ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٦ - داستان دلدادگى
داستان دلدادگى
مرورى بر تشرّفات حاج محمّد على فشندى تهرانى (ره).
اشاره:
درباره مرحوم حاج محمّد على فشندى تهرانى، جز چند تشرّف كه بزرگان از وى نقل كردهاند، چيزى نمىدانيم؛ با اينكه ظاهراً ديرى نيست كه به رحمت حق پيوستهاند. اينكه خاستگاه، خانواده، خاندان، تربيت و تحصيلات، زمينه و زمانه، زيست و زندگى، حتّى شغل و پيشه و احياناً استادان اخلاقى و مربيّان و مرشدان سلوكى اين نيكبخت چه كسانى بودهاند، آگاهى چندانى در دست نيست يا حدّاقل نويسنده حقير بدان دست نيافته است. اگرچه از جهتى نيز، شايد دانستن خيلى از اين دست اطّلاعات هم چندان مهم هم نباشد.
نكته حائز توجّه اينكه او عبد صالح و بنده برگزيده حق بوده، عمرى را با پاكى، پارسايى و عشق و علاقه به على (ع) و فرزندان او، به ويژه امام عصر (ع) گذرانده و به خاطر سرشت پاك، طينت طيّب و صفاى باطن، چندين بار توفيق تشرّف به محضر آن موعود مهربان را يافته و جمال جميل يوسف زهرا (ع) را به تماشا نشسته است. در نقل تشرّفات او آنچه قابل توجّه و تأمّل برانگيز است اينكه آن بزرگوار، فراوان مورد اعتماد و اعتقاد مراجع معظّم تقليد و ديگر علما و بزرگان بود و آنان در نقل تشرّفات او ترديد نكرده، او را ستوده و از وى به عنوان دوستدار حقيقى، خالص و مخلصِ امام عصر (ع) نام بردهاند.
در درستى ديدارهاى او همين بس كه شخصيّتهاى بزرگوارى مانند مرحوم آيتالله العظمى بهجت، شهيد محراب آيتالله دستغيب و پيرغلام اهل بيت مرحوم حاج محمّد علّامه- رضوانالله عليهم اجمعين- و حضرت آيتالله ناصرى دولت آبادى و جناب حجّتالاسلام احمد قاضى زاهدى- حفظهما الله- از صحّت گفتار، درستى كردار، سلامتِ نَفس و پاكى ضمير او سخن گفته و دلدادگى او را به امام عصر (ع) شهادت و گواهى دادهاند. از تشرّفاتِ نقل شده از او مىتوان فهميد كه حاجى فشندى از نظر تحصيلات ظاهرى و مراتب علمى در حدّ متوسط بوده است امّا از نظر سلوكى و مقاماتِ معنوى بسى برتر و بالاتر قرار داشته است. مرتبهاى كه موجب حسرت و غبطه بسيارى از بزرگان بلندمرتبگان و برترنشينان و بالامكانان است.
امام، باران رحمت ربوبى است و در سرزمين سينه سيناى هر مؤمن متديّنى كه ببارد هزاران گُل روحافزا و فرحبخش مىروياند؛ امّا مهم آن است كه ما خود زمينهساز ديدار دوست باشيم و براى باريابى به بارگاه بلند و آستان آسمانى آن منظومه مهربانى زمينه را مهيا كنيم.
«فَشِنْد» بنا به آنچه در دايرةالمعارف تشيّع درج شده،