ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٨ - ريشه تحولات اخير يمن
درگير هستند، ولى على رغم مساعدتهاى عربستان و اردن امام زيديه نتوانست در برابر جمهورىخواهان و ارتش قوى آنها مقاومت كنند، بنابراين حكومت آنها سقوط كرد.
اتّفاقى كه افتاد اين بود كه زيديه تبديل به جريان مخالف حاكميت جديد شدند؛ چون در ايدئولوژى زيديه رهبر جامعه بايد امامى باشد كه از سادات است آن هم با شرايط خاص و با يك نگاه ايدئولوژيك. همين مسئله موجب شد كه كم كم زيديه منفعل شدند براى اينكه قدرت از دستشان خارج شده بود و از طرف ديگر شرايط هم به آنها اجازه بازگشت به قدرت را نمىداد و به قول خودشان تصميم گرفتند ازنظر روش و تاكتيك جعفرىمذهب شوند و به دنبال كار فكرى و فرهنگى بروند برخلاف تفكر سنتى زيدى كه همواره معتقد بودند بايد دست به شمشير و مشغول مبارزه باشند.
«علامه مجدالدين المؤيدى» كه بزرگترين رهبر زيديه اين دوران سخت بود و در طول چند دهه اخير زيديان را رهبرى مىكرد، البته بيشتر به صورت رهبرى فكرى نه رهبرى سياسى، از زمان تشكيل جمهورى، تصميم به تغيير شيوه و تاكتيك گرفت و وارد كار فرهنگى شد. ايشان يك سال و اندى پيش فوت كرد.
زيديان بر خلاف اماميه هميشه در طول تاريخ به نوعى وابسته به حكومتها و دولت خود بودهاند، يعنى تا زمانى كه حكومت داشتند، كلامشان تأثير بيشترى داشت، حوزههاى علميهشان پر رونق بود و آموزشهاى دينىشان برقرار بود، ولى حالا كه حكومتشان سقوط كرده بود و خودشان مخالف و اپوزيسيون جريان حكومت يمن تلقى شده بودند، دولت يمن هم با آنها به صورت انقباضى برخورد مىكرد و كمترين امكانات را در اختياراتشان قرار مىداد و حتّى آنها را محدود مىكرد. يكى از اشتباهات تاكتيكى دولت يمن هم، اين بود كه در اين شرايط به وهابيت اجازه داد تا خلأ مذهب زيديه را در عرصههاى شمالى پر كند و البتّه وهابيت هميشه حاضر يراق بوده و از عربستان به راحتى در همين چند دههاى كه حكومت زيديه فرو پاشيد سرازير يمن شدند به خصوص با پول نفتى كه در عربستان فوران مىكرد.
به زودى وهابيت در يمن يكجاى پاى محكمى براى خود يافت كه متأسفانه بخش زيادى از زيديان يمن را به خودش جذب كرد تا انجا كه در برخى از آمار و ارقام آمده كه سه، چهار ميليون نفر از جمعيت كمتر از ده، دوازده ميليون نفرى زيديه وهابى شدند. در همين سالها هم شاهد بوديم در مراكزى كه در طول تاريخ از مراكز اصلى تشيع و زيديه بوده است؛ مثلًا در شهر صعده مؤسسات و جمعيتهاى قابل توجّهى از وهابيت حضور دارند و نه تنها تشيع را قبول ندارند، سنّى معمولى هم نيستند بلكه سنّى متعصبى هستند كه دوست دارند قبر هادى إلى الحق را منفجر كنند مثل بلايى كه بر سر بقيه مزارهاى خاندان پيامبر و اوليا آوردهاند ولى جرئتش را هيچ وقت نداشتهاند، به دليل اينكه زيديه هنوز هم قدرتمندتر از وهابيت در عرصههاى شمالى حضور دارد.
ريشه تحولات اخير يمن
اين جريان تا قبل از انقلاب و در سالهاى بين كودتا و انقلاب اسلامى ايران به همين صورت بود. بدون مبالغه بايد بگوييم پيروزى انقلاب اسلامى در ايران يك روح جديدى به صورت جدّى در زيديان دميد، چون زيديان احساس مىكردند كه آن ايدئولوژىشان در ايران در حال پياده شدن است و آنها تصورشان از تشيع همين است، تصورشان مبارزه است. چيزى كه در قاموس زيديه تعريفش سخت است تقيه كردن و منتظر بودن است. يك فرد زيدى آموزش مىبيند كه هميشه در حال مبارزه با ظلم و جور باشد. حالا ديدند كه يكى از فرزندان حضرت زهرا (س)، رهبرى جمهورى اسلامى را بر عهده گرفته است و همه شرايطى كه آنها مىخواهند را دارد به جز اينكه از لحاظ مذهبى يك اختلاف نظر جزئى با هم دارند آن هم اين است كه امام خمينى (ره) خود را نايب يك امام غايب مىدانند، ولى زيدىها مىگويند كه تواضع نكنيد (!) شما همان امام هستيد. چون در تفكر زيدىها امامت چيزى بيشتر از اين نبوده و نيست.
بنابراين، زيديه يك نشاط جديدى پيدا كردند و نسل جوان آنها نسبت به پيرمردها منتقد شدند و گفتند كه چرا از امام خمينى (ره) الگو نمىگيريد و حركت نمىكنيد و حتى آقاى مجدالدّين المؤيدى هم مورد انتقاد قرار گرفت، ولى به خاطر شرايط جنگ تحميلى و اينكه يمن به نوعى طرف عراق و صدام را گرفته بود و زيديان در فشار جدّى بودند و نمىتوانستند احساساتشان را نسبت به ايران و جمهورى اسلامى بيان كنند يك فاصلهاى ميان شيعيان يمن و ايران ايجاد شد تا ما رسيديم به تحولات جديد بعد از جنگ ايران و عراق، يعنى جنگ خليج فارس اوّل، جنگ دوم خليج فارس، يعنى اشغال كويت توسط صدام و بعد هم اشغال عراق توسط آمريكا، و به صورت مشخص حوادث يازده سپتامبر، و در پى آن حمله آمريكا به افغانستان و عراق، باعث شد يك تحولات جدّى در اين منطقه و به خصوص در حوزه زيديه يمن به وجود بيايد.
وهابيت و القاعده در منطقه زير سؤال رفتند واين بار به دستور آمريكا بايد با آنها برخورد مىشد. كشورها و حكومتهاى منطقه هم كه استقلال سياسى ندارند حتّى در مقابل يمنى كه در كنار رفيقش صدام حسين در دو دهه اخير در منطقه براى آمريكا شاخ و شانه مىكشيد، ولى اينها حكومتهايى نيستند كه بخواهند در برابر آمريكا بايستند. آمريكا يك ليستى تهيه كرد و به آقاى على عبدالله صالح رئيس جمهور يمن داد كه اين افراد را بايد به عنوان سران القاعده در يمن به ما تحويل دهيد.