ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٧ - تشرّف اوّل؛ احترام به سادات
روستايى در شهرستان ساوجبلاغ (غرب شهرستان كرج)، در يازده كيلومترى شمال شرق شهرِ هشتگرد است. بيشتر اهالى اين روستا، كشاورز و دامپرورند. امامزاده سه تن- طاهر، مطهّر و مظفّر-، درخت چنار هشتصد ساله و تپّه تاريخى فشند از آثار قديمى آن مىباشد. كهنترين آثار موجود در آنجا متعلّق به هزاره اوّل پيش از ميلاد مسيح (ع) است. همچنين بناى «خاتون قيامت» كه مردان، حقّ ورود به داخل آن را ندارند از ديگر بناها و آثار مهمّ تاريخى و باستانى اين روستا است. «آل فشندى» يكى از خاندانهاى علمى در شهر قزوين كه شاخهاى از آلِبرغانى هستند، از اين روستا برخاستهاند. از بزرگان اين سامان مىتوان از مرحوم حاج حسن بيگلرى فشندى صاحب «سرّالبيان در تجويد»، شيخ احمد آل فشندى (رهبر انقلابيون مشروطهخواه قزوين)، استاد جمشيد امينى (از شاگردان كمالالملك و مبتكر رشته نقاشى قالى در ايران، مرحوم مصباح نجمالملك (منجّم و صاحب تقويم) و بالاخره مرحوم حاج محمّد على فشندى را نام برد.[١]
از نگاه عالمان
شهيد محراب و معلّم اخلاق، شهيد آيتالله دستغيب (ره) كه دو تشرّف از مرحوم فشندى را در كتاب «داستانهاىِ شگفت» به نقل از خود وى آورده، درباره آن مرحوم چنين نوشته است: «مكرّر شنيده بودم كه يكى از اخيار زمان، توفيق تشرّف به خدمت حضرت بقيّةالله (عج) نصيبش شده و داستانهايى [در اين باب] دارد. دوست داشتم او را ببينم و [آن داستانها را] از زبان خودش بشنوم، تا اينكه در ربيعالثانى ١٣٩٥ در تهران به همراه حاج آقا معين شيرازى، او را ملاقات نمودم. آثار خير، صلاح، صداقت و دوستى اهل بيت (ع) از [سيماى] او آشكار بود. از حاج آقا معين خواهش كردم كه مطالب حاجى را مرقوم فرمايند و اينك عين مرقومه ايشان ثبت مىشود».[٢] همچنين حجّتالاسلام احمد قاضى زاهدى صاحب مجموعه «شيفتگان حضرت مهدى (ع)» نيز درباره حاجى فشندى نوشته است: «در روز ١٦ ذىحجةالحرام سال ١٤٠٠ ق. شخصاً در صحن مقدّس فاطمه معصومه (س)، او را زيارت كردم. آثار صدق و دوستى اهل بيت (ع) از سيمايش مشهود بود».[٣] حضرت آيتالله ناصرى دولتآبادى- حفظهالله- نيز از حاجى با عنوان «عبد صالح خداوند» كه تشرّفات متعدّدى برايش روى داده، نام مىبَرد.[٤]
شاعر و مدّاح اهل بيت (ع) مرحوم حاج محمّد علّامه در خاطرات شصت سال خدمتگزارى خود درباره مرحوم حاج محمّد على فشندى اينچنين نوشته است: «مرحوم حاج محمّد على فشندى، مردى والامقام و از نيكان روزگار بود كه من بيش از پنجاه سال با او آشنا بودم. پنجاه سالِ قبل در سامرّا، از امام هادى (ع) حاجتى خواستم. به وسيله حاجى از ناحيه امام (ع) پيغام رسيد. آن وقت فهميدم كه اين بزرگوار چه مقامى دارد. قبر اين مرد شريف در بهشت زهرا (س) است. بسيارى از دوستان قبر ايشان را از من سراغ مىگيرند. مدفن او از مكانهايى است كه هر كس در آنجا هفتاد حمد بخواند، با مشيّت پروردگار حاجت او روا مىشود.
نشانى قبر او اين است: بهشت زهرا (ع)، قطعه ٩٦، رديف ٢٧٣ شماره ٢١. بعضى از تهرانىها جمع شدند تا براى حاجى خانهاى بخرند. فرمود: من يك اتاق در نارمك در خانه خواهرزادهام دارم، همان كفايت مىكند. يكى از رفقا از من خواست كه براى سنگ قبر مرحوم فشندى اشعارى بگويم كه من اين شعرها را گفتم:
|
ى خرمن گُل اينجا، بر بوى تو مىآيم |
تنها به خيال تو، در كوى تو مىآيم |
|
|
اى آهوى صحرايى، اى صيد گريزنده |
دنبال دو چشمانِ آهوىِ تو مىآيم |
|
|
اى قبلهگهِ آمال، رو سوى تو خواهم كرد |
هر سوى كه خواهى رفت، من سوى تو مىآيم |
|
|
اى پشت و پناهِ من، اى مايه اميدم |
آشفته به دنبالِ گيسوى تو مىآيم[٥] |