ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢١ - اهل بيت، علماى ابرار، وسائط فيض
من يك وقتى ديدم كه بعضى از فضلا در اينكه اين «باء» باى وساطت باشد شك مىكردند و مىگفتند، اين «باء» غايت است يعنى «به حق شما». در حالى كه ترديدى نيست كه اين خلاف ظاهر تعابير فوق است. «بكم بدا الله»؛ به شما خلق آغاز شده است «بكم يمسك السماء»؛ به شما اين عالم نگه داشته شده است. و اين درست است، به خاطر اينكه صادر نخستين يا مخلوق اول، هرچه مىخواهيد تعبير كنيد، به لحاظ سعه وجودى طورى است كه بقيه عالم به او قائم هستند و ائمه، عليهم السلام، همه يك حقيقت واحد هستند. در همان زيارت جامعه كبيره مىخوانيم: «ان ارواحكم و نوركم و طينتكم واحدة»، يعنى نور حقيقيشان واحد است، آن طينت حقيقيشان واحد است. و لذا اين تصوير به نظر من تصويرى است كه از مجموع بحثهاى فلسفى و كلامى به اضافه بحثهاى درون دينى به دست مىآيد.
حالا مساله اين است كه اگر تصوير ما از ائمه اين باشد، آن وقت برخورد ما با ائمه فرق مىكند، اگر ما امام را موجودى بينيم حاضر و ناظر و معتقد باشيم كارى كه مىكنيم در مشهد آنهاست، اعمالى كه انجام مىدهيم در مشهد و حضور آنهاست. آنوقت اگر انسان پردههاى غفلت را كم كم بدرد انس عجيبى با آنها پيدا مىكند. و لذا توصيه من اين است كه ما به عنوان معتقدين به ائمه يك برنامه اى داشته باشيم براى حفظ انس با آنان، چون انسان هرآنى در معرض سقوط است، حالا نه فقط از محضر ائمه، هرآنى در معرض سقوط از محضر حق تعالى است. ما دائما در غفلتيم، ذكرى كه پيدا مىكنيم، دوباره غفلت حاصل مىشود، بايد يك برنامه اى داشته باشيم براى تداوم ذكر حق تعالى، يك برنامه اى داشته باشيم براى تداوم ذكر ائمه، عليهم السلام، و يادشان، چون اينها واسطه وصول به حق اند، و هيچ چيزى بيشتر از آنها نمىتواند از انسان دستگيرى بكند، بنابر اين اگر ما اين تصوير را بپذيريم، راه باز مىشود براى اينكه برنامه انسى هم با ائمه داشته باشيم، مخصوصا با آن امام حى و حاضر، گرچه همه ائمه در باطن حى اند، اما امامى كه به لحاظ اين عالم هم حى است و اميد دستگيرى براى شيعيان از ناحيه ايشان بسيار است، چه خوب است كه انسان با ايشان انس خاصى داشته باشد. برنامه اى داشته باشيم كه در طول روز ياد او را زنده نگه داريم. مخصوصا زيارات و دعاهاى كوچكترى كه با فرصتهاى ما جمع بشود و ياد او را در ذهن ما و روح ما هميشه زنده داردبخوانيم. ان شاءالله
موعود: به عنوان آخرين سؤال، با توجه به اينكه در صحبتهاى شما اشاره شد به اينكه ما بايد با امام زمان، عليه السلام، به عنوان امام حى و حجت عصر و زمان ارتباط داشته باشيم و برنامه اى منظم براى اين ارتباط در نظر بگيريم، به نظر شما در وضعيت كنونى ترويج و اشاعه نام و ياد امام عصر، عليه السلام، تا چه حد ضرورت دارد و چه رهنمودى براى جوانان در زمينه ارتباط با امام عصر، عليه السلام، داريد؟
حجّت الاسلام والمسلمين لاريجانى: البته هرچه كه من بگويم شايد يك جنبه شخصى داشته باشد، شايد اگر از بزرگانى كه در حوزه هستند توصيه بخواهيد آنها رهنمودهاى بهترى داشته باشند، اما به نظر من همان طور كه ما بايد ذكر حق تعالى را در خودمان زنده نگه داريم، ذكر همه ائمه را هم بايد به عنوان وسايط فيض داشته باشيم و مخصوصا امام حى و حاضر را، و برنامه اى كه براى اين كار در نظر مىگيريم بايد يك جنبه حقيقى داشته باشد نه جنبه صورى، من نمىخواهم اصرار كنم كه حتما جلسات خاصى باشد، چون وقتى كه چيزى جنبه رسمى پيدا مى كند از معنويت آن كاسته مىشود، مثل آن حلقات ذكر بعضى از صوفيه. حرفم اين است كه ما بايد در باطن ياد حق تعالى را زنده كنيم، ياد ائمه را زنده كنيم، به هر طريقى كه ممكن است. انسان دقايقى از شب را بگذارد براى خلوت با ائمه، از درون گفتگو بكند كه اين واقعا خيلى خوب است، چون ياد حقيقى اين است و زيارتهايى كه وارد شده است، مثل زيارت «آل ياسين» كه به نظر من يكى از بهترين زيارتهاست كه مىتواند به لحاظ شخصى كمك كند به ايجاد آن انس و الفت. اين از جنبه شخصى است. اما از جنبه كلى هرچه كه ما از ائمه بگوييم، كم گفته ايم، همچنانكه هرچه درباره حق تعالى بگوييم كم گفته ايم، يعنى هرجايى، هر مجلسى كه ذكر حق تعالى باشد، ياد حق تعالى باشد باز هم كم است لذا در اينكه ما بايد در مكتوباتمان، در خطابههايمان، مردم را تذكر بدهيم به انس با اهل بيت و مخصوصا امام زمان، عليه السلام، ترديدى نيست و اميدواريم كسانى كه به اين معنويت پى برده اند و از حجاب آن غفلتهايى كه كثيرى از اهل زمان و كثيرى از قلم به دستان را فراگرفته است، رهيده اند؛ مخاطبان خودشان را به انس با اهل بيت و ياد آنها و ياد حق تعالى كه اينها واسطه فيضش هستند ارشاد كنند. ان شاءالله.
موعود: با تشكر و سپاس فراوان از اينكه وقتتان را در اختيار ما گذاشتيد و با حوصله به سؤالات ما پاسخ گفتيد.
پىنوشتها:
[١]. سوره آل عمران (٣)، آيه ٤٩.
[٢]. سوره جن (٧٢)، آيه ٢٧.