ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - احياءگرى شيعى و چالش هاى فراروى غرب
ساير بلاد اسلامى را از چنگ استعمارگران خارج كرد. اين همه در حالى بود كه آنان، على رغم همه فشارها غربيان هيچگاه نتوانستند از ايران اسلامى كشورى مستعمره و زير نگين تام و تمام دول غربى بسازند.
غرب با شرق اسلامى آشنا شد. چونان هميشه با حرص و حسد بجان شرق افتاد و چون زالو همه توش و توان شرق را مكيد و چتر سلطه بلامنازع فرهنگى و تمدنى خود را بر همه ظرفيتهاى فرهنگى و مادى شرق بزرگ گسترد. در اين عصر شرق شناسان همه منابع شرق را به يغما بردند و كتابخانهها و موزهها را از آثار شرقى انباشتند. در نقطه عطف بعدى، آن هنگام كه نسيم آزادى از قيد استعمار وزيدن گرفته بود و غرب چارهاى جز عقبنشينى نداشت.
حكومتهاى دستنشانده، تحصيل كردههاى از فرنگ برگشته و فراماسونرهاى جانشين نيروهاى نظامى استعمار شدند.
اعضاء لژهاى مخفى ماسونى، پنهانى، بر سه جريان اصلى فرهنگى، سياسى و اقتصادى شرق حاكم شدند. بر مسند مديريت مدارس جديد، دانشگاهها، رسانههاى جمعى، (مطبوعات)، و مديريت دستگاههاى فرهنگى و علمى همه تلاش خود را مصرف سكولاريز كردن فرهنگ شرق كردند و با رواج غرب زدگى و روشنفكرى عقيم، در ميان تودههاى مردمى، زمينهساز حضور غربيان در ميان مناسبات و معاملات مهم و تعيينكننده جلوگيرى از شكلگيرى جريانهاى ضد غربى و ضد يهودى، تضعيف اسلام و مرجعيت اسلامى علما را باعث شدند و به عنوان خدمتگزار غرب به جاسوسى نيز مشغول آمدند.
بىدليل نيست كه از عصر قاجار تا آغاز انقلاب اسلامى در سال ١٣٥٧ عموم نخستوزيران، وزيران، و رؤساى دانشگاهها، مديران مراكز مهم فرهنگى، مديران رسانههاى مهم عمومى از ميان لژهاى فراماسونرى بيرون آمده بودند.
انباشته شدن كتابخانهها و موزههاى غربى از منابع، متون و آثار فاخر فرهنگى و تمدنى شرق تنها بخش كوچكى از حادثه حضور استعمار و غرب در اين بخش از زمين بوده است.
با اين همه، و به دلايل مختلف، غرب به صورت كامل با جريان فرهنگى و فكرى شيعه در شرق اسلامى آشنايى پيدا نكرده بود.
عموماً شيعيان را به عنوان فرقهاى منشعب و معترض در جهان اسلام مىشناختند كه يا جمعيتى اندك در حاشيه حوزه فرهنگى و تمدنى اسلام زيست مىكنند.
رويكرد ويژه شيعى به عالم و آدم و سنت جارى «مقاومت در برابر مصاديق ظلم و تباهى» در ميان آنها خود باعث بود تا غرب به هيچ روى علاقهاى براى پذيرش خدمات بزرگ آنها و ايجاد فرصت براى بروز ظهور اين جريان فكرى و فرهنگى نداشته باشد، چه، غرب نيك مىدانست كه در ميان جغرافياى اسلامى، اين جريان حامل بزرگترين عنصر مقاومت و بازدارندگى در برابر غرب است.
واقعه انقلاب اسلامى و حضور اين جريان فرهنگى و مذهبى در هيأت جريانى تمدن ساز و مدعى حضور در عرصه مديريت كلان سياسى اجتماعى به ناگاه غرب را متوجّه بيدارى و خيزش اين جريان ساخت. شيعيان در هيأت جريانى فرهنگى، تمدنى، از ميان شرق اسلامى سر بركردند. غرب را با چالشى بزرگ روبهرو ساختند.
پرسش از غرب، مىتوانست بناى عهد جديدى را در زمين شيعه استوار سازد. عهدى كه به فرهنگ سكولار، تمدن الحادى و انسان سكولار غربى بگويد: «نه»!!
از همين زمان، اوّلين مراكز پژوهشى غربى براى شناسايى شيعه و شيعهگرى تأسيس شد.
روزى در دوران جوانى و در اوّلين سالهاى پيروزى انقلاب اسلامى به كتابخانه حسينيه ارشاد رفتم. همزمان با من گروهى از كشور كانادا براى فيلمبردارى و تهيه مستندى از حسينيه به اين محل آمده بودند. آنها در حال آماده كردن وسايل خود بودند و من به دليل داشتن آشنايى مختصرى با موضوع شرقشناسى مىدانستم كه حوزه «مك گيل كانادا»، يكى از مراكز مهم شرقشناسى و اسلامشناسى است. در دل به تهيه اين فيلم معترض بودم. اعتراض خود را به مسئولان منتقل كردم. افاقه نكرد. به سالن اصلى برگشتم. در لحظهاى با استفاده از غفلت فيلمبردار پشت دوربين رفتم. دقيقاً منابع مكتوب موجود در قفسهها را با استفاده از عدسى ويژه از نزديك فيلمبردارى مىكردند. آنها به حسينيه ارشاد به عنوان يكى از مراكز مهم و پر جوشش و انقلابى و محرك جوانان و دانشجويان مىشناختند.
از همان سالهاى اوّليه شناسايى زمينهها، عوامل، منابع، اشخاص و جريانات مؤثر در شكلگيرى نهضت شيعى در ايران را آغاز كردند.
نهضت اسلامى شيعى در موقعيتى حادث شد كه غرب، واسپس ٤٠٠ سال تاريخ جديد خود و بسط فرهنگ و تمدن الحادى، از استحاله و سكولاريزه شدن عموم فرهنگها و تمدنها در تمدنهاى غربى شده بود. به عبارت ديگر از جهانى شدن فرهنگ غربى آسوده خاطر شده بود.
تذكر اين نكته ضرورى است كه؛ در هيچ يك از عناصر باقىمانده فرهنگى و مذهبى شرق استعداد بركشيدن مردم تا افق آيندهاى متفاوت با همه آنچه كه غرب پيشنهاد مىكرد وجود نداشت و غرب نيك مىدانست كه اين همه در خود و با خود استعداد ارئه الگويى براى مديريت مكان با تكيه بر مبادى دينى را ندارند.
چنانكه دريافته بودند در هيچ يك از معلمان و مبلغان و باقىماندههاى عناصر فرهنگى غير غربى پرسش جدّى، نقدى بنيادين، اعتراضى متكى بر مبادى و مبانى حقيقى و غيرمادى در برابر غرب و اركان و عناصر فرهنگى و تمدناش وجود ندارد.
درست، در چنين هنگامهاى سيلى بزرگ به راه افتاد سيلى