ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٨ - عقل و آخرالزّمان
عقل و آخرالزّمان
صرالله حكمت
عقل با تمام شكوه، عظمت و جايگاه برجسته اى كه در حيات انسان دارد، موهبتى است از جانب خداوند و حقيقتى است با دو چهره: چهره اقبال به حق و چهره ادبار به آن.
چهره اقبال عقل، در سعى و تلاش انسان براى اتّصال به حق، و ايمان به غيب تجلّى كرده و ارتباط انسان را با ابديت تحقّق مى بخشد امّا، چهره ادبار او به حق، با وقوع در زمان (عَصر) و زيان (خُسر) ترسيم شده و با اغواى شيطان استمرار يافته است. اين عقل ادبار، كه جايگاه نفوذ شيطان است، با زمان گره خورده و تاريخ بشرى را رقم زده، اكنون پس از پشت سرنهادن فراز و نشيب هاى بسيار، در آستانه پايان خود قرار دارد و چون عقل به پايان رسد، زمان فانى به پايان مى رسد؛ آخرالزّمان يعنى «آخر العقل».
تعارض درونى عقل ادبار، امروزه پس از عبور از پيچ و خم قرن ها، كسب تجارب فراوان، پس از پشت سر نهادن تحوّلات دوران پرماجراى خلق و وضع كه اوج شكوفايى و اقتدار او بوده است، و بعد از پيمودن تمام راه هايى كه محتمل بود بتواند استقلال و سيطره فراگير و دائمى او را تأمين كند و براى انسان مُعرِض از حق، مدينه فاضله و بهشت زمينى بسازد؛ بيش از هميشه آشكارا و برملا شده است.