ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٤ - نسبت ما و مهدى عليه السلام در عصر حاضر (انسان كامل)
همچنين در اخبار مربوط به آيه تطهير [إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً] كسى چون ام سلمه را، با همه بزرگوارى و جلالت قدر آن بانو و على رغم تصريح به آنكه او بر مسيرى خير ره مىسپارد، و با وجود آنكه او از اهل بيت ساكن در خانه آن حضرت در مدينه شمرده مىشده و در چشم دوست و دشمن به نيكويى ياد مىگرديده است، از [دايره شمول] اهل بيت بيرون دانسته [و آل عبا را در همان پنج تن مشهور محصور فرموده است.]»
مرحوم درودآبادى، رضوان الله عليه، آنگاه به ذكر روايات بىشمارى از منابع اهل سنت مىپردازند كه اين حقيقت در هر يك به نحوى مورد اشاره قرار گرفته است.
از دلايل ديگرى كه بر اين مطلب دلالت دارند، يكى آيه معروف مباهله است كه در آن على، عليه السلام، نفس پيامبر دانسته شده. مرحوم امام راحل، رضوان الله عليه، در كتاب ارزشمند خود «مصباح الهدايه الى الخلافة و الولايه» گويا با استناد به همين آيه كريمه و به نقل از استاد گرانقدر خود، عارف كامل شاه آبادى، رحمة الله عليه، در اينباره مىفرمايند:
«اگر على، عليه السلام، پيش از پيامبر خدا، صلى الله عليه وآله، به دنيا مىآمد، همچون رسول خدا به بيان شريعت اسلام مىپرداخت و در نتيجه «پيامبر مرسل» مىشد [نه وصى پيامبر]، چرا كه آن دو در روحانيت و همه مقامات معنوى و ظاهرى اتحاد دارند.»[١]
بنا به آنچه گفتيم بر خلاف ادعاى برخى روشنفكران همچون باور به وجود و ثبوت امامت ائمه، عليهم السلام، نه امرى عرضى در دين كه از ذاتيات و مقومات آن است و اختلاف و شقاق حاصل ميان فرق و مذاهب اسلامى در باب خلفاى بلا فصل رسول الله، نه امرى تاريخى و كلامى، بلكه مقدم بر آن امرى عرفانى و هستى شناختى (انتولوژيك) است. به عبارتى اگر اعجاز قرآن به عنوان يك كلام آسمانى به ثبوت رسد (كه رسيده است)، و به دنبال آن مقام متعالى نبى مكرم اسلام در دريافت بلا واسطه اشراقات قلبى و توان تصرف در كائنات اثبات شود (كه شده است)، همه ادله نقلى متواتر يا صحيحى كه در كتب روايى اهل سنت و ما، در باب پيوستگى و همخانگى ائمه اهل بيت، عليهم السلام، با رسول الله وارد شده، بر تعالى وجودى، «تقدم دهرى»، فعليت تام و وساطت فيض آن انوار گرامى دلالت دارند. و اصل سخن اينجاست كه برادران و خواهران اهل سنت، على رغم اذعان به اين تقدم در بسيارى منابع روايى خويش، اين همه را تنها مصحح دوستى اهل بيت و نه قبول رهبرى تام علمى و دينى ايشان دانسته اند، البته با قيدى كه در پايان اين نوشته