ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٢ - روزى كه دنيا به آخر رسيد
روزى كه دنيا به آخر رسيد
نگاهى به فيلم «آگاه»
سعيد مستغاثى
درباره آخرالزّمان، انتهاى جهان و به قولى پايان روزها يا همان» End of Days «تاكنون فيلمهاى بىشمارى ساخته شده است كه توليد اين فيلمها، به خصوص پس از آغاز هزاره سوم، روند شتابدارى گرفت، به طورى كه برخى منتقدان و كارشناسان معتبر سينمايى بر اين باورند كه اساساً امروزه سينماى غرب و به ويژه سينماى هاليوود، آرايش آخرالزّمانى گرفته است. آثار متعدّدى، همه ساله در اين سينما ساخته و اكران مىشوند كه هر يك به نوعى، به موضوع آخرالزّمان پرداخته، زمينهها و پيامدهاى آن را به ويژه از ديدگاه ايدئولوژيك صاحبان رسانه و كمپانىهاى سينمايى در آمريكا به تصوير مىكشد. بنا بر آمار رسمى موجود، اكثريت اين كمپانىها متعلّق به سرمايهداران يهود است و البتّه يكى دو دهه است كه اوانجليستهاى آمريكا، يعنى مسيحيان صهيونيست در آن نفوذ شگرفى پيدا كردهاند.
محور اصلى اين نوع فيلمها در يك عبارت: «نابودى نزديك كره زمين و حيات بر روى آن» است كه البتّه در هر يك از اين فيلمها، به روش و شيوه خاصّى نشان داده مىشود. در يكى، ويروسى خطرناك عامل نابودى است (اين ويروس را در اكثر فيلمهاى با مايه «زامبى» ديدهايم) و در ديگرى شخص يا اشخاصى شرور در صدد حاكميت جهانى و سوق دادن دنيا به سوى اضمحلال و خرابى هستند (مثل «بتمن آغاز مىكند»، «ارباب حلقهها» يا «هرى پاتر»). در برخى، فاجعهاى طبيعى در شُرف وقوع است كه كلّ زندگى بشر را به خطر مىاندازد (همچون «روز بعد از فردا» يا «١٠ ريشتر»، «برخورد عميق») و در بعضى ديگر موجودى خبيث و وحشتناك دست به بلعيدن حَرث و نسل آدمها زده يا موجوداتى از فضا براى تسخير كره زمين و نابودى انسانها آمدهاند (مانند «ترانسفورمرز»، «روزى كه زمين از حركت ايستاد» يا «جنگ دنياها») و در تعدادى از اينگونه فيلمها هم، به طور مستقيم و دقيق، اعتقادات اوانجليستها كه اينك قوىترين باورهاى جعلى آخرالزّمانى را تبليغ مىكنند، روى پرده مىآيد. (مثل «مگيدو»، «بابل پس از ميلاد» يا «قصههاى سرزمين جنوبى»).
امّا آنچه در تمامى آثار سينمايى موسوم به آخرالزّمانى، موتيف اصلى فرمول نجات در فيلمنامه را تشكيل مىدهد، شخصى است كه اغلب با نام «انتخاب شده»، «برگزيده» يا «منجى»- معمولًا آدمهايى با موهاى طلايى يا بور و چشمهاى آبى و در يك كلام مشخصه يك آدم با نژاد غربى- وارد ماجرا شده و در آخرين لحظات همه چيز و همه كس را از خطر نابودى و اضمحلال نجات مىدهد. (جالب اينكه مثلًا در فيلمى همچون «ده هزار سال قبل از ميلاد» ساخته رولند امريش، حتى به طور مشخّص گفته مىشود كه شخص منجى، موطلايى و چشم آبى است!)
امثال نيور در «ماتريكس» يا بتمن، هل بوى و همچنين رئيسجمهورى آمريكا در «مگيدو» از اين جملهاند و در بعضى فيلمها نمايندگان دو تفكّر آخرالزّمانى از عهد عتيق و عهد جديد اوانجليكى، هر دو، در نجات جهان شريك مىشوند. البتّه معمولًا منتسبان تفكّر عهد عتيق به نمايندگان عهد جديد اوانجليكى كمك و يارى مىرسانند تا حاكميت جهانى را به دست آورند. (يعنى دقيقاً براساس تفكّر امروز صهيونيستهاى يهودى نسبت به مسيحيان صهيونيست) مثلًا در «ارباب حلقهها» اين فرودو و گروهى موسوم به «الف» ها هستند كه آراگورن را براى به دست آوردن حقّ پادشاهىاش يارى مىرسانند يا در «نارنيا»، پيتر، سوزان، ادموند و لوسى به شاهزاده كاسپين براى به دست آوردن حكومت از دست رفتهاش، يارى مىرسانند. همچنين در جنگهاى ستارهاى «شواليههاى جداى» و استادان آنها مانند يودا و اوبى وان كنوبى، لوك اسكاى واكر را در نابودى امپراتورى كمك مىكنند، حامى هرى پاتر هم مجموعه محفل ققنوس از قبيل پروفسور لوپين، سايروس بلك و مانند آنها براى