ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - شب قدر
است كه غرق در زيبايى، نكويى، كمال و جمال است و از شگفتى هاى گيتى است. شب نيمه شعبان در اين مسجد دوازده هزار قنديل با پنجاه قنطار دمشقى، روغن چراغ زيتون در آن شعله ور مى شود، البته اين مقدار جز قنديل هايى است كه در مسجد هاى ديگر، گورستان ها، خانقا ه ها، كاروانسراها و بيمارستان هاى اين شهر برافروخته مى گردد.»[١] البته شمس الدّين دمشقى ذكر نمى كند كه چرا دمشقيان در اين شب خاص، اين همه قنديل در اماكن مذهبى بر مى افروختهاند؟! ناگفته پيداست كه آنان نيز مانند ديگر مسلمانان، براى اين شب شريف، شكوه و شرافتى ويژه و ارج و مرتبتى والا قائل بودهاند و آن را به احيا، عبادت و شب زنده دارى مى گذراندهاند.
مقصود از آوردن اين شواهد از متون كهن، آن هم از برادران اهل سنّت و جماعت بدين خاطر بود كه بدانيم آنان نيز بر اساس روايات رسيده از پيامبر خاتم (ص) مانند ديگر برادران مسلمان خود، براى اين شب، عظمتى خاصّ قائل بوده و آن را شب قدر يا همتا و هم رديف با آن مى دانستهاند، به همين جهت در تعظيم و تكريم آن مى كوشيدهاند.
شب قدر
عالم عامل ربّانى و مؤيّد به تأييدات سبحانى، مرحوم سيّد بن طاووس (ره) در كتاب «اقبال» در والايى اين شب، اين گونه آورده است: «جدّم ابوجعفر طوسى (شيخ طوسى) به نقل از ابويحيى آورده كه، امام صادق (ع) فرمودند: از پدرم امام باقر (ع) درباره فضيلت شب نيمه شعبان پرسيده شد، فرمودند: «اين شب برترين شب بعد از شب قدر است. خداونددر اين شب، نعمت هاى افزون خود را به بندگانش ارزانى مى دارد و به منّت خود مى آمرزد، در اين شب در تقرّب به درگاه خداوند متعال بكوشيد، زيرا اين شبى است كه خداوند عزّ و جل برخود سوگند ياد كرده كه هيچ خواهنده و سائلى را، تا زمانى كه معصيتى را نطلبد، ردّ نكند. [همچنين] اين شبى است كه خداوند آن را در برابر شب قدر، كه براى پيامبر اكرم (ص) قرار داده، براى ما [اهل بيت] قرار داده است. پس در دعا و ثنا به درگاه خداى متعال بكوشيد». ٣٦
روايت سيد:
سيّد، همچنين در فضل و فضيلت اين شب شريف، روايتى معروف را كه در آن سرآمد عمر آدميان و تقسيم روزى همگان و رويدادهاى سال آينده، تقدير مى گردد، آورده و آن را با روايت مشهورى كه همه رخدادهاى بالا در شب قدر رمضان هر سال اتّفاق مى افتد، سنجيده، آن را به خوبى تأويل و توجيه مى نمايد كه به خاطر اهميّت آن، سخنان سيّد را به طور كامل مى آوريم: «در برخى از كتاب هاى دعا آمده است كه، رسول خدا (ص) فرمودند: در شب نيمه شعبان خوابيده بودم كه جبرئيل آمد و گفت: اى محمّد! آيا در اين شب مى خوابى؟ گفتم: مگر امشب چه شبى است؟ گفت: نيمه شعبان! برخيز! پس مرا اين سان بيدار كرد و با خود به بقيع برد و گفت: سرت را بلند كن كه امشب، درهاى آسمان گشوده مى گردد و در نتيجه درهاى رحمت، خشنودى، آمرزش، تفضّل، توبه، نعمت، بخشش و نيكى در آن گشاده مى گردد وخداوند در آن به شماره مو و پشم چارپايان، بندگان را آتش جهنّم آزاد مى كند و سر آمد عمر انسان ها را در آن استوار مى سازد و روزى هاى همگان را تا سال آينده تعميم مى كند و همه رخدادهاى سال آينده در اين شب نازل مى گردد ...».[٢]
سيّد مى نويسد: اگر گفته شود، تأويل و توجيه روايت بالا با اين معنا كه در احاديث فراوانى آمده كه سرآمد عمر آدميان و تقسيم روزى ها در شب قدرى كه در ماه رمضان واقع است، چيست؟ در پاسخ مى گويم:
١- شايد مراد اين باشد كه تعيين سرآمد عمر آدميان و روزى همگان كه در شب نيمه شعبان صورت مى گيرد، امكان «محو و اثبات» در آن وجود دارد امّا آنچه در شب قدر، رمضان مشخّص مى گردد، حتمى است.
٢- شايد مقصود اين باشد كه آن تقسيم و تقدير در علم الهى، در شب نيمه شعبان در لوح محفوظ مشخّص و تقسيم مى شود.
٣- احتمال ديگر آنكه در شب نيمه شعبان در لوح محفوظ مشخّص مى شود و در شب قدر ميان بندگان تقسيم مى گردد.
٤- احتمال ديگر اين است كه در شب نيمه شعبان، وعده تعيين عمر آدميان و تقسيم روزى همگان در شب قدر داده شود. در نتيجه در شب نيمه شعبان وعده تعيين و تقسيم داده مى شود يا اينكه در شب نيمه شعبان تقديرمى گردد و سرانجام در شب قدر، تقسيم مى گردد؛ چنان كه پادشاهى در شب نيمه شعبان وعده بدهد كه در شب قدر اموالى را به كسى خواهد بخشيد. بدين ترتيب روشن شد كه درست است اگر در مورد هر دو شب گفته شود در آنها، سرآمد عمر انسان ها تعيين و روزى همگان تقسيم و تقدير مى گردد.»[٣] مرحوم آيت الله ميرزاجواد آقا ملكى تبريزى (ره) اين اشكال را در مراقبات اين گونه پاسخ مى دهد كه: «تقدير، مراتب و مراحل گوناگونى دارد».[٤]