ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥١ - ٥ ذكر نام امام زمان به طور صريح
شباهت ميان پرشدن زمين از عدالت است بگونه اى كه از جور و ستم پر شده باشد و سخنى از تاريخ سپرى شدن ظلم و جور و جايگزينى عدل و داد به ميان نيامده است.
ب) در برخى ديگر از روايات چنين آمده است كه:
«يملاء الارض قسطا و عدلا و نورا بعد ما ملئت ظلما و جورا»[١] بعد از آنكه دنيا از ظلم و جور پر شد امام زمان، عليه السلام، تشريف مىآورد و آن را از عدل و داد سرشار و لبريز مىنمايد؛ اما مقدار اين فاصله و اندازه آن مشخص نشده است. پس بايد اين شبهه از اذهان بيرون بيايد كه تا دنيا از ظلم و ستم پر شد؛ بايد حتما امام زمان، عليه السلام، ظهور كند؛ زيرا امكان آن هست كه اين مدت زمان و فاصله بنا به حكمتها و مصالحى به درازا بكشد و اين نبايد براى كسى جاى نگرانى و يا افسردگى باشد.
٥. ذكر نام امام زمان به طور صريح
يك مساله ديگر اين است كه آيا در اين زمان ذكر اسم امام زمان، عليه السلام، به طور صريح و مشخص، جائز است يا خير؟ در بعضى روايات وارد شده كه نبايد صريحا اسم امام زمان، عليه السلام، را بيان كنيم بلكه بايد بگوييم (م ح م د) در روايتى آمده است:
«لا يحل لكم ذكره باسمه»[٢]
بنابراين اصلا ذكر نام حضرت مباح نيست. بعضى از اعاظم و علماى دين مستقلا در اين موضوع كتاب نوشته اند.[٣] شيخ حر عاملى در اين مساله كتاب مستقلى تاليف نموده است.[٤] مرحوم ميرداماد كتاب مستقلى در اين مساله به نام «شرعة التسمية» تاليف و بر حرمت ذكر نام اصلى امام زمان، عليه السلام، استدلال كرده است.[٥]
شيخ صدوق[٦] كه متخصص و استاد جمع روايات مربوط به امام زمان، عليه السلام، است در كمال الدين مىفرمايد:
«والذى اذهب اليه ما روى فى النهى من التسمية»[٧]
آنچه من بدان مايل شدهام رواياتى است كه در آنها از تسميه نهى شده است.
درباره فتوى به حرمت ذكر نام؛ صريح امام زمان، عليه السلام، معتقدان به اين راى چون شيخ صدوق، شيخ مفيد، شيخ طبرسى، سيد اسماعيل عقيلى مولف «كفاية الموحدين»، ميرداماد، علامه مجلسى، محدث نورى ... هر كدام به گونهاى به حرمت فتوى داده و آن را به زمان خاص و يا با شرايط مخصوص مقيد نموده و برداشتهاى گوناگونى از روايات مربوطه نمودهاند كه مىتوان با مراجعه به كتاب نفيس «مكيال المكارم»[٨] «نجم الثاقب»[٩] تاليف محدث نورى و ديگر مصادر مربوطه از مشروح مباحث و مطالب آگاهى حاصل نمود. لكن الان قول ديگرى حاكم است و آن اينكه هيچ يك از مراجع معظم تقليد ما ذكر نام امام زمان، عليه السلام، را حرام نمىدانند زيرا رواياتى را كه در اين خصوص صادر شده ناظر به زمان تقيه مىدانند و استدلال مىنمايند كه در روايات مربوطه به امام زمان، عليه السلام، بيان شده كه نام آن حضرت، نام پيامبر، و كنيهاش، كنيه پيامبر، صلى الله وعليه وآله، است. خوب وقتى بنا باشد كنيه پيامبر درباره ايشان علنا مطرح باشد؛ نام پيامبر نيز علنا در مورد ايشان مطرح شود، اين زمينهاى مىشد براى اينكه دشمنان حضرت مهدى را شناسايى كرده و جان ايشان را مورد خطر و تهديد قرار دهند و اين مربوط به زمان تقيه و خطر بوده است. پس توجه مىشود كه اين مساله از آن مسائلى است كه به تعبير امام راحل، قدس سره الشريف، شرايط زمان و مكان به عنوان عناصر مؤثرى در اجتهاد دخالت دارد و تاثير مىگذارد.[١٠] برداشت و استنباط فقهاى ما اين است كه اين روايات به زمان تقيه نظارت دارد يعنى زمانى كه خلفاى عباسى با شدت هر چه تمامتر از همه احتمالات و اخبار براى رديابى امام زمان، عليه السلام، استفاده مىكردند تا آن حضرت را يافته و نابود نمايند. اما الان كه آن تقيه وجود ندارد لذا آن حركت هم منتفى است. بنابراين ذكر نام امام زمان، عليه السلام، «حرمت مادامى» است يعنى مادامى كه تقيه حاكم بوده ذكر نام صريح امام، عليه السلام، حرام بوده است اما وقتى تقيه مرتفع شدحرمت هم مرتقع مىشود.
در اين ميان بعضى از بزرگان بين دو قول مطرح در اين مساله جمع كردهاند و گفتهاند به استناد بعضى از روايات ذكر نام صريح حضرت، عليه السلام، در ملاء عام و محافل و مجالس جائز نيست امادر غير اين موارد، بيان نام امام زمان، عليه السلام، اشكال ندارد. كما اينكه شيخ مفيد در ارشاد[١١] و محدث نورى در النجم الثاقب[١٢] و شيخ صدوق در