گزيده مفتاح الفلاح - كليد رستگارى - شيخ بهائى - الصفحة ٢٥٢ - * بحث مفصل راجع به تسبيحات حضرت زهرا
سه بار سلام مىكرد، اگر به او اذن ورود داده مىشد، وارد مىشد. در غير اين صورت برمىگشت. لذا من گفتم عليك السلام يا رسول اللّه داخل شويد. آن حضرت وارد شد و بالاى سر ما نشست و فرمود: اى فاطمه! ديروز چه خواستهاى از من داشتى؟ و من ترسيدم كه اگر فاطمه جواب پيامبر را ندهد، حضرت برخيزد. لذا سرم را از زير لحاف بيرون آوردم و گفتم: يا رسول اللّه! سوگند به خدا من خواسته فاطمه را به اطلاع شما مىرسانم. فاطمه آنقدر مشك بر دوش گرفت كه به سينه او آسيب رساند و آنقدر آرد كرد كه دستان او مجروح شد و آنقدر خانه را جارو كرد كه لباسش غبارآلود شد و آنقدر آتش زير ديگ روشن كرد كه لباسش سياه شد. من به او گفتم خوب است نزد پدرت بروى و از او خادمى طلب كنى كه از سختى كار تو بكاهد. پيامبر ٦ فرمود: آيا شما را به چيزى تعليم نكنم كه براى شما بهتر از خادم باشد؟ هنگامى كه براى خواب به بستر مىرويد، سى و چهار بار اللّه اكبر و سى و سه بار سبحان اللّه و سى و سه بار الحمد للّه بگوييد. آنگاه فاطمه ٣ سر خود را بيرون آورد و دو بار گفت:
من از خدا و رسولش راضى هستم[١].
[١]- كتاب من لا يحضره الفقيه: ١/ ٣٢٠.