ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - ٦ برخاستن به هنگم ذكر نام امام زمان
است ترك نمود نه به نيت يك مكروه قطعى.
حال آيا استحباب برخاستن به هنگام شنيدن نام مبارك امام عصر، عليه السلام، شامل هر كدام از نامهاى آن حضرت است و يا منحصر به كلمه «قائم آل محمد» است؟ اين نيز مورد بحث و گفتگو ميان بزرگان علم و دين است كه با مراجعه به مصادر مربوطه روشن و استفاده مىگردد.
ادامه دارد
پى نوشتها:
[١]. در اين رابطه به كتاب مولوى نامه تاليف مرحوم جلال الدين همائى (م ١٤٠٠ ق، ١٣١٧ ش) ج دوم، صفحات ٨٥٠ تا ٨٤٣ و ٩٠١ تا ٨٩٧ مراجعه شود كه اين عقيده را به گروهى از عرفاو صوفيه از جمله محيى الدين و مولوى نسبت داده و مىگويد: اين عقيده با مهدويت شخصيه منافاتى ندارد زيرا همان گروه از عارفان و صوفيان در عين حال به وجود امام عصر، عليه السلام، كه همان مهدى موعود باشد نيز اعتقاد جازم دارند كه در كلمات و تاليفات آنان موجود است. در كتاب ياد شده مهدى نوعى را به گونه اى تفسير مىنمايد كه با صرف نظر از مرحله ثبوت اما در مرحله اثبات، اقامه برهان بر آن ممتنع نباشد لكن بسى مشكل است.
[٢]. مثنوى معنوى، تصحيح نيكلسون، انتشارات اميركبير، دفتر دوم، ص ٢٣٩.
[٣]. جهت كاوش و تحقيق بيشتر نگاه كنيد به لسان العرب تاليف علامه ابن منظور (م ٧١١ ق) از انتشارت دفتر تبليغات اسلامى قم ج ٤، ص ص ٥٢٩- ٥٢٠
[٤]. سوره اسراء (١٧)، آيه ٨٨.
[٥]. سوره توبه (٩)، آيه ٤٨.
[٦]. سوره توبه (٩)، آيه ٣٣.
[٧]. سوره صف (٦١)، آيه ٩.
[٨]. عن النبى، صلى الله عليه وآله: «لو لم يبق من الدنيا الا يوم لطول الله ذلك اليوم حتى ياتى رجل من عترتى اسمه اسمى يملاء الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا» ينابيع المودة، ص ٤٢٦ و همچنين كمال الدين و تمام النعمه ج ١، ص ٢٨٠، ح ٢٧ و مصادر فراوان ديگر.
[٩]. همان.
[١٠]. از رسول خدا، صلى الله عليه وآله، نقل شده است كه در رابطه با امام زمان، عليه السلام، فرمودند: يملاء الارض قسطا و عدلاو نورا بعد تملى ء ظلما و جورا و سوءا. اثبات الهداه، ج ٣، ح ٢٦٨؛ سنن ابى داود ج ٤، ص ١٠٧؛ كنز العمال، ج ١٤، ص ٢٦٤؛ همچنين اصبغ بن نباته به نقل كمال الدين، ج ١، ص ٢٥٩، حديث ٥، روايت مىكند كه فرمودند: «يملاءالله عزوجل به الارض نورا بعد ظلمتها و عدلا بعد جورها علمابعد جهلها»
[١١]. روايت از امام حسن عسكرى، عليه السلام، در كتاب شريف كافى، ج ١، ص ٣٣٢؛ همچنين كمال الدين، صدوق، ج ٢، باب ٥٦، ص ٦٤٨، نقل شده است. همچنين در كمال الدين، ج ٢، ص ٣٣٣، باب ٣٣، حديث ١، از امام صادق، عليه السلام، روايتى نقل شده كه پيرامون حضرت مهدى، عليه السلام، فرمودند: «يغيب عنكم شخصه ولايحل لكم تسميته.»
[١٢]. مرحوم علامه شيخ آقابزرگ طهرانى (١٣٨٩- ١٣٩٣ ق) در كتاب ارزشمند «الذريعة الى تصانيف الشيعه» از حدود ده رساله در اين خصوص ياد نموده است.
[١٣]. علامه محقق شيخ محمد بن الحسن الحرالعاملى متوفاى ١١٠٤ ق. كتابى به نام كشف التعيمه فى حكم التسميه نوشته كه در واقع جواب رساله ميرداماداست و در آن جواز تسميه را اثبات كرده است.
[١٤]. سيد محمدباقرحسينى استرآبادى مشهور به ميرداماد (م ١٠٤١ ق) كتاب بنام شرعة التسميه به سال ١٠٢٠ ق تاليف نموده و در آن بيست روايت را كه به نظر وى دلالت بر حرمت ذكر نام امام زمان عليه السلام دارند بيان نموده است. صاحب كفاية المهتدى كه بر ميرداماد تلمذ نموده مىنويسد: مدتى فيمابين ميرداماد و شيخ بهايى، عليهماالرحمه، بر سر جوار تسسميه وحرمت آن در زمان غيبت مناظره روى نموده و لهذا ميرداماد كتاب مذكور راتاليف نمود.
[١٥]. ابوجعفر محمدبن على بن الحسين بن بابويه قمى معروف به شيخ صدوق (م ٣٨١ ق).
[١٦]. كمال الدين و تمام النعمه چاپ مكتبه صدوق ص ٣٠٧.
[١٧]. مكيال المكارم فى فوائد الدعاء للقائم تاليف علامه بزرگوار محمد تقى موسوى اصفهانى، قدس سره الشريف (١٣٤٨- ١٣٠١ ق.) ج ٢، ص ١٣٦- ١٠٩،
[١٨]. النجم الثاقب فى الاحوال الامام الغائب تاليف محدث عظيم الشان ميرزاحسين نورى طبرسى، (١٣٢٠- ١٢٥٤ ق.)
[١٩]. صحيفه نور، ج ٢١، ص ٩٨ حضرت امام، قدس سره الشريف، مىفرمايند: زمان و مكان دو عنصر تعيين كننده در اجتهادند.
[٢٠]. الارشاد فى معرفة حجج الله على العباد، محمد بن نعمان معروف به شيخ مفيد، ج ٢، صص ٣٤٣- ٣٤٢، (٤١٣- ٣٣٦ ق).
[٢١]. النجم الثاقب، ص ٥٨.
[٢٢]. شيخ صدوق در كتاب «اعتقادات» ص ص ٩٥- ٩٣ چنين مىفرمايد: «و نعتقد حجّت الله فى ارضه و خليفة على عباده و هو القائم المنتظر، محمد بن الحسن بن على بن محمد ...»
[٢٣]. منتخب الاثر، چاپ سوم، ص ٥٠٦ و ٥٠٨ به نقل از كتاب «مرآة الكمال» علامه مامقانى و كتاب «الزام الناصب» تاليف شيخ على يزدى حائرى و كتاب «النجم الثاقب» تاليف محدث نورى.
[٢٤]. مكيال المكارم، ج ٢، صص ١٧٢- ١٧١ به نقل از النجم الثاقب، محدث نورى، ص ٥٢٣ و خود نويسنده دانشمند كتاب «مكيال المكارم» ميگويد: سيره و روش مذهب شيعه دوازده امامى بر اين سنت حسنه جارى است.
[٢٥]. مراجعه شود به كتب علم اصول مانند رسائل شيخ انصارى (١٢١٤- ١٢٨١ ق) و ... و كتب روايات مانند بحارالانوار، وسائل الشيعه و ...