ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - ٢ معنى نزديك به ظهور
١. مفهوم و مصداق آخر الزّمان
آخر الزّمان از نگاه معنى لغوى كه بر اساس تركيب دومفهوم «آخر» و «زمان» استخراج مى شود، به قطعه اى از انتهاى زمان زمينى اطلاق مى شود كه به انتهاى زمان زمينى پيوسته است. بنابراين بدون در نظر گرفتن چيزى ديگر، بر اين اساس، بايد مصداق آن را بخشى از زمان زمينى دانست كه پس از گذار از نقطه ميانى عمر زمين، متعلّق به انتهاى عمر زمين است.
اگر انتهاى عمر زمين را هنگام قيامت، يعنى زمانى در نظر بگيريم كه زمين به تعبير قرآن كريم- چيزى ديگر غير زمين خواهد شد، مصداق اين معنى لغوى آخر الزّمان، بخشى از نيمه دوم عمر زمين خواهد بود كه به قيامت متّصل است.
در اصطلاح آخر زمان به مصداق هايى محدود شده و در آن مصداق ها معنى متبادر خود را يافته است:
١. قطعه اى از عمر زمين كه پس از بعثت پيامبر اسلام (ص) قرار دارد؛ دورانى از عمر زمين در فاصله بعثت حضرت ختمى مرتبت تا برپايى قيامت. تعبير «پيامبر آخر الزّمان» براى آخرين پيامبر كه از زبان انبياى پيشين نقل شده است، اگر بخواهد ارتباطى با معنى لغوى داشته باشد، گوياى اين حقيقت خواهد بود كه در هنگام بعثت آخرين پيامبر (ص)، دست كم نيمى از عمر زمين بايد گذشته باشد.
٢. قطعه اى از عمر زمين كه پس از آغاز غيبت تا قيامت، پس از ظهور تا قيامت يا پس از غيبت تا قيامت قرار دارد. معنى لغوى، اين مصداق ها را مى پذيرد.
٣. قطعه اى از عمر زمين كه در فاصله اى قبل از ظهور، متصل به ظهور و نزديك به ظهور است. اين مصداق و معنى و مفهوم اصطلاحى، گر چه سازگارى چندانى با معنى لغوى ندارد، ولى پركاربردترين و متبادرترين معنى و مفهومى است كه تركيب آخر الزّمان براى منتظران ظهور دارد. به عبارت ديگر و در اصطلاح الفاظ فنّ منطق و علم اصول، اين معنى مجازى- آن هم مجازى دورتر از ديگر معانى مجازى آخر الزّمان- مجاز شايعى است كه معنى حقيقى يا حقيقتى در عرف شيعيان دوازده امامى يافته است؛ آنچنان مجازى شايع و متبادر كه معنى حقيقى را به پس مى راند و آن را به جايگاه مجاز مى نشاند.
در اين مقاله، هر جا سخن از آخر الزّمان- بدون هيچ قيدى- رود، منظور همين معنى شايع و متبادر در عرف معتقدان به ظهور حضرت مهدى موعود (ع) خواهد بود.
٢. معنى نزديك به ظهور
در تعريف سوم- تعريف مورد نظر خود- از آخر الزّمان و به عبارت ديگر، در تعريف مصداق سوم آخر الزّمان سه شرط براى مصداق اين قطعه از زمان برشمرديم:
١. قبل از ظهور؛
٢. متّصل به ظهور؛
٣. نزديك به ظهور.
دو شرط اول، نيازى به توضيح يا قرار داد ندارند، ولى شرط سوم، تاحدودى مبهم است. نزديك- همانند دور- مفهومى نسبى است و بدون تعيين مبدأ و معيارى براى سنجش آن، نمى توان آن را از ابهام خارج ساخت. طبيعى است كه هر تعريف يا قراردادى نيز بايد خالى از ابهام باشد.
آنچه در اين مقاله، براى قيد نزديك، در مفهوم «نزديك به ظهور» براى ايجاد دقّت در تركيب آخر الزّمان تعريف يا قرارداد مى كنيم، مدّت زمانى حداكثر بهاندازه متوسط عمر طبيعى شيعيان كهنسال قبل از ظهور است. اين محدوده زمانى را براساس يك نياز كاربردى و كاركرد گرايانه تعريف يا قرارداد مى كنيم. توجه كنيم كه معتقدان به ظهور و منتظران آن، از آن رو توجّه ويژه به آگاهى از اخبار آخر الزّمان دارند كه:
١- در مرتبه نخست، متوجه شوند كه آيا زمان ظهور را درك خواهند كرد؟ به عبارت ديگر، آيا نشانه اى بر اساس اين اخبار در مدت عمر خود مى توانند بيابند كه بشارت درك هنگام ظهور قبل از مرگشان را به آنها