ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٣ - دو سير شتابان در آخرالزمان
وضع خوبى داشتند و مايل نبودند وضعشان تغيير كند و مىترسيدند با حاكميت پيامبر وضعشان عوض شود و دوم به اين دليل كه يهوديان خود، پيامبران بسيارى داشتند و نمىخواستند از اعتقاد به آنان دست بردارند!
حال، اين چه پديدهاى است كه انسان كسى را بخواهد لكن هنگامى كه آن كس مىآيد او را نخواهد و انكار نمايد. اين به نحوه ارتباط انسان با كسى كه منتظرِ اوست باز مىگردد. هنگامى كه ارتباط انسان جنبه ذهنى و تخيلى داشته باشد و واقعى نباشد، مسئله همينگونه است و از آنجا كه موعود مورد انتظار، منطبق با خيالات شخص منتظر نيست، هنگام ظهور، مورد انكار قرار مىگيرد و نكته جالب اينجاست كه در اين حالت شخص منتظر در باطن خود خواهان ظهور نيست، همچون بعضى از مذهبىها و منتظران ما كه دلشان مىخواهد امام زمان (ع) هميشه غايب باشد و هيچ گاه ظاهر نشود. آنان امام زمان (ع) هميشه غايب را دوست دارند، نه امامى كه بالاخره بايد ظاهر شود و ظهورش نيز درجات و مراتب دارد و تا قبل از ظهور تامّ و تمامش، درجاتى از ظهور و فرجش، تحقق مىيابد.
در زمانه ما وقوع انقلاب اسلامى با ظهور خمينى كبير (ره)، قطعاً و يقيناً درجهاى از ظهور و فرج امام زمان (ع) است كه مىخواهند ببينند مردم با اين درجه از ظهور چه مىكنند؟ آيا خواهان ظهور بيشترند يا طالب اعاده تاريكى؟
آن كسان كه خود را منتظر ظهور حضرت مىدانند و كارى هم به انقلاب ندارند، اينان زندگى كردن در زير سلطه طواغيت و ولايتشيطان را مىپسندند و به آن راضى هستند. در اين انتظار، هيچ فضيلت و هنرى نيست و هنر آن است كه وقتى آن وجود مقدّس مستقيم يا غير مستقيم، بلاواسطه يا معالواسطه، پا در صحنه گيتى مىگذارد، ما بلافاصله او را بشناسيم و به او پيونديم و البتّه اين توفيق لازم دارد، آگاهى و بيدارى و پاكى لازم دارد و سبكبارى مىخواهد. آن كس كه مىخواهد به امام زمان (ع) بپيوندد بايد آگاه و بيدار و پاك و سبكبار باشد و خود را از وزنههاى تعلّقات به اين جهان سنگين بار نكرده باشد.
اگر بخواهيم در اين دو سير و دو جريانى كه ذكر شد با تمام وجود در جريان آسمانى و مهدوى قرار داشته باشيم، بايد روز به روز بر تقوى و محبت و عرفان و عشقمان بيفزاييم، نداى آسمانى را لبيك بگوييم. در دوران حسّاس كنونى، هر دو دعوت و هر دو سير بسيار شديد و فعّال است و ما بايد بسيار هوشيار باشيم تا ندانسته در جريان نفسانى قرار نگيريم، و به سوى دعوت شيطانى نلغزيم يكى از راههاى لغزيدن به اين دعوت، ميل به لهو و لعب و غناست كه اكنون همه ما در معرض آلوده شدن به آن هستيم.
اين درست است كه اكنون با برقرارى نظام اسلامى، درجهاى از فرج براى ما حاصل شده و اين درست است كه فرج مقتضى طرب است لكن مسئله اين است كه ما اكنون به ميزانى بسيار بيشتر از فرج حاصل شده مىخواهيم طرب كنيم گويى كه تمام فرج حاصل شده، شخص امام زمان (ع) ظهور فرموده و گويى كه انتقام خون مقدّس امام حسين (ع) گرفته شده و شيطان از مسند فرمانروايى جهان فرو كشيده شده است، هر چند معلوم نيست كه ما هنگام فرج كامل كه هنگام طرب كامل است به اين موسيقىها و به طربهاى موجود نياز داشته باشيم و چه بسا كه آن هنگام، هنگامه طرب از نوع ديگر باشد.
اين موسيقىها و غناهاى موجود كه غالباً با ابزار و آلات همراه است، اساساً به فرهنگ كفر تعلق دارد كه آدمى را از هر چه حضور خداوند است دور مىكند و به طربى جعلى و مصنوعى سرگرم مىسازد.
اگر آدمى تكاليف خود را درست انجام دهد و در راه خداوند جهاد كند، شادى از درون وجود او مىجوشد و سرچشمه مىگيرد. شادى اين نيست كه از بيرون از وجود انسان و از طريق ابزار و آلات به جان او وارد شود.
علت اينكه دنياى كفر تا اين حد بر موسيقى تأكيد دارد، اين است كه قرار نيست در اين دنيا آدمى به تكليف خود در برابر خداوند عمل كند و بديهى است كه فرو نهادن تكاليف و ترك وظيفه، وجدان را تحت فشار و انقباض قرار مىدهد و چون اين حالت دردناك است و آدمى مىخواهد خود را از آن نجات دهد، از اين رو گوش جانش را به غنا و طربهاى مصنوعى مىسپارد
اميدوارم خداوند ما را به شادى وصال خود و نظر به جمال بىمثال خود، شاد و از جامى كه ساقىاش اميرالمؤمنين على (ع) است، سرمست فرمايد.
پىنوشتها:
[١]. سوره بقره (٢)، آيه ٨٩.
[٢]. همان.