ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - سيل
بودن، زلزله است. زلزله ترسناكترين بلاى طبيعى نيز هست. گزارشها حاكى از آن است كه كره زمين در قرن بيستم ميلادى زلزلههايى فاجعهبار داشته كه اين وضعيت، در اوايل قرن ٢١ ميلادى شتاب بيشترى يافته است.
براساس مداركى كه از گذشتههاى دور به دست ما رسيدهاند، پيش از ظهور منجى، زلزلهها زياد مىشوند و پىدرپى روى مىدهند. در نوشتههاى زرتشتيان مىخوانيم: «زمينلرزه بسيار بُوَد و بسيار ويرانى بكند».[١] در كتاب مقدّس آمده است: «و زلزلههاى عظيم در جاىها ... پديد [آيد] ...».[٢] پيامبر اسلام (ص) مىفرمايد: «زمان ظهور فرا نمىرسد مگر آنكه ... زلزلهها فراوان شوند ...».[٣] در حديثى ديگر از آن حضرت، سال پيش از ظهور اينگونه وصف شده است: «... سالى پر از زلزلهها و سرما ...».[٤] امام على (ع) نيز فرمود: «... هنگام طلوع بهرام و كيوان با اقتران دقيق ... لرزشها و زلزلهها پياپى رخ خواهند داد ...».[٥]
از روايات اسلامى چنين برمىآيد كه وقوع زلزله در برخى مناطق جهان، مانند خراسان و شام، ارتباطى ويژه با ديگر حوادث پيش از ظهور دارد.
عبدالله از پدرش عمر نقل كرده است كه پيامبر (ص) به جايگاه برآمدن خورشيد رو كرد و فرمود: «از اينجا (مشرق) گيسوى شيطان طلوع مىكند؛ از همينجا زلزلهها و فتنهها ... خواهند بود».[٦] امام على (ع) مىفرمايد: «هرگاه ... آتش درخشان زبانه كشد، بپرهيزيد، كاملًا بپرهيزيد. از كسى كه از غرب مىآيد، هنگامى كه زلزلهها در خراسان آشكار شوند».[٧]
از امام باقر (ع) نقل شده است كه امام على (ع) فرمود: «هرگاه دو نيزه (دو گروه قدرتمند) در شام درگير شوند، يكى از نشانههاى الهى آشكار مىگردد. گفته شد: اى امير مؤمنان، آن نشانه چيست؟ فرمود: لرزشى است در شام كه در آن بيش از صد هزار نفر نابود مىشوند و خداوند آن را رحمتى براى مؤمنان و عذابى براى كافران قرار مىدهد. پس هرگاه چنين شود، نگاه كنيد به صاحبان اسبهاى غيرعربى خاكسترى [گوش] بريده[٨] و پرچمهاى زرد كه از مغرب روى مىآورند تا آنكه در شام فرود آيند؛ و اين، هنگام ناله بزرگتر و مرگ سرخ (جنگ جهانى سوم) خواهد بود. پس هرگاه چنين شود، نگاه كنيد به فرو رفتن آبادىاى از دمشق كه به آن «حرستا» مىگويند. پس هرگاه چنين شود، منتظر خروج مهدى (ع) باشيد».[٩]
گفتنى است، براساس برخى روايات اسلامى، فرو رفتن حرستا- شهرى نزديك دمشق- زمانى روى مىدهد كه ميان گروه سياهنشان اوّل- بنىعبّاس دوم- اختلاف افتاده است.[١٠]
سيل
دومين بلاى طبيعى از نظر تعداد وقوع و تخريب، سيل است. در سالهاى اخير، مناطق مختلفى از جهان، با اين پديده مخرّب و پيامدهاى ناگوار آن روبهرو بودهاند. چين از آن دسته كشورهايى است كه در عصر حاضر، از سيل آسيبهاى زيادى ديده است. براى نمونه، در شهريور ١٣٨٠، سيل در شمال غربى چين، ١٠٠ هزار واحد مسكونى را ويران و بيش از نيم ميليون نفر را بىخانمان كرد و به صدها هزار هكتار از زمينهاى كشاورزى آسيب رساند. در كشور پهناور چين، سيلابهايى چنان بزرگ و گسترده جارى مىشوند كه گاه حدود يك ششم مساحت آن- تقريباً بهاندازه مساحت ايران- را در بر مىگيرند. شبه قارّه هند نيز، در سالهاى اخير بر اثر سيل، خسارتهاى جانى و مالى بسيارى را متحمّل شده است. قارّه اروپا هم با سيلهاى زيادى مواجه بوده است كه در اين ميان، مىبايست از سيل ويرانگرى ياد كنيم كه اواخر مرداد ١٣٨١ بخشهاى وسيعى از اين قارّه را فرا گرفت و علاوه بر تلفات جانى، خسارات مالى فراوانى بر جاى گذاشت.
گرهارد برز، كارشناس مسائل آب و هوايى در آلمان، دراينباره چنين مىگويد: «سيل مخرّبى كه در كشورهاى اتريش، جمهورى چك و بخشهايى از آلمان جارى شد، تنها آغاز يك رشته حوادث ناگوار طبيعى در اين قرن به شمار مىرود».[١١]
در متون كهن زرتشتيان از بروز سيل گسترده در ايران، در آخرالزّمان، ياد شده است: «به ناگاه سيل ممالك آريايى را فرا گيرد ...».[١٢]
طبق روايات اسلامى، افزايش بارندگى و بالا آمدن سطح آب رودخانهها و درياها و جارى شدن سيل بر روى زمين، از جمله نشانههاى نزديك شدن زمان ظهور امام مهدى (ع) مىباشد. راوى مىگويد: از امام هادى (ع) پرسيدم: چه وقت آنان (مردم قم) منتظر فرج خواهند بود؟ فرمود: «هنگامى كه آب روى زمين را فرا گيرد».[١٣]
در احاديث اسلامى به وقوع سيل در برخى شهرهاى عراق و غرق شدن بعضى از آنها در آب، پيش از ظهور امام مهدى (ع)، اشاره شده است. امام زينالعابدين (ع) دراينباره مىفرمايد: «هرگاه نجف شما را سيل و باران پر كرد ... منتظِر ظهور قائم منتظَر ما باشيد».[١٤] همچنين