ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٢ - ٦ برخاستن به هنگم ذكر نام امام زمان
اعتقادات[١] نام شريف آن حضرت را ذكر كردهاند و چنانكه گفته شد تفصيل و تشريح موضوع را بايد از مدارك و مصادر خاصه به دست آورد.
٦. برخاستن به هنگم ذكر نام امام زمان
مساله ديگر اين است كه آيا وقتى نام امام زمان، عليه السلام، برده مىشود قيام براى نام ايشان واجب است يا واجب نيست؟ مدركى كه براى اين مساله وجود دارد يكى روايتى است مشتمل بر داستان سفر «دعبل بن على خزاعى» به خراسان و تشرف وى به محضر حضرت رضا، عليه السلام، كه دعبل در آنجا قصيده اى را كه براى ائمه اطهار سروده خدمت حضرت رضا، عليه السلام، مطرح مىكند تا آنجا كه در شعر خود به نام حضرت صاحب الامر، عليه السلام، مىرسد، امام هشتم با شنيدن نام مبارك حضرت صاحب الامر، عليه السلام، از جاى خود برخاسته قيام مىفرمايد و دست بر روى سرگذارده و مىفرمايد:
«اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه»[٢]
چنانكه در روايت ديگرى نيز چنين آمده است كه روزى در محضر حضرت صادق، عليه السلام، نام حضرت صاحب الامر، عليه السلام، برده شد، امام ششم به منظور تعظيم و احترام نام آن حضرت از جاى برخاسته قيام فرمود.[٣] بديهى است عملكرد دو امام بزرگوار حضرت صادق و حضرت رضا، عليهماالسلام، براى هميشه سند و حجت بوده و حداقل مراتب آن اثبات استحباب شرعى است و چنانچه در سند روايت ضعفى هم وجود داشته باشد لكن: اولا: مىتوان سيره مستمره شيعه را كه از سوى علماى اعلام و جامعه مؤمنين هميشه وجود داشته است جبران كننده اين ضعف اصطلاحى دانست.
ثانيا: طبق قاعده علمى متداول ميان فقها و اصوليان، اين مورد را در كليت روايات «من بلغ» قرار داد. توضيح مطلب آنكه چنانچه سند روايتى يك مساله مستحب و يا مكروه ثابت و مستند و واجد شرايط حجيت باشد كه در اين صورت عمل نخست را به عنوان يك موضوع مستحب و شرعى قطعى مىتوان به جا آورد و عمل دوم را به عنوان يك مكروه قطعى شرعى ترك نمود. اما در جايى كه سند روايتى داراى ضعف باشد و برخوردار از شرايط حجيت خبر نباشد؛ در اين صورت با پشتوانه اخبار و روايات متعددى كه مىگويند: «من بلغه شىء من الثواب ...»
يعنى هر كس كه ثوابى را بر عملى مطلع شد و به اميد آن ثواب عمل مورد نظر را انجام داد؛ البته ثواب و اجر آن عمل را خواهد ديد هر چند ثواب آن عمل واقعا از طرف پيامبر، صلى الله عليه وآله، يا ائمه اطهار، عليهم السلام، صادرنگرديده باشد.[٤] البته تفاوت اين موارد با استحباب و كراهت قطعى الصدور آن است كه در اينجا بايد عمل مورد بحث را به قصد رجاء و اميد اينكه شرعا مطلوب است انجام داد نه به عنوان يك مستحب قطعى و عمل مكروه را به قصد رجاء و اميد اينكه مورد كراهت شارع اسلام