ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - احياءگرى شيعى و چالش هاى فراروى غرب
از شرق اسلامى، از ايران شيعى.
اين همه در حالى بود كه غرب، شيعيان را به عنوان فرقهاى كمجمعيت و محدود در بخشهايى از سرزمين بزرگ اسلامى شناسايى مىكرد كه در چنبره نظام فاسد و دست نشانده پهلوى همه هوش و توان خود را از دست داده است و امكان خلاصى از محدوده مباحث فقهى، كلامى و تاريخى منحصر در معاملات فردى و محدود را ندارد.
اوّلين واكنش غرب در برابر اين جريان بزرگ اجتماعى، سياسى، كه مبتنى بر رويكرد اسلامى و مذهب شيعى تولد يافته بود، تلاش براى حذف و مبارزه فيزيكى در ميدان بود.
واقعه ٨ سال دفاع مقدّس ناظر بر اين كوشش مذبوحانه بود.
به موازت اين استراتژى، غرب با مددگرفتن از همه امكانات دانشگاهى، پژوهشى، اطلاعاتى و رسانهاى به شناسايى همه جانبه اين جريان پرداخت. و بالاخره در سال ١٩٨٤ م، يعنى بيست و پنج سال قبل از اين تاريخ، اوّلين كنفرانس شيعه شناسى در تلاويو. با حضور صدها، مسشترق، شيعهشناس و عوامل اطلاعاتى و امنيتى ائتلاف صليب و صهيون برگزار شد.
«مارتين كرامر» نويسنده ديباچه مجموعه مقالات كنفرانس مزبور مىنويسد: «در دوران معاصر، تشيع، برخى از قوىترين مفاهيم طغيان انقلابى را پديد آورده است. شيعيان، اقليتى از مسلمانان هستند كه از نظر سنّىها، يعنى اكثريت غالب مسلمانان، همواره به خاطر عقايدشان انگشتنما بودهاند. با اين حال، جنبشهاى شيعى، امروزه استراتژىهاى سياسى فوقالعاده اصيلى ابداع كردهاند كه غالباً موجب شگفتى و حيرت دنياى اسلام و غرب شده است. اين شيوهها در ايران، از عظيمترين موفقيت برخودار بودهاند و الهامبخش ساير شيعيان در دنياى عرب و جنوب آسيا نيز شدهاند».
آقاى مارتين كرامر، هدف برگزارى كنفرانس و تدوين مقالات حال آمده را در دو عبارت بيان مىكند. مىنويسد:
«اين مجموعه هدفى مضاعف (دو گانه) دارد، نخست اينكه موقيعت كنونى جريان اصلى تشيع اثنى عشرى را در مناطق مختلف جهان مشخص كند. و ديگر آنكه به ارزيابى تأثير انقلاب ايران بر سراسر جهان بپردازد».
كرامر، در همين مقدمه از حضور و همراهى مركز اطلاعات ايالات متحده در اسرائيل، اسحق رابين، اباابان، توماس فريدمن و ديگران در كنفرانس ياد مىكند. ممكن است مخاطبان عمومى به سادگى از كنار عبارات «مارتين كرامر» بگذرند امّا، پژوهشگران حوزه مطالعات استراتژيك و استراتژيستهاى غربى از سه عبارت «قوىترين مفاهيم طغيان انقلابى»، «استراتژى سياسى» و «الهامبخش به دنياى عرب و جنوب آسيا»، پى به شكلگيرى زمينههاى زنجيرهاى از تحولات تاريخى، اجتماعى و سياسى در شرق مىبرند كه در سير اكمالى خود ضمن به چالش كشيدن تماميت فرهنگ و تمدن غربى، «پايان يافتن دوران فاعليت و تاريخ غربى، را اعلام مىدارد. همان كه ساموئل هانتيگتون از آن به مثابه برخورد تمدنها، ياد مىكند.
نبايد از ياد برد كه هر «تفكر» در وقت معين و مقدر خود، آنگاه كه مجال خروج از اجمال بيابد و در مرتبهاى از تفصيل صورت فرهنگى به خود گرفته و در عرصه تاريخ جارى شود، با گذر از مراتب، مهياى جعل استراتژى، ارائه برنامه تحول و خلق تمدن مىشود و به عنوان نمونه و الگويى، سرمشق ساير اقوام در عمل اجتماعى، سياسى مىگردد.
عدم موفقيت در حذف فيزيكى، غرب را بلافاصله به مصاف، در حوزه و فرهنگ هجمه فرهنگى كشيد تا شايد از اين مجرى، امكان، «استحاله تدريجى انقلاب اسلامى ايران»، فراهم آيد.
وجود پايگاه «روشنفكران ليبرال» كه از عصر قاجار تا عصر انقلاب اسلامى، در كليه مصادر فرهنگى حوزههاى علوم اجتماعى، دانشكدههاى علوم انسانى، حضور جدى داشتند و در ميدان ادب و هنر سالهاى سال امكان الگوسازى و خط دهى از طريق ادبيات، سينما، تئاتر و امثالهم را داشتند امكان اين هجمه را فراهم مىآوردند اين گروه به راحتى مىتوانستند به عنوان سربازان خضم از درون عمل نمايند.
دعوت مردم به «توس سياسى» و اقتصادى، با پيش فرض، ضرورت توسعه فرهنگى كه قريب به يك دهه ذهن و زبان جوانان و بسيارى از مجامع و مراكز سياسى و اجتماعى ايران را به خود مشغول داشت در همين راستا يعنى «تلاش براى استحاله از درون «قابل شناسايى و ارزيابى است. چنانكه، ايجاد جريانات فرقهاى و به ويژه وهابيت و سلفىگرى در جهان اسلام نيز كه مىتواند با كاستن انرژى و توان جهان اسلام رويارويى شرق اسلامى و غرب الحادى را به رويارويى و مقابله دو جريان مذهبى در قبال جغرافياى شرق اسلامى تبديل كند و موجب كاهش پتانسيل جريان انقلابى و ممانعت از سريال آن به ساير نقاط شود در همين جهت قابل شناسايى است. ضمن آنكه، جريان فرقهسازى در خود و با خود بروز نوعى بلوراليسم وحشتناك و شيطانى را سبب شد.
آقاى «برنارد لوئيس»، مستشرق و پژوهشگر معروف يهودى، در كنفرانس تلاويو (دسامبر ١٩٤٨) مقالهاى ارائه نمود كه مطالعه آن مىتواند بيانگر همه درك غرب از تفكر و فرهنگ شيعى و خيزش اسلامى دوران معاصر باشد او، ضمن بيان اين عبارت: «هدف شيعيان بازگرداندن تاريخ به مسير صحيح است» و ذكر سوابق شكلگيرى جريان فكرى شيعى در جهان اسلام، ويژگىهاى فرهنگى و عملى شيعيان دكترين شيعى در ميان مسلمين را بيان مىكند. او اين ويژگىها را در چهار بخش يا چهار رويكرد خلاصه مىكند.
١. توجّه خاصّ شيعيان به موضوع غصب (خلافت) و ظلم.
٢. شورش مسلحانه براى حذف حاكم ظالم و مبارز با استبداد.