ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٦ - آخرالزّمان و امام مهدى عليه السلام
قدس و فرا رسيدن زمانه شب عالم و ... مىشود؟
آيا در نظم كنونى ارباب و رعيتى مدرن! شوريدگى انديشه بشرى و تلاطم بىوقفه روان او، در بازار پر ازدحام مكاتب فلسفى، روانشناسى، مردم شناسى، جامعه شناسى و ... و افزايش سهمگين ميل به قدرت و استيلاى بر ديگران و تعارضات و مناقشات بىمعنا و ... و نهايتا سرخوردگى از همه چيز، رو به فزونى نيست؟
شايد تصور شود كه مقصود از ظهور حضرت مهدى، عليه السلام، پايان همه اين آلام در طرفة العين و به يك نگاه و اشاره ايشان است. اين البته از توان ايشان به دور نيست؛ اما شايد تحقق امر صورت ديگرى نيز داشته باشد. اگر گفته مىشود كه بسيارى از ابواب علم تا كنون گشوده نشده و به دست امام موعود باز خواهد شد؛ گشايش اين ابواب چه منظرى را پيش روى آدمى مىنهد؟ گسترش «ظهور ولايت» در سراسر جهان و استقرار يكپارچه و فراگير آن چه آثار و بركاتى دارد؟
چه تغيير و تحولى در افكار و انديشهها و كنشها و واكنشهاى فردى و اجتماعى انسان عصر ظهور پيش خواهد آمد؟
آيا در روزگار «ظهور ولايت» نمىتوانيم شاهد درمان اساسى روان آدمى و اعطاى «آزادى»، «امنيت» و «آرامش» واقعى باشيم؟
آيا نمىتوان تصور نمود كه مغز شيرين «ايمان» و كنه عفن «گناه» برملا مىگردد و هم او، مفاهيم متعالى «زيبايى»، «زندگى» و حتى «اسلام» را نه در قالب الفاظى چند، بلكه با غوطه ورى در عمق و ذات آنها تبيين مىكند و شهد «حيات طيبه» را در كام تشنه انسانها فرو مىچكاند و عصر روشنايى را آغاز كرده، سر در گمى او را پايان بخشيده و آغازگر عصر ظهور ساحت قدس و تعالى انسان متكى به ايمان- و نه بىاختيار در امواج تودهها و مسيطر بر عقلانيت ابزارى و نه محكوم آن- خواهد بود؟
\*\*\*
درباره حضرت مهدى، عليه السلام، كتابهاى فراوانى در ميان مسلمانان نگاشته شده كه در برگيرنده موضوعات ذيل اند:
آيات و احاديث مربوط به ابعاد مختلف زندگى حضرت، اثبات وجود آن حضرت، بشارات اديان، ولادت، غيبت، طول عمر، نواب اربعه، راه يافتگان به حضور ايشان، توقيعات مباركه، ضرورت شناخت ايشان، فلسفه مهدويت، ملاحم و فتن، علائم ظهور، وظايف منتظران، اصحاب و ياران، عصر ظهور، رجعت، ادعيه و نحوه توسل به آن حضرت، اشعار درباره امام عصر[١] و ... اما ترديدى نيست كه بيشترين و دقيق ترين سهم به مؤلفان شيعى اختصاص دارد كه با اتكا به معارف اهل بيت، عليهم السلام، جزئيات بيشترى را درباره اين موعود عظيم و دوران ايشان ارايه مىنمايد.
و اما اينك كه در مرحله تحولات وسيع و پيچيده اى در سراسر جهان در پرتو نهضتى مبتنى بر انتظار شيعى قرار داريم، سنجش وضعيت و موقعيت، ضرورتهاى ديگرى را نيز ايجاب مىكند. زيرا به تشريح نظرى، جامعه شناسى و فلسفى موضوع نيازمنديم، هم به صيرورت اعتقاد به مهدويت در ميان اديان الهى و تذكر بر تحريف و غفلتى كه صورت گرفته است و به تعبير قرآنى، «يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ»[٢]، و هم تبيين ضرورت شناخت و بيان مشخصات دقيق امام، عليه السلام، و برنامههاى ايشان و بويژه ارايه تركيبى از انتظار ظهور با سرنوشت بشر زمان غيبت در فرايند عملكرد اجتماعى امروز. بايد توجه داشت در اين جايگاه بسيار مهم و حساس، بايد از راه تركيب دادهها به نحو صحيح و خردورزانه و با پيراستن آن از خرافات و اوهام و قشرى گرى، همراه رويكردى عميق به اصل مظلوم «ولايت» و بويژه درك درست از «غيبت ولى خدا» و اثرات آن در زندگى فردى و اجتماعى، مجموعه اى را فراهم آورد كه ضمن عرضه مناسب معارف قرآنى و تعاليم و سنت اهل بيت، عليهم السلام، ظرافتها و نحوه حفظ ايمان در دوره آخرالزمان و غيبت را نيز مشهود سازد.
كتاب «امام مهدى، عليه السلام، از ولادت تا ظهور» با هدف معرفى اين وجود عاليقدر به خامه استوار دانشمند فقيد و محقق بزرگوار، مرحوم سيد محمدكاظم قزوينى در ٢٤ فصل به شيوه اى تحقيقى و پر احساس به عربى نگاشته شده و توسط مترجم محترم آقاى دكتر «حسين فريدونى» به فارسى برگردانده شده است.