ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٩ - آتش
رباعى دوم:
زمين چندين شب پياپى خواهد لرزيد،
در بهار دو اقدام پىدرپى انجام مىگيرد،
كورنتوس و افسوس در دو دريا شناور مىشوند،
جنگ در دو نبرد شجاعانه ادامه خواهد يافت.[١]
رانش زمين
رانش زمين يا حركت لايههاى سطحى آن، پديدهاى است كه بر اثر زلزله يا بارش باران و سستى زمين روى مىدهد. اين بلاى طبيعى كه اكنون در حال افزايش است، هر ساله در مناطق مختلف جهان هزاران نفر را به كام مرگ مىكشاند و خسارات زيادى از خود بر جاى مىگذارد. رسول خدا (ص) در بيان نشانههاى زمان ظهور چنين فرمود: «... زمين از فراوانى باران سست شود و هر گروهى گمان كند كه اين حالت تنها در منطقه آنان رخ داده است ...».[٢]
خشكسالى
از ديگر بلاياى طبيعى كه حيات انسانى، جانورى و گياهى را تهديد مىكند، خشكسالى است. گرم شدن زمين و در پى آن، تغييرات آب و هوايى نامتعادل، باعث بروز خشكسالى است. خشكسالى آهسته و تقريباً پنهانى مىآيد. هيچ چيز ترسناكى مانند زلزله يا آتشفشان رخ نمىدهد. فقط باران نمىبارد. سپس قحطى مىآيد و «مرگ خشك» بر سرزمينها سايه مىافكند. از ٣٠ سال گذشته به اين سو، جهان شاهد صحنههاى دردناكى از بروز خشكسالى و قحطى در مناطق مختلف، خصوصاً بخشهايى وسيع از قارّه آفريقا و برخى مناطق هندوستان، بوده است. ايران نيز در سالهاى اخير از خشكسالى آسيبهاى جدّى ديده؛ به گونهاى كه در برخى مناطق، نظير جنوب شرقى، بر اثر بارش كم باران، مزارع كشاورزى از بين رفته و دامدارى از رونق افتاده است.[٣]
در متون بر جاى مانده از گذشتگان، خشكسالى به عنوان يكى از بلاهاى فراگير دوره آخرالزّمان، مورد توجّه قرار گرفته است. در متون زرتشتيان آمده است: «... باران نيز به هنگام خويش نبارد ... و آب رودها و چشمهها بكاهد ...».[٤] امام صادق (ع) مىفرمايد: «... سرزمينها خشك مىشوند ...».[٥]
نوستراداموس نيز از بروز خشكسالى شديدى در مناطق جنوبى نيمكره شمالى، مانند شمال آفريقا و جنوب شرقى آسيا، خبر داده است: «مرّيخ، عطارد و نقرهاى (ماه) با هم قرين مىشوند. خشكسالى سختى به سوى جنوب».[٦]
آتش
از متون كهن چنين برمىآيد كه از ميان عناصر چهارگانه و بلاهايى كه در آخرالزّمان جهان را فرامىگيرند، آتش جايگاهى ويژه دارد. تولكتها[٧] معتقد بودند كه دنيا سه بار به آخر رسيده است و بعدها آزتكها[٨] اين عقايد را جذب كردند. طبق تقويم تولكتها، نخستين دوره، «آب- آفتاب» نام داشت و جهان به وسيله سيلهاى عظيم ويران شد. دومين دوره، «زمين- آفتاب» ناميده مىشد كه جهان را زلزلههاى مهيب به ويرانى كشاند. سومين دوران، «باد- آفتاب» لقب داشت كه دنيا با گردبادهاى آسمانى منهدم گرديد. در حال حاضر، ما در چهارمين دوره به سر مىبريم كه آن را «آتش- آفتاب» نام نهادند و اين دوران قرار است با آتشسوزىهاى بزرگ و مهيب به پايان رسد. جالب توجّه آنكه اين حدسيات با چشمانداز غمانگيزى كه ما امروزه به دليل خطر جنگ هستهاى در پيشِ رو داريم، چندان بىربط به نظر نمىرسند.[٩]
در اساطير ملّتهاى شمال اروپا نيز به وقوع آتشسوزى بزرگى در دوره آخرالزّمان اشاره شده است. در كتاب «الدر ادا»، در بخشى از اشعار بانويى خردمند، مىخوانيم:
و ستارگان داغ از آسمان فرو مىافتند،
و آتش تا به آسمان زبانه مىكشد.[١٠]
در كتاب مقدّس آمده است: «و چهارمين (فرشته)، پياله خود را بر آفتاب ريخت و به آن داده شد كه مردم را به آتش بسوزاند و مردم به حرارت شديد سوخته شدند ...».[١١] امام باقر (ع) مىفرمايد: «پيش از قيام قائم (ع) مردم به وسيله آتشى كه در آسمان آشكار مىگردد، از گناهانشان بازداشته مىشوند ...».[١٢]
گفتنى است، بالا رفتن درجه حرارت كره زمين، پديدارى آتشسوزىهاى گسترده، فوران آتشفشانها و انفجار بمبها و موشكها و ديگر سلاحهاى