارزه ادامه مبارزه تمام پيامبران و مردان اصلاحطلب جهان، و به تعبير ديگر دنباله جنگهاى خونين بدر و احزاب بود.
همه مىدانيم هنگامى كه پيامبر اسلام (ص) به عنوان رهبر انقلاب فكرى و اجتماعى براى نجات بشريت از انواع بتپرستى و خرافات، و آزادى انسانها از چنگال جهل و بيدادگرى، قيام كرد و قشرهاى ستمديده و زجر كشيده را كه مهمترين عناصر انقلاب بودند به گرد خود جمع نمود، مخالفان اين نهضت اصلاحى كه در رأس آنها رباخواران مكّه بودند، صفوف خود را فشرده ساخته، براى خاموش كردن اين ندا، تمام نيروهاى خود را به كار انداختند، ابتكار اين عمليات در دست حزب اموى و سرپرست آنها ابوسفيان بود. ولى سرانجام، در برابر عظمت و نفوذ خيرهكننده اسلام به زانو درآمده، به ناچار تسليم شدند. بديهى است از هم گسيختگى اين حزب، به معنى ريشهكن شدن و نابودى كامل آنها نبود، بلكه نقطه عطفى در زندگى آنها محسوب مىشد، يعنى فعاليتهاى ضدّ اسلامى صريح و آشكار خود را به فعاليتهاى پشت پرده و تدريجى تبديل نمودند و در انتظار فرصت بودند.
پس از رحلت پيامبر اكرم (ص) بنىاميه براى ايجاد