ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - انقلاب مهدى و دگرگونى روابط اجتماعى
اين رو، ظلمى فراگير رخ مىدهد كه موجب تباهى و نابسامانى در زيست اكثريت جامعه بشرى مىگردد آنچنان كه امروزه اين حقيقت تلخ، بروشنى مشهود است و به صورت فاجعه بشرى در سطح اجتماعات انسانى درآمده است.
در دوران حاكميت مستضعفان اين دو جريان انحرافى از ريشه مىخشكد، زيرا روحيه استضعاف و استضعاف گرايى و حاكميت اين قشر، سدى آهنين بر سر راه هر ستم و ناروايى است و اين دو ناهنجارى و ناروايى كه يكى در مصرف افزون از حد و ديگرى استفاده نابهينه از منابع و در نتيجه ويرانى و تباهى محيط زيست انسانها است، با ماهيت حاكميت مستضعفان ناسازگار است و در آن دوران و با انقلاب راستينى كه در رابطه انسان با طبيعت و با نعمتهاى الهى رخ مىدهد، طبقه حاكم از هر گونه استفاده زياد و نابهينه دورى مىكند واين روحيه را در سراسر اجتماعات مىگستراند و انسانهارا از كمبودها و نابسامانيهاى زندگى رهايى مىبخشد و محيط و طبيعت خدادادى را چنانكه خدا آفريده ارزانى همگان مىكند.
آرى، حاكميت مستضعفان كه به معناى حاكميت معيارهاى درست انسانى است، تحولاتى ريشه اى در همه ابعاد زندگى پديد مىآورد و در نتيجه زندگى راه درست خويش را مىيابد و انسانها همه به زيستى شايسته دست مىيابند و محيط طبيعى و منابع آن از هرگونه تخريب و تباهى مصون مىماند و چنان دورانى پيش مىآيد كه انتظارهمه انسانها است.
نيز مستضعفان طبق وعده الهى دين واحد الهى را بر اجتماعات حاكم مىسازند و با تئوريهاى دينى جامعه انسانى را دگرگون مىكنند و اين پندار واهى و پوچ را كه اديان الهى به دنيا كارى ندارند و تنها به مسائل آخرتى مىپردازند، كنار مىزنند و ثابت مىكنند كه دين خدا در همه ابعاد حيات انسانى نقش اصلى را بر عهده دارد و ماديت و معنويت و بعد اين دنيايى و آن جهانى زندگى انسان را سامان مىدهد و دين در متن زندگى است و نه جدا از آن و اين موضوع در اصل عقيده به موعود آخرالزمان كاملا نهفته است كه موعود آخرالزمان براى گسترش عدالت در جامعههاى انسانى قيام مىكند و اوضاع ستمبار و آشفته زندگى بشرى را از ميان مىبرد و دنياى مردم را به نظم مىآورد چنانكه آخرت ايشان را.
بنابراين انديشه حذف دين از زندگى دنيايى و تبعيد دين به حوزه مسائل آخرتى، با عقيده به موعود آخرالزمان بكلى ناسازگار است. چون بيشترين تاكيدى كه در تعاليم اسلامى موضوع آخرالزمان بر آن شده است عدالت اجتماعى است نه اصل خداباورى يا پرهيزپيشگى شخصى و درونى و روحى حتى مىتوان گفت كه صفت بارز و آشكار و عمومى كه در اكثريت قاطع تعاليم ما درباره موعود آخرالزمان بدان اشاره شده موضوع عدل و عدالت است[١] و دين يك حقيقت اين
دنيايى است و به زندگى مردم در متن جامعههاى انسانى نظر دارد و مشكلى است كه انسانها هنوز براى آن راه