ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - احياءگرى شيعى و چالش هاى فراروى غرب
٣. شهادت طلبى به مثابه يك نظريه پشتيبان جهاد و جنگ مقدس.
٤. باور مهدى و انتظار ظهور منجى موعود، حضرت مهدى (ع) (نگارنده عبارات برنارد لوئيس را تلخيص و در چهار عنوان معرفى نموده است). وى، در پايان، اسلام تشيع و تسنّن را از هم تفكيك و شيعهگرى را به صورت زير تعريف مىكند.
«شيعهگرى، عبارت است از مخالفت با وضع موجود و نظام حاكم كه اغلب الزاماً با نيت تغيير اين نظم همراه نيست».
وى نتيجه اين مخالفت با وضع موجود را در بين شيعيان، ناظر بر وجود اين باور شيعى مىداند كه از نظر آنها، كه هيچ مشروعيتى در نظم موجود وجود ندارد، تاريخ مسير اشتباهى را در پيش گرفته است و براى بازگرداندن تاريخى به مسير صحيح ناگزير مىبايست درگير با برنامههاى علمى شد.
نمىتوان از نظر دور داشت كه، ظلمستيزى، مبارزه با ظالم تا سر حد شهادت و مجاهده براى اصلاحگرى و گذار از وضع موجود، جملگى متكى به باور مهدى و فرهنگ انتظار است به واقع، تفكر پشتيبان حركتهاى اصلاحى و جهادى را در باور به ظهور منجى موعود، بايد دانست.
بىشك، كلام شيعى، منبعث از «كتاب الله» و عترت رسول گرامى اسلام خود، مهمترين پشتيبان و حامى اين باور در ميادين نظر و عمل بوده است.
در ساير مقالات ارائه شده در آن كنفرانس نيز، الگوگيرى از نظريه شهادتطلبى و به ويژه نهضت سرخ حسينى در كربلاى سال ٦١ ه ق. و مهدىباورى به عنوان دو مشخصه فرهنگ شيعى و پشتيبان نظرى در مناسبات عملى معرفى شده است.
نبايد از نظر دور داشت كه ائتلاف صليب و صهيون و سران سازمانهاى مخفى با مشاهده الگوگيرى مستضعفان شرق اسلامى از شيعيان و رويكرد رو به تزايد ساكنين غرب به اسلام طى سالهاى اخير، همه تلاش خود را مصروف مخدوش ساختن چهره اسلام و نهضتهاى اسلامى ساختند.
حمايت آشكار و نهان غرب از «القاعده» و جنايتهاى سلفىها كه عموماً با حمايت اعضاء عالى رتبه لژهاى ماسونى كه امروزه در لباس و كسوت پادشاهان و اميران بسيارى از كشورهاى عربى همچون، اردن، مصر، عربستان و صورت پذيرفته، باعث گرديده تا غربيان از مجاهدان طريق صلاح و اصلاح به عنوان «تروريست» ياد كرده و نهضتهاى حق طلب را به عنوان جريانهاى تروريستى معرفى كنند.
رسانههاى عمومى و به ويژه سينماى هاليوود طى سى سال اخير همه تلاش خود را مصروف معرفى مسلمانان و اعراب به عنوان تروريست، ضد انسان، ضد فرهنگ و تمدن، خشك مغز و متحجر معرفى نموده است.
در جايى اشاره كردهام كه آغاز نهضتهاى دينى و به ويژه حركتهاى جهادى مستقل (و نه جريانات فرقهاى منتسب به سازمانهاى اطلاعاتى ائتلاف صليب و صهيون) باعث بود تا دو واهمه به جان غرب بيفتد. واهمه اوّل و نزديك احتمال شكلگيرى يك كانون قدرت اسلامى در شرق و از ميان ايران بود. سرزمينى كه به عنوان قطب تفكر و فرهنگ شيعى قابل شناسايى بود و ترس دوم، به احتمال بروز نهضت جهانى امام مهدى (ع) از جزيرةالعرب بر مىگشت.
قدرت گرفتن ايران اسلامى و سپس سقوط صدام و بىاثر شدن بسيارى از توطئهها ائتلاف صليب و صهيون ترس اوّل را در هيأت واقعيتى انكارناپذير نمودار ساخت در شرايطى كه بحرانهاى چند وجهى حاصله از بروز ضعف و سستى در پايهها و اركان فرهنگ و تمدن غربى هر روز بيش از غرب را مستعد سقوط و تلاشى مىساخت (در مجموعه مقالات غرب و آخرالزّمان به صورت مبسوط و مشروح به تجربه پايان و سقوط غرب اشاره داشتهام).
تلاقى اين دو واقعه (سقوط غرب و صعود شرق) كه يكى روى به صعود داشت و مدارج ارتقاء را تجربه مىكرد و ديگرى دركات نزول و فروپاشى را، سران پنهان صليب و صهيون را كه آرزوى تأسيس حكومت جهانى در سر مىپرورند و قرنها براى تحقيق آن تلاش و سرمايهگزارى كرده بودند. به طراحى جنگى آخرالزّمانى به عنوان پروژهاى براى حذف عوامل مزاحم، كنترل شرايط و تغيير مسير تاريخ بن نفع غرب كشيد.
بنياد گرايان مسيحى و مبلغان انجيلى پروتستان، با مدد گرفتن از همه امكانات تبليغى و رسانهاى، به اين پروژه، صورتى واقعهاى دينى و محتوم بخشيدند تا امكان حمايت مردمى و استفاده از همه ظرفيتها و توان اقتصادى و نظامى آمريكا فراهم آيد. ابزارى پر قدرت كه سران توطئه را براى اجراء پروژهاى بزرگ، در ابعاد جهانى يارى داد.
رسانههاى تبليغى مذهبى، با تفسير سناريوى جنگ آخرالزّمانى ميان دو قبيله خير و شر (حاميان بنى اسرائيل و مسلمانان) طى بيست سال اخير، خيزشهاى اسلامى و از جمله نهضت اسلامى شيعى ايرانى را به مثابه سر بر آوردن نيروها شر و دجال آخرالزّمانى معرفى كردند و به استناد اقوال برخى از مردان صاحب نام اين خطه، به پيروان خود مهيا شدن زمينههاى جنگ آخرالزّمانى آرمگدون و ضرورت بسيج عمومى براى مقابله با آن را گوشزد كردند.
درگير ساختن مسلمانان و ساكنان شرق اسلامى در پروژهاى تعريف شده و جنگى نابهنگام، نه تنها امكان استحاله همه قدرت و پتانسيل شرق اسلامى را فراهم مىآورد بلكه، در كوتاهترين زمان، امكان عملياتى شدن پروژه تأسيس حكومت جهانى، سران ائتلاف صليب و صهيون (مردان پشت پرده لژهاى شيطانى و ماسونى) را ممكن سازد.
در حال حاضر پروژه «نظم نوين جهانى» غرب، كه جزء تأسيس حكومت جهانى نيست آخرين مراحل اجرايى خود را پشت سر مىگذارد.