ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - گفتگو درباره امام مهدى عليه السلام (طول عمر و اعجاز)
گفتگو درباره امام مهدى عليه السلام (طول عمر و اعجاز)
قسمت هفتم
شهيدسيد محمّد باقر صدر
تحقيق: عبدالجبار شراره
مترجم: مصطفى شفيعى
اشاره: در قسمت پيشين مقاله، اين پرسش مطرح شد كه چگونه ممكن است كه امام عصر، عليه السلام، از عمرى چنين طولانى برخوردار باشند؟ در پاسخ اين پرسش شهيد صدر ابتدا به بررسى اين موضوع پرداخته كه از نظر علمى چنين عمر طولانى امرى ممكن است. اگرچه علم بشر تاكنون نتوانسته است در عمل اين امكان را تحقق بخشد و اينك ادامه پاسخ ايشان به پرسش مزبور ...
دانستيم كه عمر طولانى از نظر علم، ممكن است. حال اگر فرض كنيم از نظر علم امكان نداشته باشد و قانون پيرى و شكستگى قانونى حتمى باشد كه بشريت هرگز نتواند آن را تغيير دهد، در اين صورت چه مىشود؟
بايد گفت: در اين صورت طول عمر افرادى چون نوح و مهدى كه قرنها بر خلاف قوانين طبيعى كه در علم جديد به اثبات رسيده است زنده مانده اند از موارد اعجاز محسوب مىگردد.
معجزه، در مقطع خاصى قانون طبيعت را از كار مىاندازد تا زندگى شخصى را كه رسالت آسمانى به وجود او بستگى دارد حفظ كند.
معجزه طول عمر از نظر يك مسلمان كه عقيده خود را از قرآن و سنت برگرفته است دور از انتظار و منحصر به فرد نيست.[١] مثلا قانون طبيعت اين است كه جسمى كه حرارت بيشترى دارد در جسمى كه حرارت كمترى دارد اثر مىگذارد تا برسد به جايى كه هر دو يكسان شوند و قاطعيت اين قانون از قانون پيرى هم بيشتر است؛ در حالى كه مىدانيم اين قانون براى حفظ زندگى حضرت ابراهيم، عليه السلام، از تاثير افتاد زيرا تنها راه براى نگهدارى او بود؛ وقتى آن حضرت به آتش در افتاد وحى آمد: «يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً» اى آتش بر ابراهيم سرد و گوارا باش!.[٢]
و ابراهيم سالم بدون هيچ گزندى از آتش بيرون آمد!
و ديگر قوانين طبيعى كه براى شمارى از پيامبران و حجتهاى الهى در روى زمين از كار افتاد؛ دريا براى موسى شكافته شد،[٣] روميان تصور كردند عيسى را دستگير كرده اند[٤] در حالى كه اشتباه مىكردند و پيامبر اسلام، صلى الله عليه وآله، در حالى كه گروه زيادى از قريش خانه اش را در محاصره داشتند و ساعتها در كمين او بودند، از خانه بيرون آمد و از ميان آنان گذشت در حاليكه خداوند وى را از ديد آنان پنهان داشت.[٥]
در همه اين نمونهها قانون طبيعت براى حمايت و حفاظت يك شخص از كار مىافتد زيرا حكمت الهى اقتضاى زنده ماندن او را داشته است و قانون پيرى هم مىتواند در زمره يكى از اين نمونهها باشد.
شايد بتوان از آنچه تا به حال اتفاق افتاده يك نتيجه كلى به دست آورد و آن اينكه: هر وقت حفظ جان حجتى الهى در روى زمين نياز به تعطيل قانونى طبيعى داشته باشد و هرگاه ادامه زندگى آن شخصيت براى انجام يك طرح مهم، ضرورى باشد در اين هنگام لطف الهى