ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٠ - نذر قمر بنى هاشم؛
گلستانه
روى نيزهها
|
كربلا را مىسرود اين بار روى نيزهها |
با دو صد ايهام معنىدار روى نيزهها |
|
|
نينواى شعر او از ناى هفتاد و دو نى |
مثل يك ترجيع شد تكرار، روى نيزهها |
|
|
چوب خشك نى به هفتاد و دو گل آذين شده است |
لالهها را سر به سر بشمار، روى نيزهها |
|
|
زخمى داغاند اين گلهاى پرپر، اى نسيم! |
پاى خود آرامتر بگذار روى نيزهها |
|
|
يا بر اين نيزار خون امشب متاب اى ماهتاب |
يا قدم آهستهتر بردار روى نيزهها |
|
|
قافله در رجعت سرخ است و جاده فتنه جوش |
چشم مير كاروان بيدار روى نيزهها |
|
|
صوت قرآن است اين، يا با خدا در گفتوگوست |
روبهرو، بىپرده، در انظار، روى نيزهها |
|
|
با برادر گفت زينب: راه دين هموار شد |
گرچه راه توست ناهموار، روى نيزهها |
|
|
خواهرش بر چوب محمل زد سر خود را كه آه! |
تيرهتر باد از شبان تار، روى نيزهها |
|
|
اى دليل كاروان! لختى بران از كوچهها |
بلكه افتد سايه ديوار روى نيزهها |
|
|
زنگيان آيينه مىبندند بر نِى، يا خدا |
پرده برمىدارد از رخسار، روى نيزهها |
|
|
چشم ما آيينهآسا غرق حيرت شد چو ديد |
آن همه خورشيد اختربار، روى نيزهها |