ترجمه اعتقادات شيخ صدوق - حسني، محمد علي - الصفحة ٧٤ - باب(هيجدهم) اعتقاد در رجعت
تو زنده كنم؟ عرض نمود: بلى، حقتعالى آنها را براى او زنده نمود و برانگيزانيد با او و اين قوم مردند و بدنيا برگشتند و باز باجلهاى خود مردند و ايضا در قرآن فرموده: يا مانند آن شخصى كه گذر نمود بر قريه اى وقتى كه ديوارهاى آن قريه بر روى سقفهايش افتاده بود، آن شخص گفت كى زنده ميسازد خدا يا اهل اين قريه را بعد از مرگشان؟ پس حقتعالى ميرانيد آن شخص را صد سال بعد از آن زندهاش نمود فرمود چقدر وقت توقف نمودى؟ (يعنى در حالت مرگ) عرض نمود: يك روز يا پاره از روز، فرمود بلكه صد سال توقف كردى پس ملاحظه نما طعام و شرابت را متغير نشده و نگاه بالاغت كن و بايد كه تو را نشانى قرار دهيم براى اعتقاد مردم و نظر كن باستخوانها كه چگونه بالاى هم تركيب مينمائيم پس گوشت بر آنها ميپوشانيم، چون آن شخص را حال معلوم شد گفت: دانستم كه خدا قادر بر كل اشياء است[١].
مصنف گويد: پس اين شخص مرد صد سال و باز بدنيا آمد و بعد باجل خود مرد و نام او عزيز است: و حقتعالى در قصه اشخاص از قول موسى ٧ كه براى وعدهگاه پروردگار انتخاب شده بودند فرموده كه: باز زنده كرديمتان بعد از مردنتان كه شايد شكر نمائيد[٢] و بيان اين معنى آن است كه چون بنى اسرائيل سخن خداوند را استماع نمودند، گفتند كه اعتقاد نميكنم
[١] أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها قالَ أَنَّى يُحْيِي هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ كَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ فَانْظُرْ إِلى طَعامِكَ وَ شَرابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إِلى حِمارِكَ( تا آخر آيه) سوره بقره آيه ٢٦١
[٢] ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ- سوره بقره آيه ٥٣