ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٣ - غرب و الگوهاى فرهنگى
است و در حقيقت بيان كننده بحران مدرنيته و رويكرد انتقادى به مبانى نظرى و روح اومانيستى (انسان مدارانه) تمدن غربى است، از مختصات اين دوره است. «مارتين هيدگر»، «ميشل فوكو»، «هابرماس»، «تئودور آدورنو» و «ماكس هوركهايمر» متعلق به اين دوره اند.
در مجموع شاخصهاى اصلى تفكر دوران مدرنيته در يك نگاه گذرا عبارتند از:
- اصالت دادن به عقل خود بنياد و ابزارى و اعدادانديش دكارتى.
- انكار تفكر وحيانى و تجربههاى دينى و يا كم توجهى به آنها و ناديده گرفتن جنبهها و قابليتهاى درك شهودى و اشراقى و جريانهاى فعال احساس آدمى.
- اومانيسم (انسان محورى) به جاى خدا محورى.
- ظهور بينش تكنيكى جديد كه ذاتا مقدم بر علم جديد(Science) بوده و تقريبا به همه عرصههاى زندگى بشر بسط پيدا كرده است.
- ظهور و بسط پوزيتويسم.
- اصالت دادن به علم جديد كه ساختار كمى، تجربه گرا، حسى و آزمايشگر دارد و مبتنى بر بينش فرضى يكى گرفتن هستى و عالم ناسوت است.
- دموكراسى به عنوان تجسم بينش كمى انگار، نسبى انديش و اومانيستى در عرصه سياست و زندگى اجتماعى انسان و فردگرائى حقوقى و سياسى.
- تاكيد عمده بر نسبى بودن حقايق و ارزشهاى اخلاقى و تفكيك ميان «است» و «بايد» و انكار وجود هر نوع رابطه استنتاجى ميان اين دو.
- ارزشمند تلقى شدن «تغيير»، «صيرورت» و «پويايى» و هر نوع تطور زمانى و تحقير هر نوع ثبات.
- اعتقاد به اصل پيشرفت كه از شاخصهاى انديشه قرن هجدهم و نوزدهم و عصر روشنگرى است.
- تاكيد بر الگوى زندگى، فرهنگ و تمدن مدرن به عنوان غايت تكامل و پيشرفت بشر و مدلى كه همه فرهنگها و ملتهاى ماقبل مدرن بايد از آن تبعيت كنند (نوعى مونيسم فرهنگى).
- سكولاريسم و تقدس زدائى از عالم و ستيز با تفسير رازگونه هستى.
- تاكيد بر منطق تجربى و عملى به عنوان روش شناسى اصلى و منطق رياضى و ديالكتيك به عنوان سه روش عقلانى تعبير هستى.
- پيدايى ايدئولوژى در مفهوم اصطلاحى آن كه عجين با ظهور پديده اى به نام «روشنفكرى» بوده و هدف آن ساده كردن امور در قالب تعابير تجربى و حسى و بسط همگانى ارزشهاى تمدن مدرن بوده است.
- حاكميت روح سودانگار، انباشت گر و در دوران معاصر مصرف گراى بورژوازى.
- پيدايى فرماسيونهاى سرمايه دارى و سوسياليسم به عنوان الگوهاى اجتماعى، اقتصادى زندگى مدرن كه هر دو، اشكال مختلف تجلى روح ناسوتى و مادى بورژوازى و عقل اعدادانديش دكارتى هستند.
- پيدايى تلقى تازه از مذهب به عنوان امرى صرفا فردى و مبتنى بر تجربه اى شخصى و كم رنگ كردن يا ناديده گرفتن ديگر گامهاى سياسى و اجتماعى اديان»[١]