ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٨ - اميدهاى آخرالزّمان
اميدهاى آخرالزّمان
در كنار روايتهايى كه در آنها از مردمان آخرالزّمان نكوهش شده و تنها از ويژگىهاى منفى آنها سخن به ميان آمده است، رواياتى نيز وجود دارد كه گروههايى از اهل آخرالزّمان را به شدت ستايش كردهاند، تا جايى كه از آنها به عنوان «برادران رسول خدا» ياد شده است. اين گروه نيستند، مگر كسانى كه با وجود همه سختىها و دشوارىهاى عصر غيبت، دين و ايمان خود را حفظ مىكنند و بر پيمان الهى خود ثابتقدم مىمانند. برخى از اين روايتها به قرار زير است:
ابوبصير از ابوجعفر، امام محمّد باقر (ع) كه درود خدا بر او باد، نقل مىكند كه فرمود:
«روزى پيامبرخدا- درود خدا بر او و خاندانش باد-
در حالى كه عدّهاى از يارانش نزد او بودند، فرمود: خداوندا! برادران مرا به من بنما! ايشان سخن خود را دو مرتبه تكرار كردند. در اين هنگام گروهى از ياران كه گرد آن حضرت بودند، گفتند: اى پيامبر خدا! آيا ما برادران شما نيستيم؟ فرمود: نه. شما ياران من هستيد. برادران من قومى هستند [كه] در آخرالزّمان [خواهند آمد]. آنها به من ايمان مىآورند، در حالى كه مرا نديدهاند. خداوند آنها را با نامهاى پدرانشان شناسانده است، پيش از آنكه از پشتهاى پدران و رحمهاى مادرانشان خارج شوند. هر يك از آنها بر دين خود پايدار مىماند، در حالى كه اين عمل از دست كشيدن بر خارهاى گون در شب تاريك و در دست گرفتن آتش برافروخته از درخت گز دشوارتر است. ايشان چون چراغى فروزان در دل تاريك شب مىدرخشند. خداوند آنها را از همه فتنههاى تيره و تار در