گزيده مفتاح الفلاح - كليد رستگارى - شيخ بهائى - الصفحة ٢٧٦ - * دعاهاى پس از وضو و استعمال بوى خوش
عزت و جلالت سوگند، و حاجتهاى آنها را تأخير نمىاندازى و جز تو كسى آن را برآورده نسازد. خدايا! مرا و ايستادنم و ذليلانه ايستادنم در برابر خودت را مىبينى، تو از ضمير من آگاهى و آنچه را كه در دلم است و آنچه را كه امر دنيا و آخرتم را اصلاح كند، مىدانى. خدايا! ياد مرگ و وحشتهايى كه از آن آگاهيم و ايستادن در پيشگاه تو، خوردن و نوشيدن را بر من ناگوار كرده است، بهطورىكه آب دهانم را نتوانم فروبرم و راحتى را از من گرفته و خواب از چشمم ربوده است. چگونه بخوابد كسى كه در شبوروز بيم آمدن ملك الموت را دارد، بلكه چگونه عاقل بخوابد، حال آنكه ملك الموت شبوروز نمىخوابد و روح او را در شب و در هر لحظه طلب مىنمايد؟».
امام زين العابدين ٧ بعد از اين دعا به سجده مىرفت و گونه خود را به خاك مىچسباند و مىگفت:
أسألك الرّوح و الرّاحة عند الموت، و العفو عنّي حين ألقاك.
«از تو مىخواهم رحمت و راحتى هنگام مرگ را، و اينكه وقتى تو را ملاقت مىكنم، مرا عفو كنى».