ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٦ - محبت امام زمان طريقيت دارد
كيمياى محبّت
سيدحسين هاشمى نژاد
محبت امام زمان، عليه السلام، كه همان محبت خدا مىباشد من احبكم فقد احب الله[١] هم جنبه موضوعيت دارد و هم جنبه طريقيت.
محبت و عشق به آن بزرگوار موضوعيت دارد، يعنى نفس و ذات اين محبت و اظهار عشق و نياز به آن محبوب، مطلوب و ممدوح حضرت حق است. چنانكه در احاديث و روايات ائمه معصومين، عليهم السلام، از طريق عامه و خاصه بر آن تاكيد شده است.
زمخشرى كه از مشاهير علماى عامه و صاحب تفسير «الكشاف» است در تفسير آيه: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى»[٢] اين حديث را نقل مىكند:
«رسول خدا فرمود: هر كه با دوستى آل محمد بميرد، شهيد مرده است. هر كه با دوستى آل محمد بميرد، بخشوده از عذاب مرده است. هركه با دوستى آل محمد بميرد، توبه كار مرده است. هركه با دوستى آل محمد بميرد، مؤمن كامل مرده است. هركه با دوستى آل محمد بميرد، فرشته مرگ او را بشارت مىدهد، و سپس منكر و نكير نيز او را به هشت بشارت مىدهند. هركه با دوستى آل محمد بميرد، او را معزز و محبوب به سوى بهشت مىبرند، آنگونه كه عروس را معزز و محبوب به سوى خانه داماد مىبرند. هركه با دوستى آل محمد بميرد، از قبر او دو در به سوى بهشت گشوده مىشود. هركه با دوستى آل محمد بميرد، خداوند قبر او را زيارتگاه فرشتگان رحمت قرار مىدهد. هركه با دوستى آل محمد بميرد، طبق سنت و جماعت مرده است. هركه با دشمنى آل محمد بميرد، روز قيامت در حالى وارد مىشود كه بر پيشانى او نوشته است: مايوس از رحمت خدا!
هركه با دشمنى آل محمد بميرد، كافر مرده است. هركه با دشمنى آل محمد بميرد، بوى بهشت را استشمام نمىكند.»[٣]
از روايت فوق و دهها روايت ديگر چنين برداشت مىشود كه نفس محبت اهل بيت، عليهم السلام، داراى ارزش و اعتبار فوق العاده عظيم مىباشد، تا آنجا كه در برخى از روايات آمده است كه از همه عبادتهاست بالاتر است.
چنانكه در روايتى كه از امام صادق، عليه السلام، نقل شده است، مىخوانيم:
«ان فوق كل عبادة عبادة و حبنا اهل البيت افضل عبادة»[٤]
بالاتر از هر عبادتى، عبادتى است، و محبت ما اهل بيت، عليهم السلام، برترين عبادتهاست.
محبت امام زمان طريقيت دارد
وقتى فردى محب يك انسان كامل مانند حضرت ولى عصر، عليه السلام، مىشود طبيعى است كه لازمه اش تبعيت «محب» از «محبوب» و نتيجتا متصف گشتن «محب» به صفات «محبوب» است.
چنانكه اهل معرفت مىگويند: تاثير نيروى «محبت» در پيراستن جان از رذائل و آراستن آن به فضايل، از قبيل تاثير مواد شيميايى بر روى فلزات است كه همچون اكسيرى دفعتا فلزى را مبدل به فلز ديگرى مىسازد. و يا مانند سيم برقى است كه ا زوجود «محبوب» به «محب» اتصال مىيابد و يكجا و با سرعت، تمام صفات «محبوب» را به «محب» انتقال مىدهد.
بنابراين اگر ديديم مدعى محبت به كسى، عارى از صفات محبوب، بلكه متصف به صفات ضد صفات